عباس حاتمی
تشکلهای صنفی به عنوان نهادهای اجتماعی و مدنی از لوازم اصلی نظام مرمسالاری محسوب میشوند این نهادها همچون احزاب سیاسی در متن جامعه قرار دارند و روابط بین حاکمیت و اعضای صنف مربوطه هستند. تشکلهای صنفی از حقوق صنف مربوطه حمایت میکنند و مسوولان سازماندهی اعضای خود را بر عهده دارند اما به دلیل این که از یک صنف خاصی حمایت میکنند، نمیتوانند از حقوق تمامی مردم دفاع نمایند اصولا تخصصی و حوزه عملکرد آنان در حیطه صنف مربوطه است. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تحقق نظام مردم سالاری دینی، تشکلها و نهادهای مختلفی تاسیس شدند که عمدتا دولت را ساخته بودند به این جهت مورد استقبال نخبگان جامعه قرار نگرفتند اما در سالهای اخیر به ویژه در زمان دولت آقای خاتمی نهادهای اجتماعی مردمی و غیر دولتی شکل گرفتند که نه تنها به دولت وابسته نبودند بلکه یکی از وظایف عمده آن نقد عملکرد حاکمیت و نظارت بر رفتار دولت بود. یکی از این نهادهای تشکلهای صنفی روحانیون بود که از اوایل انقلاب به وجود آمدند ولی در سالهای اخیر بعضی از این تشکلها به سمت غیردولتی شدن حرکت کردند و تلاش نمودند به عنوان یک تشکل مستقل در صحنههای مختلف اجتماعی حضور داشته باشند از جمله این تشکلهای صرف روحانی عبارتند از جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مجمع روحانیون مبارز، مجمع مدرسین حوزه علمیه قم و ... از این که اعضای محترم این تشکلها با احساس مسوولیت در برابر نظام و ملت به صورت گروهی وتشکل فعالیت مینمایند شایسته تقدیر است اما به لحاظ این که در شرایط کنونی که به عصر انفجار دانش و اطلاعات مشهور است نیازها و انتظارات جامعه به ویژه نسل جوان تغییر کرده است مسلما یک نهاد تک تخصصی نمیتواند نماینده تمامی گروهها و طبقات اجتماعی باشد در نتجه از فراگیری لازم برخوردار نخواهد بود و در آینده نه چندان دور حوزه اثرگذاری آن محدود به همان صنف تخصصی خواهد بود از اینرو جهت افزایش کارآیی و ارتقای حوزه فعالیت تشکلهای روحانی پیشنهادات ذیل ارائه میگردد تا در آینده شاهد شکوفایی این نهادهای مردمی باشیم:
1- شایسته است تشکلهای همسو با هم ادغام شوند و نهایتا 2 تشکل بزرگ به نامهای مجمع روحانیون و جامعه روحانیت تشکیل شود.
2- اساسنامه تشکلهای روحانیون طوری اصلاح شود که متخصصان غیرروحانی نیز بتواند به عضویت آن تشکلها در آیند نیاز جامعه امروزی بسیار وسیع و در تخصصهای مختلف است در غیر این صورت تشکلهای صرف روحانی فقط در میان روحانیون جایگاه خود را حفظ خواهد نمود.
3- تشکلهای روحانیون نباید وابسته به حاکمیت باشند تا بتواند بیطرفانه حاکمیت را نقد و تحلیل کنند و از حقوق ملت دفاع نمایند.
4- تشکلهای صنفی روحانیون بایستی فعالانه در صحنههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حضور داشته باشند و در برابر بیعدالتیها، تبعیضها، فقر، فساد اقتصادی و حقوق شهروندی موضعگیری نمایند. برای نیل به این اهداف بایستی نخبگان علمی و اجرایی را جذب تشکلهای روحانی کنند. در تاریخ معاصر ایران وحدت بین نخبگان علمی با روحانیون و نخبگان (روشنفکران) فاصله افتاده بدخواهان سوء استفاده کرده و برای ضربه زدن به منافع ملی ایران وارد عمل شدند.
5- تشکلهای روحانیون بهتر است یک روزنامه و یک شبکه تلویزیونی تاسیس کنند تا بتوانند با مردم ارتباط موثر برقرار نمایند.
6- برای ارتقای دانش عمومی روحانیون در حوزههای اقتصادی، فناوری، اجتماعی و سیاسی، شایسته است در تشکلهای روحانیون و حوزههای علمیه دروس تخصصی و علمی نیز تدریس شود. عصر حاضر به قرن انفجار دانش تبدیل شده و لازمست این عزیزان به جدیدترین علوم و فنون علمی مسلط شوند.