جمهوری اسلامی ایران که بر اساس قواعد مردمسالارانه شکل گرفته است، از نخستین روزهای شکلگیری خود به تحکیم مبانی مردمسالاری پرداخته و حتی در مورد برگزیدن نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که مسئولیت خطیر انتخاب و نظارت بر عملکرد رهبری را بر عهده دارند از رعایت این مبنا فروگذار نکرده و در قانون اساسی آن را مورد توجه قرار داده است.
مجلس خبرگان رهبری در قانون اساسی کشورمان جایگاه مهمی دارد و در اصول متعدد به نقش و وظایف آن اشاره شده است. از جمله این اصول عبارتند از:
- اصل یکصد و هفتم: پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهان اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیتالله العظمی امام خمینی (ره) که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت میکنند. هرگاه یک از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسایل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی مینمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
- اصل یکصد و یازدهم: هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم میباشد. در صورت فوت یا کنارهگیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند.
- و ...
با توجه به نقش و جایگاه رفیع این نهاد در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی ایران که پیش از این بدان اشاره شد، نگرانیهایی در خصوص:
- عدم وجود انگیزه و علاقه در میان روحانیون و مجتهدان طراز اول برای کاندیداتوری؛
- کاهش میزان مشارکت مردم؛
- کاهش حساسیت نخبگان در قبال انتخابات؛
- کاهش مشارکت احزاب و گروههای سیاسی در انتخابات؛
- ضعف کارآمدی دولت، مجلس و قوه قضاییه و افزایش نارضایتی مردم؛
- و بروز اختلافات میان قوای سه گانه، که به بیاعتمادی مردم منجر میشود، وجود دارد.
با توجه به مطالب یاد شده، به نظر میرسد توجه به موارد ذیل بتواند برطرف کننده بخشی از دغدغهها باشد.
1- آسیبشناسی سه دوره انتخابات مجلس خبرگان
2- تبیین اهمیت، ضرورت، جایگاه و عملکرد مجلس خبرگان
3- پاسخگویی به سوالات و شبهات افکار عمومی در خصوص مجلس خبرگان
4- تبلیغ و تبدیل موضوع انتخابات چهارم به موضوع روز جامعه در میان نخبگان حوزوی و دانشگاهی و افکار عمومی
5- انجام نظرسنجی از نخبگان و افکار عمومی در خصوص مطالبات آنها از مجلس
6- ایجاد حساسیت در میان احزاب و گروههای سیاسی و مطبوعات برای فعال شدن و مشارکت در عرصه انتخابات چهارم
7- رفع موانع قانونی و زمینه سازی برای کاندیداتوری بانوان مجتهده و همچنین مجتهدان غیر روحانی (و دارای صلاحیت) برای کاندیداتوری در عرصه انتخابات
8- جوانگرایی در گزینش و معرفی کاندیداها از سوی احزاب و گروههای سیاسی
9- افزایش کارآیی سه قوه بخصوص قوه مجریه و بالا بردن رضایت مردم و اعتماد عمومی نسبت به نظام