تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۸۶۲۱۰

عدالت مدیریتی و نگرانی‌های بی‌مورد


روح‌الله عاصمی زواره
در روزهای اخیر و به دنبال تغییر و تحولات ایجاد شده در مدیریت‌های کلان و بعضاً میانی کشور شاهد اظهارنظرها، اعتراض‌ها و ابراز نگرانی افراد و شخصیت‌های گوناگون اعم از مسؤول و غیرمسؤول بوده‌ایم. گروهی تا آن جا پیش رفته‌اند که با اعلام هشدار، تغییرات مدیریتی ایجاد شده و حذف برخی مدیران پیشین را به زیان کشور و ملت و موجب از دست رفتن سرمایه‌های ملی دانسته‌اند. در این باره و به منظور تنویر افکار عمومی و جلوگیری از تشویش اذهان، یادآوری نکات زیر ضروری است:
1. گزینش همکاران همفکر و دارای خط‌مشی یکسان عادی‌ترین کاری است که یک مدیر می‌تواند برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خویش انجام دهد. روال کار یک مدیر جدید از رییس‌جمهور گرفته تا مسؤولان اداره‌های کوچک و منطقه‌ای بر این بوده و هست که پس از روی کار آمدن، همکارانی را برگزینند که با آنان همسو و حداقل ضوابط و شرایط خواسته شده را دارا باشند. حال اگر در مجموعه‌ای کسانی کاملاً در تضاد با اهداف مدیر آن مجموعه و حتی به کارشکنی علیه وی مشغول باشند، ابقای آن‌ها بر خلاف عقل و بسیار سفیهانه است.
2. یکی از شعارهای اصلی دولت آقای احمدی‌نژاد گسترش دامنه مدیریتی و استفاده از افراد توانمند هر چند مهجور و بعضاً مطرود است. این که بعضی می‌پندارند در ایران هفتاد میلیونی فقط حدود دو سه هزار نفر توانایی مسؤولیت‌پذیری و حکومت‌داری دارند و این تعداد به هیچ عنوان مگر با به بلوغ رسیدن فرزندان و نزدیکانشان قابل افزایش نیست، فکری بسیار متحجرانه و خودپسندانه می‌باشد. بی‌گمان یکی از دلایل فرار مغزها و انزواطلبی جوانان مستعد و متفکر کشور، همین انحصارطلبی و رعایت نشدن عدالت مدیریتی است که موجب شده بسیاری از مدیران قدیمی سال‌ها پس از بازنشستگی نیز در پست‌های حساس به کار گرفته شوند و بسیاری از جوانان تحصیل کرده سرگردان و بیکار باشند. اگر به بهانه استفاده از نیروهای باتجربه هیچ‌گاه به نیروهای جدید اجازه عرض اندام داده نشود، پس از گذشت چند سال باید شاهد قحط الرجال و مرگ مدیریت‌ها باشیم.
3. با وجود این هیچ کس منکر لزوم استفاده از مدیران موفق و سالم و گرانبها بودن تجربیات ارزنده آنان نیست. رییس‌جمهور محبوب و وزرای ایشان نیز همواره بر استفاده از تجربه‌های مدیران پیشین و در موارد بسیار زیادی ابقا یا استفاده از آن‌ها در پست‌های دیگر تأکید داشته‌اند؛ تا جایی که وزیر محترم کشور نیز بیش از سایر وزرا به سبب انتخاب استانداران جدید مورد انتقاد و هجمه تبلیغاتی قرار گرفته، بر این امر صحه گذاشته و آن را اجرا کرده است.
4. مسأله شگفت‌انگیز، فراموشی تاریخی افراد و جریان‌هایی است که تغییر مدیریت‌های اخیر را در بوق و کرنا کرده و فریاد وا انقلابا سر داده‌اند. گویا این عزیزان از یاد برده‌اند هنوز هشت سال بیش‌تر از دورانی نمی‌گذرد که یک باره همه افراد متمایل به یک جناح سیاسی از مدیر گرفته تا آبدارچی اداره‌ها مورد بی‌مهری، عزل و انتقال محل خدمت قرار گرفتند و به بهانه اصلاحات، بسیاری از نیروهای ارزشی و متعهد نظام خانه‌نشین شدند.
عزیزان! چرا هنگامی که احمدی‌نژادها و بسیاری از فرزندان انقلابی امام(ره) با آن سابقه‌های درخشان مدیریتی به حاشیه رانده شدند به فکر حفظ سرمایه‌های مملکت نیفتادید؟ چرا روزی که پیشکسوتان خون و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شدند فریاد نزدید؟ چرا هنگامی که با طراحی نقشه‌های شوم ماهرانه، وزارت اطلاعات را درگیر ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای کردند و تار و پود آن را از هم گسستند و حیثیت نیروی انتظامی را با ایجاد غایله کوی دانشگاه لکه‌دار نمودند سکوت کردید؟ چرا در برابر تاراج بیت‌المال توسط مدیران و آقازاده‌ها سکوت کردید بلکه به حمایت آشکار از آن‌ها پرداختید؟! چرا سپردن پست‌های مملکتی به افراد بی‌کفایت را تماشا کردید و هیچ نگفتید؟ چرا فریادهای عدالت‌طلبانه و اشرافی‌گری مقام معظم رهبری را شنیدید و هیچ اقدامی نکردید؟
اکنون نیز آسوده خاطر و مطمئن باشید که مدیران کارآمد و لایق و آنانی که حافظ بیت‌المال بوده‌اند بر روی چشم دولت و ملت جای دارند و جای هیچ نگرانی و دغدغه‌ای نیست؛ زیرا رهبر، ملت و دولت بیدار هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات