غلامرضا سخنسنج
سوریه و آمریکا در سالهای اخیر در موارد و حوزههای گوناگونی با یکدیگر در تعامل بودهاند زمینههای همکاری سوریه و آمریکا بیشتر در مورد مسایل لبنان، فلسطین و عراق بوده و سوریه همواره در مورد لبنان با آمریکا بطور مستقیم در گفتگو بوده است.
بطور کلی در لبنان پنج بازیگر اصلی منطقهای و بینالمللی همواره در حال ایفای نقش بودهاند سه قدرت خارجی یعنی شوروی (قبل از فروپاشی) فرانسه و آمریکا و دو قدرت منطقهای یعنی سوریه و اسراییل همواره در مسایل لبنان دخیل بودهاند. آمریکا برخلاف اسراییل و شوروی سابق که به دلایلی از تجزیه لبنان منتفع میشدند همواره از لبنان مستقل و یکپارچه حمایت کرده است آمریکا همواره به لبنان به عنوان یک کشور عربی که مسیحیان در آن در رأس قدرت قرار دارند نظر مساعد داشته و از این بابت با فرانسه اشتراک نظر دارد.
مورد دیگر تعامل سوریه با آمریکا زمانی رخ داد که اولین چالش پس از پایان جنگ سرد در سطح بینالمللی یعنی تجاوز عراق به کویت روی داد به دنبال تهاجم آمریکا و متحدین آن به عراق برای آزادسازی کویت سوریه نیز در این مورد با آمریکا همگام و همراه بود سوریه با حمایت از آمریکا تایید کاخ سفید را برای ادامه حضور خود در لبنان به دست آورد یکی از موارد اتفاق نظر بین آمریکا و سوریه انتخاب رییسجمهور لبنان بود این دو کشور در مورد الیاس هراوی رییسجمهور سابق اتفاق نظر داشتند حتی تمدید دوره ریاست جمهوری هراوی قبلا با توافق سوریه و آمریکا و بدون بروز هیچ تنش خاصی صورت پذیرفت اما تفاوت امیل لحود با هراوی در این بود که لحود بیش از سلف خود از سوریه الهام میگرفت و این امر برای آمریکا خوشایند نبود از این رو تصمیم پارلمان لبنان که به زعم دولتمردان آمریکا با تهدید و تطمیع نمایندگان پارلمان لبنان از جانب سوریه صورت پذیرفت و در جریان آن با تغییر ماده 49 قانون اساسی این کشور راه را برای تمدید دوره ریاست جمهوری امیل لحود برای سه سال دیگر هموار نمود نمیتوانست مورد رضایت واشنگتن باشد.
ساعاتی پس از تصمیم پارلمان لبنان قطعنامه 1559 در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. پیشنهاد دهنده این قطعنامه فرانسه و آمریکا بودند در واقع با تصویب این قطعنامه دور تازه فشارها و محدودیتهای واشنگتن علیه دمشق آغاز شد.
واقعیت این است که واشنگتن پس از گذشت 2 سال از اشغال عراق و با پرداخت هزینههای گزاف سیاسی و اقتصادی و نیز تحمل صدها کشته و مجروح شرایط دشواری را در عراق تجربه میکند به همین دلیل به نظر میرسد آمریکا که در خصوص جریان صلح خاورمیانه هیچگونه انعطافی را از جانب سوریه مشاهده نمیکند دامنه اتهامات خود را بر ضد دمشق افزایش داده و اخیرا گزارش مهلیس قاضی آلمانی و رییس کمیسیون بینالمللی تحقیق سازمان ملل در مورد ترور رفیق حریری نخستوزیر سابق لبنان را دستمایه دور جدید فشارهای سیاسی خود بر دمشق قرار داد.
گزارش مهلیس بازتاب گستردهای در میان گروههای سیاسی لبنان و در سطوح منطقهای و بینالمللی داشته است مطبوعات برخی از کشورهای عربی گزارش مهلیس را تدوین شده از سوی آمریکا قلمداد نمودند که هدف از آن افزایش فشار بر سوریه و دور کردن لبنان از جهان عرب بوده است چیزی که آغاز یک جریان سیاسی حقوقی و دیپلماتیک برای جهان عرب خواهد بود گذشته از اتهام جدید مطرح شده در گزارش مهلیس آمریکا همواره سوریه را به حمایت از تروریسم، تلاش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی و دخالت در امور عراق متهم کرده است نگرانی آمریکا این بوده است که اتهامات و تحریمهای گسترده بر ضد دمشق نتوانسته است در سیاستهای منطقهای دمشق تاخیر چندانی بجا گذارد.
از این رو به نظر میرسد که از اهداف تازه آمریکاییها به زانو درآوردن دمشق با توسل به گزارش نماینده سازمان ملل در مورد اتهام دست داشتن سوریه در ترور حریری و ترساندن آنان از شورای امنیت باشد.
به هر حال باید گفت تصویب قطعنامه 1559 مداخلهجویانهترین و ظالمانهترین قطعنامهای بوده که صادر شد این قطعنامه برخلاف عرف و رویه معمول برای صدور قطعنامههای شورای امنیت و در واکنش به بحران و تنش خاصی که تهدیدکننده صلح و امنیت بینالمللی باشد تصویب نشد و برای اولین بار بود که قطعنامهای با این مضمون به تصویب میرسید این قطعنامه به مثابه دخالت در امور داخلی کشوری مستقل بود و نمایانگر روند جدیدی بود که امروزه در جهان شکل گرفته است آنچه که در مورد سوریه در جریان قطعنامه 1559 و فشارهایی که اکنون به بهانه دست داشتن دمشق در ترور رفیق حریری روی میدهد بخشی از طرحی است که نومحافظهکاران متحد اسراییل طی سالهای اخیر در هیات حاکم آمریکا طراحی کردهاند و تلاش در اجرای آن دارند هدف از این اقدامات فشار بر کشورهای مخالف سیاستهای آمریکا در منطقه است.
طرح نومحافظهکاران در دور اول ریاست جمهوری بوش این بود که مسئله عراق در مدت زمانی کوتاه حل و فصل شود و پس از تثبیت اوضاع طرح خاورمیانه بزرگ به اجرا درآید اما چالشهای بوجود آمده در عراق و مخالفت برخی از قدرت جهانی باعث تجدید نظر در پیگیری این طرحها گردیده است. اگر چه تغییر رژیم در دمشق خواست نومحافظهکاران در واشنگتن است اما به دلایل منطقهای و بینالمللی و نبود فضای مساعد برای آنان و نیز چالشهایی که آمریکا در عراق با آنها مواجه است این خواست نومحافظهکاران قابل اجرا و عملی نمیباشد.