محمدمهدی شیرمحمدی
یکم) پنج گام برای بیداری
برای اینکه جایگاه سیدمجتبی میرلوحی نواب صفوی در نهضتهای بیداری جهان اسلام و نیز ایران اسلامی روشن شود باید ابتدا نگاهی به گستره تاریخ فراتر از مقطع حیات آن بزرگوار داشته باشیم؛ طی دو قرن اخیر جامعه ایرانی پنج گام بلند را برای بیداری اسلامی برداشت.
دوم) از مجاهد تا نواب
گام نخست از پی تهاجم کفار روس به خطه شمالی ایران برداشته شد. مرحوم آیتالله مجاهد از مجتهدان مبرز ابتدای قرن سیزدهم از پی گردآوری فتاوای جهادیه علمای نجف به اقصی نقاط بلاد ایران رفت و از ایالات و عشایر تا روستائیان و شهرنشینان را به دفاع از مرزهای اسلامی فرا خواند. سپاهیان مجاهد با فرماندهی عباس میرزا توفیقات خوبی در قفقاز کسب کردند و تا پشت دیوارهای تفلیس، روسها را عقب راندند اما اعمال فشارها و خیانت ابوالحسنخان ایلچی - وزیر خارجه ایران که تحتالحمایه انگلیس بود - با هدایت سرگوراوزلی - سفیر انگلیس در ایران - موجب شد دربار پشت لشکریان را خالی کنند و سپاه اسلام وادار به عقبنشینی و پذیرش قطعنامه ترکمنچای گردد.
میرزا تقیخان امیرکبیر گام دوم را برای بیداری برداشت، او نیز از پی توطئههای عوامل انگلیس و خیانتهای مهر علیا، مادر شاه به شهادت رسید. نهضت عدالتخانه با رهبری میرزای شیرازی گام سوم بیداری بود. رساله جوابیه ایشان که در سال 1306 هجری قمری منتشر شد را میتوان منشور این بیداری و جامعترین رساله نقادانه نظام مدرنیسم ارزیابی کرد. آن بزرگوار در سال 1309 با صدور حکم تحریم توتون و تنباکو کار مبارزه با استعمار را فراتر از نقد نظری پی گرفت و وارد حوزه عمل انقلابی شد. شکست جریان «شبه روشنفکر» از پی پیروزی «حکم تحریم» البته صف آرایی سیاسی کشور را تغییر داد و این جریان با آگاهی از قوت و قدرت مرجعیت به جای اینکه در کنار دربار بماند آرام آرام کوشید موجب نهضت بیداری عدالتخانه را مهار کند. با رحلت میرزای بزرگ و ایجاد اختلاف نظری در حلقه شاگردان ایشان تلاش جریان روشنفکری برای انحراف نهضت عدالتخانه به ارمغان نشست و موجب حاکم شدن روح دموکراتیک و شبه مدرن بر انقلاب مشروطیت شد. حاصل این انحراف، اعدام، قتل رهبران نهضت و استقبال جریان شبه روشنفکر از استبداد رضاخانی و حکومت وابسته پهلوی بود.
نهضت فدائیان اسلام با رهبری نواب صفوی گام چهارم فرزندان ایران برای بیداری اسلامی بود. این نهضت نیز با حاکم شدن روح ناسیونالیسم مواجه شد.
جبهه ملی که از حاصل مبارزات فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی به ملی کردن نفت پرداخته بود پس از تشکیل دولت مصدق به منکوب کردن هواداران مومن و آحاد ملت مسلمان ایران پرداخت، فدائیان اسلام به حبس افتادند. آیت الله کاشانی خانه نشین شد. مجلس شورای ملی منحل شد و «استبداد دولت» عملا پشت مصدق را خالی کرد و به استقبال از کودتای بیگانگان و استبداد پهلوی دوم انجامید.
اکنون ما در دوره بیداری پنجم به سر میبریم. حضرت امام(ره) نهضت این بیداری را از سال 1342 عملیاتی کرد، ثمره آن به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. اما باز هم جریان لیبرال و ناسیونال کوشیدند این نهضت بیداری را مهار کنند. دولت موقت تجلی دوباره تلاش شبه روشنفکران برای ایجاد یک استبداد بود.
همه اعضای کابینه وابسته به نهضت آزادی بودند در حالی که این حزب عمقی در متن جامعه انقلابی ایران نداشت، بیاعتمادی حضرت امام(ره) به این جریان که در مکاتبات اواخر عمر ایشان آشکار میگردد را میتوان نشانه هوشمندی آن بزرگوار نسبت به توطئه «مهار انقلاب» ارزیابی کرد. بازماندگان جریان شبه روشنفکر هنوز هم در تکاپوی پروژه «انحراف مشروطیت» و متوقف کردن انقلاب اسلامی به عنوان کانون بیداری جهان اسلام هستند.
سوم) خیانت مکرر؛ حماسه پی در پی
جریان وابسته به غرب و شبه روشنفکر همواره کوشیده است تا با مقاومت در برابر مبارزات جامعه اسلامی را پیشه خود سازد و با دفاع از غرب، استبدادهای قاجاری و پهلوی سد راه مردم باشد و یا در صورت توفنده بودن امواج مبارزاتی به موجی سواری پرداخته و خود را به سطوح عالی مدیریت نهضتها بکشاند. در برابر وابستگی این جریان به مدرنیسم در ساحتهای سیاسی - اقتصادی و فرهنگی آن، حرکتهای سید محمد حسین مجاهد، میرزا تقی خان، سید محمد حسن شیرازی، سیدمجتبی نواب و حضرت امام(ره) بازآفرینی آموزههای مبتنی بر اسلام و اندیشههای حکومتی را نشان میدهد.
به جرات میتوان گفت که کتاب «حکومت اسلامی» و «نطقهای» نواب و فدائیان اسلام پس از رساله جوابیه میرزای بزرگ و خطابههای شیخ فضل الله نوری نخستین منشوری است که الگوی حکومتی بومی و مبتنی بر متون اسلامی را ارائه میکند که از اراده فرزندان اسلامی برای عبور از مدرنیته و غربزدگان حکایت میکند. درست در ایامی که نواب با مناظرات علمی خود در برابر «دین پیرایی» احمد کسروی میایستد، شاهد تدوین آرای نقادانه حضرت امام(ره) در برابر تحرکات انحرافی کسرویه هستیم. تجلیل مکرر حضرت امام(ره) از نواب و فدائیان اسلام و تطبیق آرای حضرت امام(ره) و منشور «حکومت اسلامی» نواب صفوی بیش از پیش نشان میدهد که آن دو بزرگوار هر دو از یک سرچشمه و آن هم منبع فیضان اسلام ناب محمدی(ص) بهره میبردند. حملات شبه روشنفکران امروز به خط اصیل حضرت امام(ره) و همزمان سیاه نمایی دستاوردهای شکوهمند فدائیان اسلام از سوی آنان نیز از یک جنس است. شبه روشنفکران امروز نیز فرزندان فکری احمد کسروی هستند و سوادی «دین پیرایی» را از جامعه مسلمان ایرانی در سر دارند. برای همین نه نواب را تحمل میکنند نه امام(ره) را.
امید که با اقتدار انقلاب اسلامی شاهد احیای بیش از پیش آموزههای این آئین آسمانی در سطوح مختلف جامعه و بر آمدن نوابهای دیگر در ایران اسلامی باشیم.