عبدالله شهبازی
«مافیای نفتی» اصطلاحی است که در سالهای اخیر در مباحث سیاسی مرتبط با نفت مطرح شده است. منظور از «مافیا»، در معنای سیاسی آن، سیطره انحصاری لابیها و محافل قدرت بر یک حوزه معین است. بنابراین، زمانی که از «مافیای نفتی» سخن میرود منظور سیطره انحصاری یا مقتدرانهای است که، طبق اظهارات برخی مسئولین و مطبوعات، کانونها و شبکههای معین در سالهای اخیر در حوزه نفت (و گاز) ایران برقرار کردهاند.
گسترده کاربرد این واژه تا بدان جا رسید که دکتر احمدینژاد در تبلیغات انتخاباتی خود «قطع دست مافیای نفتی»، پایان دادن به سلطه «خانوادگی» بر معاملات نفتی و شفافسازی مسائل مرتبط با نفت را به عنوان یکی از اهداف اصلی خود ذکر کرد و گفت: «من دستان مافیای قدرت و جناحهایی را که بر نفت ما چنگ انداختهاند قطع خواهم کرد و حاضرم جانم را فدا کنم. مردم باید سهم خود از نفت کشور را در زندگی روزمرهشان ببینند.»(وبگاه BBC فارسی، شنبه 25 ژوئن 2005)
در همان زمان این اظهارات با مقابله و تکذیب دو چهره متنفذ نفتی ایران، بیژن نامدار زنگنه (وزیر نفت) و حسین کاظمپور اردبیلی (نماینده ایران در اوپک)، مواجه شد. زنگنه در واکنش به پیروزی احمدینژاد مدعی شد که «محافظهکاران تندرو میخواهند با متوقف ساختن توسعه اقتصادی و سیاسی هشت ساله اخیر، ایران را به انزوای بینالمللی بکشانند.»(همانند مأخذ، دوشنبه 4 ژوئیه 2005)
زنگنه و کاظمپور تنها کسانی نبودند که وجود پدیدهای به نام «مافیای نفتی» را انکار میکردند؛ بعدها حتی نزدیکان رئیسجمهور جدید نیز این رویه را در پیش گرفتند. علی سعیدلو، معاون اجرایی رئیسجمهور و نخستین گزینه تصدی وزارت نفت در دولت جدید، در پاسخ به پرسشی در این زمینه گفت: «من مافیای نفتی را نمیشناسم و هر کسی که سخن از خانوادهها و مافیای نفتی گفته خودش باید مسئولیت آن را بر عهده گیرد.»(وبگاه بازتاب، 30 آبان 1384)
سیدصادق محصولی و سیدمحسن تسلطی، نامزدهای بعدی تصدی وزارت نفت، نیز این رویه را ادامه دادند و وجود پدیدهای به نام «مافیای نفتی» را از اساس انکار کردند. وزیری هامانه، سرپرست وزارت نفت در ماههای نخستین دولت احمدینژاد، نیز همین رویه را در پیش گرفت و گفت: «مافیای نفت را نه دیده و نه میشناسد و اساساً تعریف آن را نمیداند.»(وبگاه عدالتخانه، چهارشنبه 9 آذر 1384) بدینسان، به نظر میرسد که دکتر احمدینژاد برای شناسایی و معرفی وزیر نفت مطلوب خود، کسی که حداقل در مبانی سیاسی با او هم نظر بوده و به وجود پدیدهای به نام «مافیای نفتی» باور داشته باشد، باید تلاش فراوانی مبذول دارد.
واژه «مافیای نفتی» ریشه در واقعیتهای موجود دارد. این پدیده «توهّم» نیست؛ واقعیت ملموسی است که علاوه بر خواص در فرهنگ عمومی جامعه نیز بازتاب گسترده داشته است. زمانی که از «مافیای نفتی» سخن میرود «مردم» به روشنی منظور از این واژه را میفهمند و مصادیق آن را میشناسند ولی «خواص»، به رغم این که درک مستندتر و مشخصتری از این مفهوم دارند، بنا به «مصالح» آن را انکار میکنند. درست به همین دلیل است که شعارهای احمدینژاد علیه «مافیای نفتی» به سرعت در جامعه جذب شد و تودههای وسیعی را به سود او به پای صندوقهای رأی کشانید.
دکتر احمدینژاد برای تحقق شعار مهم انتخاباتی «مبارزه با مافیای نفتی» باید وزیری را برگزیند که این مفهوم و ابعاد گوناگون و تبعات مهلک عملکرد آن برای نظام جمهوری اسلامی ایران را عمیقاً بشناسد و برای تحقق آن مبارزه کند. مردمی که در انتخابات ریاست جمهوری این شعار را شنیده و آن را برگزیدهاند قطعاً به انکارهای کنونی به دیده استهزا مینگرند. معهذا، روشن است که راه مبارزه با «مافیای نفتی» شعار نیست و عملکردهای نسنجیده در این حوزه میتواند پیامدهای مخرب سنگینی برای نظام سیاسی کشور و ساختار صنعت نفت به ارمغان آورد.