عبدالوهاب المسیری ـ نویسنده مصری
استفاده از عبارت دولت یهودی برای توصیف دولت صهیونیستی اشتباهی است بس سترگ و باعث میشود که ما نتوانیم به کنه حقیقت این دولت پی ببریم.
دولت صهیونیستی با دستاویز قرار دادن مسائلی همچون (سرزمین موعود ـ امت برگزیده خدا ـ مرکزیت قدس ...) شکل گرفت و در واقع دولتی استعماری به شمار میرود و تنها ایمان به موازین قدرت دارد و قدرت را به عنوان تنها معیار و ابزار برای رفع اختلافات میداند و از همینرو میتوان گفت که دولت صهیونیستی گرایشهایی به دولتهای سکولار دارد، دولتهایی که مرجع نهاییشان اصل داروینیسم اجتماعی است.
به هر حال، نبود معیارهای اخلاقی یا انسانی و یا دینی باعث انتشار نسبیگرایی اخلاقی و خلط معیارهای اخلاقی میشود. دولت صهیونیستی نیز از این قاعده مستثنی نیست و خلط معیارهای اخلاقی در مسائلی همچون موضع دولت نسبت به بیبند و باری اخلاقی دیده میشود.
جامعه صهیونیست از نظر اخلاقی جامعهای منحرف محسوب میشود و بیگمان دلیل این مساله را باید در مهاجر محور بودن آن جستجو کرد. چنین جوامعی ـ جوامع مهاجر محور ـ به دلایل مختلف که در اینجا مجال بحث در مورد آن نیست، گرفتار بیبند و باریهای اخلاقی هستند.
از سوی دیگر، اتکای جامعه "اسرائیل" به جهانگردی نیز نقش بسیار موثری در انحرافات اخلاقی جامعه مذکور داشته است. (به تصور بنده، توریست کسی است که تنها به دنبال لذتهای زودگذر خود است و از نظر اخلاقی و اجتماعی عنصری ویرانگر برای جامعه میزبان محسوب میشود).
در این میان نیز نباید نقش سیاستهای اقتصادی لیکود در اوایل دهه 80 را نادیده گرفت. لیکود در این دهه، در شعارهای تبلیغاتی خود با تشویق واردات کالاهای مصرفی، سیاستی را همچون سیاست "درهای باز" مصر پیش گرفت که این مساله در نهایت باعث افزایش استفاده از کالاهای مصرفی و به تبع آن تاثیرات مخرب اجتماعی آن شد.
به هر حال صرف نظر از هر عاملی که در این میان دخیل بوده باشد، جامعه "اسراییل" ـ به گفته آمنون روبنشتاین ـ بیش از هر جامعه دیگری در جریانهای جهانی حل شد و هیچ نوع انحراف جنسی در جهان نیست که در این جامعه رواج نداشته باشد.
شهر تلآویو به خاطر انتشار مواد مخدر و انحرافات جنسی عملا به آمستردامی دیگر تبدیل شده است. دیگر هر ساله همجنسبازان راهپیماییهایی را برگزار میکنند و دامنه این راهپیماییها از دو سال پیش به قدس نیز کشیده شده است.
یکی از خاخامهای صهیونیست با گلایه از این مسئله، میگوید: "در گذشته تلآویو مرکز تجمع سکولارها بود و قدس نیز پایتخت یهودیان متدین ولی دیگر اوضاع به هم ریخته است. دیگر فرقی میان تلآویو و قدس وجود ندارد. محلهای فروش مجلات غیر اخلاقی و ابزار فساد در مناطق مختلف قدس و حتی در نزدیکی دیوار ندبه نیز دیده میشود."
گفتنی است که پیشنهاد یکی از ناشران آمریکایی مجلات غیر اخلاقی برای چاپ نسخههایی از این مجلات به زبان عبری با استقبال نهادهای سکولار "اسرائیلی" رو به رو شد.
غلبه تفکر نسبیگرایی اخلاقی و نبود معیارهای اخلاقی خاص باعث میشود که فرد در تشخیص اینکه چه اقدامی شایسته و اخلاقی و چه اقدامی ناشایست و غیر اخلاقی به شمار میرود، دچار سردرگمی شود و این مساله در نهایت منجر به انتشار انحرافات جنسی و اخلاقی میشود.
پر واضح است که تورات همجنسبازی در میان ذکور را حرام اعلام کرده تا جایی که مجازات فردی که مرتکب این گناه بشود، اعدام است. تلمود نیز هرگونه همجنسبازی میان مردان و زنان را حرام نموده است. ضمنا اگر نگاهی به تاریخ بیافکنیم پی به این نکته میبریم که جماعتهای یهودی در طول تاریخ با این نوع انحراف جنسی مقابله میکردند و حتی در زمان اختلاط میان یهودیت و هلنیسم یونانی در آخرین قرون پیش از میلاد که شماری از طبقه روشنفکر یهودی مصر و فلسطین یونانی شدند، با وجود آنکه هلنیسم رایج در یونان آشکارا موافق همجنسبازی بود ولی جماعتهای یهودی باز هم از این نوع انحرافات جنسی دوری میگزیدند.
با همه این احوال، در عصر جدید و همزمان با افزایش گرایش جماعتهای یهودی به اندیشههای سکولار وضعیت تغییر کرد. "ماگنوس هیرسفیلد" رئیس اولین گروه جهانی همجنسبازان و "کورت هیلر" معاون وی دو یهودی آلمانیتبار بودند و حتی "هیلر" مدعی بود که از نسل خاخام "هلیل" است. گفتنی است که هیلر نخستین کسی بود که اعتقاد داشت همجنسبازان را باید به عنوان یکی از اقلیتهای جامعه به شمار آورد و از حقوق آنان دفاع کرد.
برای آنکه از این معلومات تفسیری نژادپرستانه نکنیم و یهودیان را به عنوان مسئولان اصلی پدیده همجنسبازی ندانیم؛ باید به این نکته بسیار مهم اشاره کنیم که پذیرش مساله همجنسبازی یکی از ویژگیهای یک جامعه پیشرفته سکولار بوده و نتیجه اصلی نبود یک نوع تفکر مطلقگرا در مورد اخلاق است.
در این میان اگر مشاهده میشود که یهودیان حضور چشمگیری در جمعیتهای خواهان آزادی همجنسبازی دارند، باید ریشههای آن را در این اصل جستجو کرد که اعضای اقلیتهایی که در حاشیه قرار دارند، به ویژه اعضایی که موفق به کسب مناصبی میشود و پستهایی به آنها محول میشود، بیش از اکثریت، آمادگی آن را دارند که به خلق اندیشهها و اخلاقیات جدید بپردازند.
به هر حال، همجنسبازان در غرب پیشرفتهای قابل ملاحظهای به دست آوردهاند و حتی توانستند قوانین کشورهای اروپایی را به نفع خود تغییر دهند. امروزه قوانین کشورهای اروپایی همجنسبازی میان افراد بالغ را که آگاه به کار خود هستند، مجاز میداند و حتی کشورهای اروپایی در حال حاضر مشغول تنظیم قوانینی هستند که همجنسبازان بتوانند به صورت قانونی ازدواج کنند، از تمامی حقوقی که افراد متاهل در جامعه برخوردارند، برخوردار باشند و در نهایت بتوانند از حقوق عائلهمندی استفاده کرده و کودکانی را به فرزندخواندگی بپذیرند.
بیشتر کلیساهای مسیحی دیگر امروز مساله همجنسبازی را پذیرفتهاند و حتی در حال حاضر کلیساهایی برای همجنسبازان در نظر گرفته شده است و از بین آنان کشیشها و واعظانی نیز انتخاب میشوند.
نهادهای دینی یهودی نیز به کاروان موافقان همجنسبازی پیوستهاند. اصلاحطلبان و محافظهکاران یهودی دیگر همجنسبازی را تحریم نمیکنند و حتی معابدی نیز برای افراد مذکور ترتیب دادهاند و از بین آنان خاخامهایی برای همجنسبازان زن و مرد انتخاب کردهاند.
همانگونه که در یکی از پژوهشها آمده است؛ معابدی که متعلق به همجنسبازان یهودی است، با وجود تاکید تورات بر تحریم مساله و همچنین تاکید خاخامها بر دور کردن این گونه افراد از حیات دینی، در حال حاضر در تلاش برای آن است که موافقت جامعه یهود را کسب کنند.
تمامی این مسائل در نهایت ما را به این نکته رهنمون میسازند که جماعتهای یهودی در نهایت تحت تاثیر تغییرات تمدنی و اجتماعی جوامعی هستند که در آنها زندگی میکنند و مسخره به نظر میرسد که ما مسئولیت رواج همجنسبازی را به گردن یهودیان بیاندازیم.
قوانین دولت عثمانی که توسط حکومت انگلستان اجرا میشد و پس از آن قوانین دولت صهیونیستی همجنسبازی و دیگر انحرافات جنسی را تحریم کرده بود ولی با این حال مقامات اجرایی دولت صهیونیست به مسئله انحرافات جنسی با تسامح نگاه میکردند و از همین رو هیچ فردی را به جرم انحرافات جنسی و یا همجنسبازی تحویل دادگاه ندادند.
در سال 1988 پارلمان رژیم صهیونیستی با وجود مخالفت یهودیان ارتدوکس، قانونی را که به سبب آن همجنسبازی و انحرافات جنسی به عنوان جرم شناخته میشد، لغو کرد. در حال حاضر نیز جمعیتهایی در "اسرائیل" وجود دارند که به نام جمعیت دفاع از حقوق شخصی افراد شناخته میشوند و در سال 1975 بنیان نهاده شدهاند. پس از سال 1988 مجلات غیر اخلاقی که به دو زبان انگلیسی و عبری منتشر میشدند، جای پای خود را در "اسرائیل" باز کردند. در ژوئن سال 1991 نیز سومین کنفرانس بینالمللی همجنسبازان زن و مرد در تلآویو برگزار شد.