یوسف محسنزاده
تحرکات و فعالیتهای دیپلماتیک ایران و رایزنی آن با مجموعه کشورهای مؤثر در آژانس بینالمللی انرژی هستهای و شورای حکام، نشاندهنده تثبیت و تأکید بر راهبرد و مذاکره به عنوان راهی برای احقاق حقوق مسلم ایران در مورد برخورداری از فناوری هستهای میباشد. این تاکید مجدداً در بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خطبههای نماز جمعه تهران ابراز گردید و برای جامعه بینالملل و نهادهای اصلی آن نظیر سازمان ملل و شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی هستهای و کشورهای ذی مدخل شکی باقی نگذاشته است که ایران اسلامی در مورد حق مسلم و شناخته شده خود در مورد برخورداری از فناوری هستهای، به هیچ عنوان کوتاه نخواهد آمد و مذاکرات و مباحثات مربوطه، اساسا درباره ضرورت اعتمادسازی و مطمئن ساختن سازمان ملل و ارگان هستهای آن یعنی آژانس بینالمللی انرژی هستهای درباره مصارف و استفادههای صلحجویانه و مسالمتآمیز ایران از فناوری هستهای، میچرخد.
واقعیت این است که 25 نوامبر آتی، برای ایران مهم و حساس است، چنانکه برای کشورهای درگیر این پرونده نیز اهمیت دارد. کشورهایی مانند آمریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه به نمایندگی از اتحادیه اروپایی مایلند که ایران پرچم سفید را به علامت تسلیم به اهتزاز درآورد تا این حرکت را به عنوان اقدام ایران برای حرکت در مسیر اعتمادسازی معرفی کنند و از سوی دیگر، تعریف ایران از اعتمادسازی، شامل مقوله متفاوت از آنچه که غربیها میاندیشند، میباشد و لذا تفاوت ماهوی میان اعتماد سازی دو جانبه وجود دارد. اعتمادسازی از نظر ایران به معنی وجود همکاری تنگاتنگ و منطبق بر قانون میان آژانس انرژی هستهای و ایران میباشد و معاهده NPT ، خود بسترهای مناسب و چارچوبهای مطلوب چنین همکاری را فراهم ساخته است. بنابر این حضور بازرسان و مفتشان آژانس در سایتهای هستهای و فعالیت نیروگاههای هستهای ایران در تحت نظارت فرستادگان آژانس و ارایه گزارشهای منظم در مورد شکل و ماهیت اینگونه فعالیتها، میتواند عملکرد شفاف و بینقص ایران اسلامی را بنمایاند و بهانهجوییها را سد کند.
بدیهی است از نظر قانونی آژانس بینالمللی انرژی هستهای نباید ادعایی بیش از این داشته باشد زیرا این ادعاها اگر مطرح شود، چیزی جز ادعاهای واهی و بیدلیل دشمنان سیاسی ایران در واشنگتن و تلآویو نبوده و البته از آژانس انتظار میرود این ادعاها را در نگرش و همکاریهای خود با ایران، دخالت ندهند.
متاسفانه قطعنامه قبلی شورای حکام، معجونی از مداخلهها و ادعاهای بهانه جویانه غربیها بوده است و در عین حال، اوج استفاده ابزاری آنان را از نهادهای بینالمللی به منصه ظهور میرساند. اکنون تحرک دیپلماتیک ایران اهداف متعددی را مدنظر قرار داده است اولاً چنانچه مجموعه کشورهای جهان سوم را به اتخاذ موضع قاطعتری در شورای حکام ترغیب نمایند، میتوان به تزلزل مواضع آمریکا و همپیمانان آنان امید بست و ثانیاً تلاش برای گسترش دامنه مذاکرات با دعوت از کشورهای افزونتر، میتواند انتخابهای آمریکا و همپیمانان آنرا محدودتر نماید و این خود دستاورد کمی نخواهد بود.