دکتر مجدی قرقر
فرهنگ در معنا و مفهوم گسترده آن عبارت است از "مجموعه ویژگیها و خصوصیات روحی، مادی، فکری و احساسی خاص است که جامعه یا گروهی را از سایر گروهها و جوامع متمایز میکند و شامل هنر، ادبیات، شیوههای زندگی و تولید اقتصادی است، همانگونه که حقوق اساسی بشر و تنظیم ارزشها و سنن و اعتقادات را نیز در بر میگیرد."
از اینجاست که فرهنگ تحریم در وجدان، درک و افعال ما مورد تاکید قرار میگیرد که چه کسی باید مورد تحریم کنیم و حدود این تحریم چیست، چه انتظاراتی از این تحریم میرود و چگونه این را به دیگران انتقال دهیم و چگونه در این کار که با هم در قبال آن اشتراک نظر داریم، شرکت کنیم؟ فرهنگ تحریم به عنوان یک فکر و اندیشه و سبکها و ارزشها و آداب و سنن در خورد و خوراک و لباس و مطالب مورد مطالعه و مشاهده و شنیداری ما منعکس میشود.
فرهنگ تحریم به عنوان فرهنگ مقاومت
امت عرب و به طور کلی جهان اسلام با حمایت وحشیانهای غریبی از سوی صهیونیستهای هم پیمان آمریکا مواجه شده است. این حملات نه تنها ملل و هویت و خیرات جهان اسلام و عرب را هدف قرار داده است که به طور خلاصه بقای آن را تهدید مینماید. در مقابله با این حمله دو راهکار رخ مینماید: راهکار تسلیم و راهکار مقاومت.
طرفداران راهکار تسلیم گمان میکنند، بدین وسیله خود و میهن خویش را نجات میدهند، در حالی که آنها حتی توان تضمین نجات خویش را ندارند، چه برسد به میهن خویش و به عمد یا غیر عمد فراموش میکنند، که رژیم صهیونیستی در صورت دستیابی به کوچترین فرصت جز به تقسیم و تکهتکه نمودن امت اسلام رضایت نخواهدداد ... اسراییل جز به بندگی ما رضایت نخواهد داد، ما در سرزمینهای خویش باید بندگان اسراییل باشیم تا هر آنچه که از خیر و برکات وجود دارد را به این رژیم بدهیم.
آیا این معنای زندگی است؟- آیا این معنای نجات و رهایی است؟ بیشک اگر معنای آن این باشد، باید از زندگی و نجات مایوس شد. خداوند متعال میفرماید: بر همه پیدا است که یهود حریصتر از همه مردمند به زندگی مادی، حتی از مشرکان، از اینرو آرزوی عمر هزار ساله میکنند و اگر به آرزویشان برسند هزار سال هم آنها را از عذاب خدا نرهاند و خداوند بر کردار ناپسند ایشان آگاه است. همچنین در جای دیگر میفرماید: "دیگر هیچکس وی (یهود) را هدایت نخواهد کرد، چنین گمراهان هم در زندگانی دنیا به انواع بلا معذبند و هم در عالم آخرت به سختترین عذاب گرفتارند و از قهر خدا ابدا نگهداری ندارند.
پس با این حساب اکنون دو راهکار در مقابل جهان عربی و اسلامی وجود دارد: راهکار همسان و همگون شدن و راهکار مقاومت و تحریم. اما بهتر است ما کدامیک از این دو را انتخاب کنیم؟
در مقابله با صهیونیسم هیچ چارهای جز راهکار مقاومت، وجود ندارد که آن را از فرهنگ مقاومت خویش الهام گرفتهایم و در تاریخ جدید و قدیم ما ریشه دارد و امت اسلام را در مقابله با بسیاری از حملات در امان نگهداشته است. در این لحظات حساس و سرنوشتساز میبایست به ریشههای خویش باز گردیم که ما را از ریشهکن شدن در امان و در نبرد برای بقا و ماندن حفظ میکند.
اکنون بعد از سالها فرهنگ مقاومت تاثیر خود را نشان داده و ما را در انتفاضه مبارک ملتمان در فلسطین مظلوم و غارت شده و در ایستادگی بیپروا برای بقا و ماندن ملاحظه میکنیم.
مقاومتی که از شکنجهها و ظلم و ستمهای دشمن صهیونیستی پا را فراتر نهاده و در حال حاضر منافع آنها را تهدید میکند، این در حالی است که ملاحظه میکنیم، در برخی مناطق انتفاضه دشمن را به فرار از سرزمینهای اشغالی، واداشته است. به همین دلیل است که میگویم، نیازمند بازگشت به ریشههای تاریخی خویش هستیم. برادران مجاهد و مبارز فلسطینی به این فرهنگ متوسل شدند و مقاومت به واقعیتی تبدیل شد که در مقابلش مدارا و سازش بیشک معنا و مفهومی نداشت، بازنگریی که از درون کتابهای تاریخی و تاریخ اسیر و در بند معنای واقعی قهرمانی را بیرون کشید تا اینکه به واقعیتی تبدیل شد که اکنون در میان ما و در کنار ما قرار دارد.
اما ملل عرب و مسلمان چه؟ متحد صهیونیستی آمریکا با عراق تکهپاره و بغداد، پایتخت خلافت اسلامی که تمدنش حدود چهار قرن تمام جهان را تحت شعاع خود قرار داده بود، چهها که نکرده است.
حالا کشورهای درگیر در عراق به دنبال یافتن روزنهای در این گوشه یا آن گوشه میباشند. و از خلال این راههای فرار و شکافها و روزنههای درهای ستبر و مستحکم برخی از اشکال مقاومت و ایستادگی خود را نمایان میسازد که در راس آنها سلاح تحریم است و این سلاحی مهم، از جمله سلاحهای مقاومت و ایستادگی دربند بقایی است که در سطور بالا ذکر آن رفت. بیشک هر درهمی که به خرید کالاهای صهیونیستی و آمریکایی اختصاص مییابد، به گلولهای تبدیل میشود که فلسطینیها با آن کشته میشوند. دکتر یوسف القرضاوی میگوید به سران کشور خویش گفتیم: "روابط را قطع کنید" به حرف ما گوش ندادند، به همین دلیل روی خود را به سوی ملل جهان اسلام میکنیم تا تولیدات آمریکایی و صهیونیستی را تحریم نمایند. چون اگر توان تحریم سیاسی را نداریم، امکان ایستادگی از طریق تحریم اقتصادی وجود دارد.
پرفسور رابرت جنسن، استاد دانشگاه تگزاس میگوید: "من امروز با پرداخت پول به یک شرکت آمریکایی حامی اسراییل به کشتن یک فلسطینی کمک کردم و اگر تو همچنان به دولت آمریکا مالیات میدهی، پس تو نیز همان کاری را میکنی که من کردم و اگر آمریکا سیاستهای خود را تغییر ندهد، بیشک فردا تفاوتی با امروز نخواهد داشت. " وی سپس از میزان کمکهایی که آمریکا به اسراییل میدهد سخن میگوید: "گزارش منتشره از سوی سازمان جنوبی تحقیقات و پژوهشها نشان میدهد، دولت آمریکا در سالی که موافقتنامه صلح شرمالشیخ به امضا رسید، یعنی سپتامبر 1999 حدود 6/3 میلیارد دلار تسحیلات به اسراییل کمک کرده است. وی سخنان در زمینه کمکهای مالی و نظامی آمریکا به اسراییل ادامه میدهد: " باید بدانیم، این تانکها (که فلسطینیها را به قتل خواهد رساند) در آمریکا ساخته شدهاند و اسراییل با کمکهای آمریکا آنها را خریداری کرده است، جنگندههای اسراییلی، هلیکوپترها، هواپیماهای اف 16 و آپاچی و تفنگهای خودکار و موشکها و بمبها هم ساخت آمریکا هستند و بهای آنها از مالیاتهای ما پرداخت شده است و برای کشتن و از بین بردن شهروندان فلسطینی مورد استفاده قرار میگیرند."
مرحوم شیخالعزبن عبدالسلام دستور تحریم و عدم فروش اسلحه و هر آنچه که به وحشیهای صهیونیست کمک میکند تا علیه مسلمانان بجنگند را صادر کرد، صلاحالدین ایوبی نیز پیش از جنگ حطین چنین کرد، هنگامی که خواست جامعه مسلمانان را علیه صلیبیان غارتگر متحد سازد به همین منظور فرمان آشکاری در مورد عدم داد و ستد تجاری با صلیبیها صادر کرد، به ویژه در زمینه تسلیحات که قبال کسانی که امروز در کشتن برادرانمان و فردا در کشتن خومان سهیم هستند، اقدام مشابهی نکنیم؟ این در حالی است که آمریکاییها تلاشهای بسیاری را برای تحریم کشورهای مخالف اسراییل میکنند. مگر نمیبینید که به روسیه و چین فشار میآورند که سلاحهای مدرن و پیشرفته خود را به ایران نفروشند؟ مگر نمیبینید، چگونه عراقیها را میکشند. این سلاحها فقط برای مسلمانان ممنوع و استفاده از آنها برای صهیونیستها و همدستانشان بلامانع است. آیا آنها اجازه دارند، این جنایات را علیه ما صورت بدهند ولی ما حق نداریم، برای دفاع از جان خویش کالاهای آنها را تحریم کنیم؟
نگاهی به واقعیتهای دردناک جهان اسلام باید ما را وا دارد تا نگاهی به فتواهای گذشته بیندازیم که در حال حاضر هیچ توجهی به آن نمیشود اما آیا چنین میکنیم؟
در عالم سیاست معروف شده است که منافع بر روابط موجود میان کشورها حاکم است و از این دیدگاه باید نگاهی به مواضع آمریکا در قبال مسایل سرنوشتساز اعراب و جهان اسلام داشته باشیم و در راس این مسایل، مساله فلسطین و پس از آن عراق و سودان قرار دارد. در جای دیگر نیز باید به این مقوله توجه داشته باشیم و از خود بپرسیم، که اصولا آمریکا از ما مسلمانان چه میخواهد؟ و ما از آنها چه میخواهیم؟ و چه منافع متقابلی بدون توجه به سازش و مدارا و اصول ملی و قومی میان ما و آنها وجود دارد که باعث میشود، ما به عنوان مسلمان طرف معاملات سخاوتمندانه برای آمریکاییها باشیم.
برای پاسخ به چنین سوالی میبایست، نقاط قوت خویش و همچنین نقاط قوت آمریکا را به عنوان حامی اول رژیم صهیونیستی، مشخص کنیم.
ما دارای درآمدها و منافع اقتصادی هنگفتی هستیم که نفت در راس آنها قرار دارد، همچنین دارای بازارهای تجاری بسیار گسترده و مناطق جغرافیایی غنی و استراتژیک و بالاخره فرهنگی هستیم که قلب و روح و روان شرق را تشکیل میدهد.
باید به این مساله توجه داشته باشیم و از آن غافل نشویم که آمریکا هرگز در کنار ما (جهان اسلام) نخواهد ایستاد، چون حق با ماست.
تحریم کالاهای ساخت آمریکا و رژیم صهیونیستی یکی از محورهای مهم فرهنگ مقاومت است، و فرهنگ مقاومت نیز میبایست همچنان در جهان عرب و اسلام زنده بماند.