مهدی مروتی
وحدت میان حوزه و دانشگاه از جمله مباحثی بوده که علیرغم ضرورت تحقق و عینیت آن در جامعه اسلامی و مردمی ما هنوز ابعاد بسیاری از آن ناشناخته باقی مانده است. به عبارت دیگر این مسأله نیاز به کالبدشکافی، آنالیز و تحلیل دقیقتری دارد. و واقعیت امر این است که در وهله نخست و با ایراد یک سوال مهم و اساسی به عنوان مقدمه میتوان وارد این بحث مهم شد: نقاط آسیبپذیر در راستای وحدت میان حوزه و دانشگاه کدامند و چگونه میتوان این نقاط آسیب را ترمیم کرد؟
پاسخ این سوال در کلیدواژه القای کاذب نهفته است. پس از این که افرادی بزرگوار همانند شهید مرتضی مطهری و شهید محمد مفتح طرح وحدت میان این دو و لزوم نزدیکی این دو نهاد را مطرح ساختند از سوی برخی دشمنان خارجی و داخلی که خواهان عدم به عینیت رسیدن چنین مهمی بودند تبلیغات کاذبی در این راستا شکل گرفت. ورود تفکر و نگرش سکولار، لائیک و اومانیستی به مباحث درسی دانشگاه که از سوی غرب و همفکران و هواداران آنها برنامهریزی شده بود و نیز ایراد تعاریف کاذب از حوزه به عنوان نهادی به دور از واقعیتهای جامعه و جهان از جمله ابزارهایی بود که از سوی این دسته از افراد مورد استفاده قرار گرفت.
اینها در حالی است که در تعالیم دینی ما علم و دین دو نقش تکمیلی را در تعامل با یکدیگر ایفا میکنند در سیره و روش اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام تحصیل علم در کنار تکامل معنوی نقش عمدهای را ایفا میکند.
عالم بیدین و جاهل تظاهرکننده به دینداری هر دو از سوی ائمه اطهار علیهمالسلام مورد سرزنش قرار گرفتهاند. الگوی ما شیعیان در تعامل میان علم و دین عالم دیندار است. در جامعه امروز عالم دیندار را میتوان در تعامل میان دو نهاد حوزه و دانشگاه به عینیت رساند. ترویج تعاریف کاذب، مجازی و غیر واقعی از دو نهاد حوزه و دانشگاه تنها باعث خواهد شد تا هدف اصلی به نسیان سپرده شود.
در این میان مخاطبان این تبلیغات کاذب و پوچ یعنی دو قشر حوزوی و دانشجو مهمترین نقش را در رفع این توطئهها دارند.
در لابهلای تبلیغات کاذب سعی میشود تا واژه تقابل در میان حوزه و دانشگاه پررنگتر جلوه داده شود و اشتراک و تعامل در میان این دو نهاد به فراموشی سپرده شود.
ایراد تعاریف حقیقی و تکیه بر نقاط اشتراک فراوان میان هر دو نهاد موثرترین ابزار جهت خنثیسازی توطئههای دشمنان و مفروضان وحدت میان این دو نهاد است. در حقیقت هنگامی که نگاهی مبتنی بر یافتن نقاط اشتراک و بر پایه مکمل بودن حوزه و دانشگاه در نزد دو قشر حوزوی و دانشجو به وجود آید.
افتراق و تعارض از میان این دو از بین خواهد رفت. در این میان نقش بزرگان جامعه دینی و علمی را نباید نادیده گرفت. تأکید بر نقاط اشتراک واقعی میان این دو نهاد و ایجاد بستری مناسب در جهت پیوستگی میان این دو از جمله ابزارهایی هستند که میتوان در این خصوص از آنها استفاده کرد.
در نهایت این که به فعلیت رسیدن این پیوند مقدس نیازمند به کارگیری تجارب و ابزارهایی است که از مهمترین آنها شناخت روزنههای تبلیغاتی کاذب و القایی از سوی غرب و طرفداران آن و نیز اتکا بر اشتراکات و نقاط پیوند میان این دو نهاد است. در این راستا دانشجویان، حوزویان و افراد با نفوذ و دلسوز و آگاه نسبت به لزوم پیوند میان علم و دین باید در جهت مسیری مشخص حرکت کنند که نهایت آن تعالی جامعه علمی و دینی کشورمان خواهد بود.