* آیا خود شما در آن آمبولانسها حضور داشتید؟
** «آری. پس از تحصیل در دانشکده پزشکی بغداد، من میخواستم که در جراحی استخوانبندی (اورتوپدی) تخصص پیدا کنم، ولی با حمله ایالات متحده به عراق همه چیز دگرگون شد. به جای ادامه دادن تحصیلاتم، من به عنوان یک پزشک داوطلب ارائه خدمت کردم، و این کاری است که هنوز هم آنرا انجام میدهم.»
«اغلب اتفاق میافتاد که آمبولانسها از سوی سربازان کمین کننده آمریکایی هدف گلوله قرار میگرفتند، (همانند فلوجه). در طول محاصره اول این شهر، یک روز ما به سراغ یک خانواده زخمی رفتیم. آمریکاییان خیابان را اشغال کرده بودند. ما باید تنها شش متر پیش میرفتیم تا به آن افراد دسترسی پیدا میکردیم. ولی هر بار که خواستیم از خیابان بگذریم، بارانی از گلوله بر دیوار بارید. یکی از همکاران من جرات به خرج داد تا برود. او تا سه شمرد و با کت سفیدش به طرف مرد زخمی دوید، در حالی که گلولهها مثل باد از اطرافش میگذشتند. او طناب را به سمت ما پرتاب کرد، دوباره تا سه شمرد، و ما بیمار را به سمت خود کشیدیم. دوباره گلولهها به سمت دیوار باریدن گرفتند.»
* شما درطول نخستین محاصره فلوجه، در آوریل 2004، چگونه کار میکردید؟
**«آمریکاییان راه دسترسی شهر به بیمارستان را مسدود کرده بودند، بنابراین ما مجبور بودیم که یک بیمارستان صحرایی راهاندازی کنیم. آن روزها واقعاً روزهای وحشتناکی بود. ما مجبور بودیم که پاها را با داروهای بیهوشی محلی که بسیار رقیق و آبکی شده بود قطع کنیم. ما چارهای نداشتیم به جز اینکه زخمها را با نخ و سوزنهای معمولی بدوزیم و بخیه بزنیم. در طول و درست پس از شب چهارم، شب بمبهای خوشهای، ما دیگر پزشک نبودیم، بلکه جمعآوری کنندگان اندامها (دست و پا) بودیم. ما سرهایی را سوا و جدا میکردیم که با بخشهای دیگر بدن تناسب داشتند. مردی بود که تنها مجموعهای از اندامهای زن و فرزندانش را به مثابه واپسین پادگاری و خاطره آنان در اختیار داشت. پس از دو هفته، آتشبس برقرار شد، ولی آتشبس واقعی نبود، چنان که کمین کنندگان وارد عمل شدند. مردم در خیابانها و در همه جا تار و مار میشدند.»
پیش از دومین محاصره، در نوامبر 2004 ، از همه درخواست شد که شهر را ترک کنند ولی حتی در آن زمان هم بسیاری از غیرنظامیان جان خود را از دست دادند.
آنان همواره چنین کاری میکردند، آنان از زنان و مردان میخواستند پیش از حمله شهر را ترک کنند. ولی این یاوهگویی و چرندیات محض است، آن چنان که هیچ گونه قید و بندی موجود نبود. بسیاری از مردم ترجیح میدهند که در خانههای خود پناه بگیرند. ولی در طول دومین حمله، جنگافزارهای غیرقانونی همچون ناپالم مورد استفاده قرار گرفت، و نیز مردم در خانههایشان کشته شدند. و با وجود این، هر کس که از فرامین آمریکاییان پیروی میکرد نیز کشته میشد. (سکوت طولانی دکتر اسماعیل)
این یکی از آن فجایعی است که ما درباره آن شهادتهای تکاندهندهای داریم. یک خانواده هشت نفره فرامین آمریکاییها را اطاعت کردند و شهر را ترک کردند، و به سمت نقطهای که آمریکاییان جهت تجمع آنان نشان داده بودند حرکت کردند. آنان یک به یک در پشت سر همدیگر، با یک پرچم سفید، حرکت کردند و امیدوار بودند که به آرامی جان خودشان را نجات دهند. ولی ناگهان، آمریکاییان شروع به شلیک به خانوادههای عراقی در نقطه تجمع آنان کردند. مردی که نجات یافته بود شاهد شلیک به زن، بچهها و پدرش، یکی پس از دیگری، بود. خود او هم زخمی شده بود، ولی پس از دو ساعت، وی توانایی دست تکان دادن و کمک خواستن را در خود یافت و پس از اینکه آنان یک بار دیگر به وی شلیک کردند.»
* در طول دومین حمله شما سرگرم چه کاری بودید؟
** «من هر جا که توانستم تلاش کردم که کمک کنم. ولی ما در طول دومین محاصره اجازه نیافتیم که وارد شهر شویم. تنها چندی بعد ما توانستیم وارد شهر شویم. ولی با وجود این کوشیدیم تا به افراد فقیر و تنگدست دست یابیم. ما از داخل آمبولانس، ظروف آب و نان را برای مردم ناتوان پرتاب میکردیم که بیدرنگ مورد هدف قرار میگرفتند این تنها آشکارترین نمونه نقض جدی بیطرفی پزشکی است که عمدتاً آمریکاییان و همپیمانان آنها مرتکب آن میشدند. بر اساس کنوانسیون ژنو طرفهای متخاصم باید به کارکنان پزشکی و درمانی احترام بگذارند و از آنان مراقبت به عمل آورند، و به آنان اجازه دسترسی به بیماران را بدهند. تا آنجا که به آنان مربوط میشود، پزشکان باید بیطرف باشند و هر فرد بیماری را درمان کنند. خب، ما در حال انجام این وظیفه هستیم. من آمریکاییان، عراقیها، حتی شورشیان را درمان کردهام. ولی در بسیاری مواقع، سربازان به پزشکان و بیماران آنها حمله میکردند. یا راه رسیدن کمکهای پزشکی را سد میکردند و یا آنها را نابود میکردند. پزشکان به هنگام عمل جراحی دستگیر میشدند و سربازان داد میزدند: «شما شورشیان را درمان میکنید.» هنگامی که پزشکان کتک میخوردند بیماران جان خود را از دست میدادند.»
* آیا بیمارستانها بمباران میشدند؟
** «آری. کمین کنندگان در طول عملیات ماتادور (گاوباز) ارتش آمریکا، در هفتم ماه مه، مهمترین بیمارستان حدیثه در غرب این شهر را اشغال کردند. آنان میدانستند که اعمال جراحی در جریان بود. پزشکان دستگیر شدند، آنها اتاقها را ویران کردند، و حتی تانکها وارد بیمارستان شدند. همه موجودی وسایل پزشکی نابود شد، انبار بیمارستان به مدت نه ساعت سوزانیده شد. من در آنجا کار میکردم، و ما بیدرنگ شروع به بازسازی بخش پزشکی کردیم، ولی در 29 مه، دوباره به ما حمله شد.»
* آیا هیچ گمان و حدس جدی درباره پنهان شدن شورشیان در آن بیمارستان وجود نداشت؟
** «خیر، زیرا سربازان همیشه بیمارستانها را جستجو میکنند، آنان هر گوشهای را میگردند، و با وجود این، حتی اگر ما سرگرم درمان کردن یک شورشی میبودیم، عملیات خرابکاری غیرقانونی بود. اگر هیچ حمایتی از شما نشود، اگر بیمارستان شما بارها و بارها بمباران شود، اگر پزشکان شما کتک بخورند، اگر آمبولانسهای شما مورد حمله قرار گیرند خدمات پزشکی در مناطق جنگی به گونهای خندهدار احمقانه و بیمعنی است.»
* آیا فقط آمریکاییان چنین تخلفاتی را مرتکب میشدند؟
** «خیر. ارتش و پلیس عراق هم که قدرت زیادی دارند دست به چنین کارهایی میزنند، چندی پیش، آنان به سختی یک پزشک را کتک زدند به خاطر اینکه وی یک سرباز را خیلی خوب درمان نکرده بود. همین که همکاران آن پزشک شروع به اعتراض کردند، با آنها نیز بدرفتاری شد. ولی در همه اسناد و مدارکی که ما توانستهایم گردآوری کنیم، و قصد داریم آنها را در گزارشی منتشر کنیم، عمدتاً آمریکاییان هستند که بیطرفی پزشکی را نقض میکنند. البته این امر منطقی است، زیرا آنان بودند که به عراق حمله کردند.»
* آیا خود شما همواره میتوانید بیطرف باقی بمانید؟
** من در حال آموزش دادن و تعلیم پزشکان جوان هستم، و این کار از جنبه و زاویه بیطرفی پزشکی انجام میدهم.
ولی به عنوان یک پزشک، این کار همیشه آسان نیست. شما مردمی را میبینید که تکه تکه شدهاند، و دیدن این صحنه شما را خشمگین، نافرمان و گستاخ میسازد. من عضو هیج حزب سیاسی نیستم، ولی به عنوان یک پزشک، عراق پیش از تهاجم آمریکا را ترجیح میدهم. در آن هنگام، ما حداقل منابع لازم جهت انجام کار خود را داشتیم. اکنون چیزی وجود ندارد، و حتی بنیادیترین حقوق انسانی نادیده انگاشته میشوند. آمریکاییان با ماندن در عراق، و با تبدیل کردن شهرهایی همچون فلوجه به یک زندان بزرگ، جایی که مردم میتوانند تنها از طریق پستهای بازرسی وارد شوند یا خارج شوند، هر روز دشمنان بیشتری برای خود میآفرینند. صفوف انتظار طولانی است، و اسکن یا پویش عنبیه چشم افرادی که وارد یا خارج میشوند لازم است.»
* هم اکنون وضعیت چگونه است؟
** در مورد فلوجه، من نمیدانم که چگونه آنان میتوانند در برابر این وضعیت به مدت طولانی ایستادگی کنند. شهر فلوجه یک زندان است. اصلاً هیچ گونه بازسازی وجود ندارد، بسیاری از مردم آواره، بیخانمان و بیمار هستند. در بغداد هم اکنون برخی امکانات درمانی وجود دارد، ولی در مناطق دوردست هیچ امکانات درمانی وجود ندارد. همه چیز نابود و ویران شده است. صرفنظر از این حقیقت که ما برخی مواد تازه دریافت کردهایم، وضعیت در مراکز بهداشتی در حال بدتر شدن است. فرار مغزها و مهاجرت نخبگان به صورت بسیار چشمگیری به چشم میخورد. پزشکانی که هدف قرار گرفتهاند در حال گریختن از کشور هستند. همچنین همه سازمانهای کمکرسانی عراق را ترک کردهاند. من درخواستی را به سازمان بهداشت جهانی ارائه دادهام. بسیار ناشایسته و بد است که ما چنین درخواستی بکنیم، ولی دیگر بیش از این نمیتوانیم از عهده این وضعیت برآییم.
در حال حاضر بزرگترین مساله، فساد است. پولهای اهدا شده به ما نمیرسد، کل تشیلات دولت فاسد است. هم اکنون مالیاتهای زیادی وجود ندارد، و مافیا کل انواع تجارت دارو و غذا را اداره میکند. غذای فاسد شده از اردن وارد کشور میشود و آزادانه و به وفور در عراق فروخته میشود. هیچ گونه نظارت بیشتری وجود ندارد که این نبود نظارت موجب میشود که افراد بیشتری بیمار گردند.»
* آیا شما بر این باور هستید که احتمال دارد تنش میان سنی و شیعه هنگامی که ایالات متحده عقبنشینی کند به یک جنگ داخلی بیانجامد؟
** «خیر، این مسخره و مضحک است. تنها رسانههای گروهی و آمریکاییان هستند که چنین چیزی را مطرح میکنند. ما قرنهاست که با یکدیگر بدون مشکل زیستهایم. سنی و شیعه با هم ازدواج میکنند، بچهدار میشوند، و با یکدیگر کار میکنند. این سیاستمداران هستند که تنشآفرینی میکنند تا مناصب، پستها و کرسیهایی را به دست آورند. در زندگی واقعی، میان مردم عادی تعاون و همکاری وجود دارد. آنها وابستگی قومی سیاسی که به آن دامن زده میشود را تجربه نمیکنند و بلکه، گاهی اوقات اوضاع غیرقابل کنترل میشود. ولی این آمریکاییان نیستند که قصد حل آن را دارند، آنها فقط میخواهند که همه چیز را کنترل کنند، و میخواهند که همچنان در عراق بمانند. آنها در حال ساختن پایگاههای نظامی برای پس از عقبنشینی سربازانشان از عراق هستند. ولی با این روش، آنان هر روز دشمنان بیشتری برای خود میآفرینند، و نفرت و بیزاری بیشتری برداشت و درو میکنند.»
«فسفر سفید چیزی است که ما سال گذشته فهمیدیم که ایالات متحده با آن غیرنظامیان عراقی را مورد هدف قرار داده است»
یکی از اتهاماتی که سازمان سلام اسماعیل، انجمن پزشکان عراق، میخواهد آن را اثبات کند، این است که ایالات متحده در طول محاصره دوم فلوجه علیه غیرنظامیان از جنگافزارهای غیرقانونی و غیرمجاز استفاده کرده است. دکتر اسماعیل به ندرت با افشاگریهای تلویزیون ایتالیا دچار شگفتی میشود. «ما همه این موارد را یک سال زودتر میدانستیم و نسبت به همه آنها آگاهی داشتیم، ما توانستیم که تصاویری از جنوب شهر، از بیشترین مناطق آسیب دیده، گرد آوریم. ما توانستیم حدود 77 جسد را تجزیه و تحلیل کنیم. شما حتی از دور میتوانستید متوجه شوید که جنگافزارهای شیمیایی آتشزا علیه غیرنظامیان مورد استفاده قرار گرفته بود. ادعای ما این است که فسفر سفید همراه با ناپالم مورد استفاده قرارگرفته است که این امر به شدت اثر ویرانگری بر بدن افراد داشته است. اگر این فرآورده با بدن تماس پیدا کند، همه چیز را خواهد سوزاند. این دقیقا همان چیزی است که ما مشاهده کردیم.»
پزشکان عراقی از اثراتی که این نمونهها میتوانند بر بدن انسانها داشته باشند به خوبی آگاه هستند شما به راستی لباسهایی را خواهید دید که دست نخورده و سالم هستند، ولی اعضایی از بدن که در معرض دید هستند کاملا سوختهاند و ناپدید شدهاند. ناپالم به بدن میچسبد، و حتی کارکرد آنرا بهتر میسازد. وانگهی، اکسیژن را نابود میکند. «ما همچنین تصاویری از افرادی را که در بستر خود، در خانه، بدون زخم و جراحت ناشی از گلوله، مردهاند را داریم. مردان، زنان، کودکان، همگی چهره مایل به آبی دارند، یا از دهانشان خون میچکد؛ که اینها علامتهایی از استفاده آمریکاییان از موادی همچون ناپالم یا فسفر سفید هستند.
نشانههای دیگری هم وجود داشته است. پس از حمله، کارکنان سازمانهای امدادرسان از ورود به شهر تا سه روز نهی شده بودند. همه مناطق با استفاده از بولدوزور صاف و هموار شده بود و با شن و ماسه پوشیده شده بود. چرا؟ به تصاویر گردآوری شده توسط ما بنگرید، و شما چرایی آن را خواهید دانست.