تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۸۶۲۷۰

اصول سیاست خارجی شهید نواب صفوی


مصطفی فاروئی فیروزی
از دو جنبه مشی مبارزاتی شهید نواب صفوی در داخل کشور همیشه مورد توجه ناظران و محققین تاریخ است. اول شیوه خاص مبارزه انقلابی او و فدائیان اسلام؛ و دوم دست آوردهای باورنکردنی و فوق‌العاده‌ای که این شهید بزرگوار در طول تنها یک دهه عمر سیاسی خود در ایران به دست آورد. به طوری که موافقین و مخالفین به نوعی به این مطلب معترفند که اگر فدائیان اسلام نبودند روند تحولات داخلی یا بسیار کند می‌شد و یا به کلی از بین می‌رفت. اما آنچه در این میان مغفول مانده است اندیشه‌های عالی شهید نواب درباره مسائل جهانی و دست آوردهای بین‌المللی اوست. برخلاف آنچه تصور می‌شود شهید نواب صفوی چهره شناخته‌ شده‌ای در جهان اسلام و یکی از اصلی‌ترین و اولین دشمنان استعمار نو در آن موقع یعنی آمریکاست. چنانچه همان روز شهادت شهید بزرگوار و یاران فدائی اسلام تایمز مالی از رفع فتنه شدن بزرگترین دشمن غرب یعنی شهید نواب صفوی خبر میدهد. اما به خاطر تغییر ابزار و تفاوتهای حرکت انقلابی در عرصه داخلی و بین‌المللی از دیدگاه شهید نواب صفوی کمتر درباره دیدگاههای این شهید بزرگوار پیرامون مسائل بین‌المللی پرداخته می‌شود.
در این مقاله برآنیم تا به گوشه‌هایی از دیدگاههای شهید نواب صفوی در مورد مسائل بین‌المللی بپردازیم. به طور کلی ایشان همان قدر که به حرکت انقلابی و دفعی برای اصلاح امور داخلی معتقد بود در زمینه اصلاح روابط با دیگر کشورها و مسائل بین‌المللی معتقد به حرکت کند و اصلاح قدم به قدم بود. در حقیقت انقلابی که شهید نواب صفوی در داخل به دنبال آن بود قرار بود مثل انقلاب کبیر فرانسه باشد که در کوله پشتی سربازان ناپلئون به دیگر کشورها صادر شود. بلکه الگوی صدور نرم افزاری انقلاب در دستور کار شهید نواب قرار داشت. ایشان قائل به حق تعیین سرنوشت برای ملل مختلف بود و به هرگونه تندروی در مسائل بین‌المللی و دامن زدن به اختلافات منطقه‌ای تا آنجا که از ضروریات دینی به حساب نمی‌آمد به دیده شک و تردید می‌نگریست. برای رابطه با کشورهای اسلامی و طرح اتحاد ملل اسلامی نگاهی موسع‌تر از آنچه در دیپلماسی دنیا رایج است داشت و دولتها را تنها نماینده مردم نمی‌دانست. و در این راه گروهها، قومیتها و علمای دینی کشورها رابطه برقرار می‌کرد. برای تفصیل این کلیات در ده محور اصول سیاست خارجی شهید نواب صفوی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
رسالت دیپلماسی؛ تبلیغ اسلام
شهید نواب صفوی سخت به حداکثری بودن اسلام در همه حوزه‌ها معتقد بود. به همین دلیل الاسلام یعلو و لا یعلی علیه مهمترین شعار فدائیان اسلام به شمار می‌رفت. ایشان معتقد بود که اسلام در همه زمینه‌ها جوابگوی بشر امروز است و اگر بشر امروز به اسلام پشت کرده است به خاطر عدم شناخت صحیح از آن است. ضمن اینکه مسلمانان امروز دنیا نتوانسته‌اند الگوی مناسبی برای غیر مسلمین باشند تا آنها را به طرف این ایدئولوژی مترقی و سرشار از مودت و رحمت جذب نمایند. در همین راستا یکی از ابزارهایی که برای تبلیغ دین اسلام مورد توجه ایشان بود دستگاه دیپلماسی کشور بود. ایشان حساسیت خاصی روی انتخاب سفرا داشتند. معتقد به نظارت شدید روی اعمال و رفتار آنها بودند تا اگر خطائی از یکی از ایشان در کشور محل ماموریتش سر زد، فورا او را به داخل بازگردانند تا عمل او به نام ایران و ایرانی و اسلام و مسلمان نوشته نشود. از نظر شهید نواب صفوی نماینده کشور اسلامی باید از شان قابل توجهی برخوردار باشد و بتواند اخلاق اسلامی را از خود نشان دهد. در اعلامیه فدائیان چنین آمده است: آری در امور بزرگ و مسائل دقیق جامعه مسلمان تنها می‌توان به فرزندان خانواده‌های شریف اسلام اعتماد نمود که ایمان خویش را بهیچ قیمتی به دنیا و شهوات دنیا نفروختند و ارزش شرافت و ایمان را دانستند. ...؛ بایستی بحدی روحشان را به تربیت اسلام آشنا نموده عشق خدا و قرآن و معارف نورانی اسلام را با خویشان بیامیزند که حکومت جهانی را با ذره‌ای از عشق خدا و قرآن و شرافت و ایمان و پاکی مبادله ننموده نفروشند. تا مگر صلاحیت زمامداری کارهای بزرگ را پیدا نموده مانند خیانت کاران فرومایه کنونی دین و وطن و همه چیز مسلمانان را به ارزانترین ثمن ناچیز بخسی نفروشند و نیز بایستی افکارشان را با حقوق فطری و طبیعی ثابتی که خدای جهان آفرین برای بشر نهاده و از خورشید آسمان معارف اسلام به جهانیان تعلیم فرموده کاملا آشنا نموده تا از عهده زمامداری و سفارت و نمایندگی مسلمانان در دنیا به خوبی برآمده از دریچه روح و اخلاق خود عظمت و بزرگی و شرافت و معارف اسلام و مسلمین را به دنیای غیر مسلمان بطور واضحی نشان دهند و جهانیان را بیاگاهند و برای مسلمانان رشته‌های ارتباط پاک و نافعی باشند.
برای تبیین بهتر این مورد می‌توان نگاهی به عملکرد آقای دکتر احمدی‌نژاد انداخت. جدا از مواضعی که ایشان در داخل کشور نسبت به مقولات بین‌المللی اتخاذ می‌کند در فرصتی که ایشان برای سخنرانی در سازمان ملل داشت بیش از آن که درباره مشکلات دیپلماسی کشورش صحبت کند از این فرصت برای تبلیغ دین اسلام و بیان مواضع انقلابی نظام در قبال مسائل جهانی استفاده کرد و برای اولین بار در تاریخ نام بانوی بزرگ اسلام را در پشت تریبون سازمان ملل برد و جهانیان وادار به تحقیق و تفحص درباره اسلام و ابعاد معنوی آن نمود. دکتر احمدی‌نژاد در آن سخنرانی در میان کسانی که دیپلماسی را وسیله‌ای برای نیل به اهداف مادی می‌دانند، دم از معناگرایی و معنویت زد. هر چند در کوتاه مدت انتقاد همراه با هیاهوی مخالفین داخلی و خارجی را برانگیخت اما علی‌رغم تمام تحلیلهای مادی حرفهای ایشان تاثیر خود را بر جانهای آزاده دنیا گذارده است و اکنون نشانه‌های آن یک به یک ظهور می‌کنند. شهید نواب معتقد به فعالیت تبلیغی فرهنگی از طریق سفارتخانه‌های ایران بود و در صفحه آخر اعلامیه چنین نوشته است: و وزرای مختار که ماموریت نشر اعلامیه در جهان اسلام را به زبانهای مختلف علی‌الخصوص عربی دارند بدانند که این حقایق روشن که از دریچه افکار فرزندان اسلام تراوش نموده بیاری خدای جهان در مقدرات دنیا و سرنوشت ملل اسلامی و غیر اسلامی دنیا موثر است.
مودت مبنای روابط بین‌الملل
شهید نواب صفوی مودت و مهرورزی را اصل اساسی حکومت اسلامی در برقراری ارتباط با دیگر کشورها می‌دانست. (در آمد و رفت ایرانیان به خارج و خارجیها به ایران کاملا دقت نموده با کمال مودت برای جلوگیری از خیانتها و سمپاشیهای خطرناک آماده باشند و بدانند که مسلمان ایرانی بسوی چه کاری و برای چه مقصدی به خارج رفته و با چه کسانی تماس می‌گیرد و در ممالک خارجه چگونه اخلاق و روشی از او صادر می‌شود.
از دیدگاه شهید نواب صفوی اصل در روابط با دیگر کشورها بر مودت است. اما این به آن معنا نیست که چشم خود را روی حقایق بسته و دیگر آنها را نبینیم. ممکن است کشورهایی درصدد اخلال عمومی در داخل باشند که باید جلو آنها را گرفت. چنانچه در مورد کارگزاران خارجی پس از توضیحات اولیه چنین می‌نویسد: خارجیانی که به ایران می‌آیند بایستی بقصدی مشروع بوده و چگونگی ارتباطشان معلوم باشد و چنانچه وجودشان دارای زیان اخلاقی یا سیاسی بود بحسابشان برسند و یا از ابتدای راهشان ندهند و نیز به طور مقرر مراقب رفتار ایرانیان مقیم خارجه و خارجیان مقیم ایران باشند و به‌همین منوال با آنان رفتار نمایند.
در این میان پرواضح است که رفتار برادرانه با کشورهای اسلامی در اولویت سیاست خارجی ایشان قرار داشته است: و (سفرای اسلام) در ممالکت اسلامی وسائل صالح و پاکی برای نزدیک کردن قلوب و روحیات برادران مسلمان بوده نماینده یگانگی و عشق و پشتیبانی مسلمانان دنیا نسبت به یکدیگر باشند.
اتحاد ملل اسلامی
شهید نواب اصولی برای اتحاد ملل اسلامی تهیه و آن را به سفرای ممالک اسلامی ارسال کرده بود. پس از تدوین برنامه مذکور با آقای فریدخانی سفیر ایران در سوریه ملاقاتهایی رخ داد و او طرح را پسندید و برای اتخاذ تصمیم به سوریه فرستاد و شهید نواب صفوی برای نزدیک شدن به مقصود خود با سفراء دیگر کشورها اسلامی هم تماسهایی گرفت. ولی محدودیتهای بعدی که پیش آمد مانع اجراء این نقشه شد. از سفرای دیگر رحیم الله خان سفیر افغانستان خیلی اظهار علاقه می‌کرد و با ایشان رفت و آمد داشت. در قسمتی از اعلامیه نیز چنین آمده است: بایستی نمایندگان صالحی برای تشکیل انجمن اتحاد و شورائی میان ملل و حکومت‌های اسلامی انتخاب شده و در تمام مراکز اسلامی حتی در اقصی نقاط دنیای اسلام که وطن مسلمین است تشکیل دوائری صالح دهند و در برافراشتن پرچم عظمت اسلام و اجرای احکام ضروت اجتماعی اسلام و جلوگیری از منکرات و مفاسد خانمان سوزی که در سراسر ممالک اسلامی پراکنده شده و ارواح نورانی و خونهای پاک مسلمین را آلوده و مسموم نموده است و در پشتیبانی هم بیاری خدای توانا مشاورت و اتفاق کنند و باتفاق هم نتائج صالح آن را در سراسر ممالک اسلامی بیاری خدای محمد (ص) به موقع اجرا گذارند.
بر خلاف جریانهای فکری مشخصی که شهید نواب صفوی را فردی بدون منطق و کم اطلاع از مسائل بین‌المللی معرفی کنند ایشان حتی از مسائل پشت پرده برخی کشورهای منطقه مطلع بود. شهید نواب تنها به دولتها برای اتحاد ملل اسلامی اکتفا نمی‌کرد. ایشان با گروهها و قومیتهای مختلف اسلامی ارتباط داشت و مساله اتحاد مسلمین را در متن مسلمانان مطرح می‌کرد. در سفر به افغانستان با سران ایل هزاره دیدار کرد. سران ایل هزاره ایرانی افغانی و البته شیعه متعصب بودند. ایشان معقتد بود: باید در سیاست خارجی ما همه شیعیان متعصب در جهان مورد حمایت ما و دارای روابط بسیار خوب با آنها باشیم.
از دیگر کارهای شهید نواب صفوی برای نزدیکی مسلمانان گفتگو با علمای بزرگ مذاهب مختلف اسلامی برای یافتن نقاط مشترک میان آنها بود. با علمای فرق مختلف اسلامی به بحث و گفتگو می‌نشست. شهید نواب صفوی در همین راستا با علمای اهل سنت در بغداد و افغانستان به گفتگو نشسته بود و برای اتحاد مسلمین راه‌حلهای عملی ارائه می‌کرد. در تربت جام که شهری سنی‌نشین است با قاضی بزرگ اهل سنت برای جمع قلوب و وحدت مسلمین به گفتگو نشست. و مذاکرات خود در بغداد را با علمای سنی درباره اتحاد مسلمین با او نیز در میان گذاشت. ایشان از عرصه‌های داخلی تفرقه‌انگیز هم غافل نبود و برای استحکام این اتحاد در داخل کشور تلاش‌های زیادی کرد. آشتی قبایل لرستان، خاموش کردن فتنه خوزستان و سفرهای مختلفی که به نقاط دور و نزدیک کشور ترتیب داد به همین دلیل بود. سفر به آذربایجان و خراسان هم در راستای اتحاد و انسجام داخلی بود. شهید نواب برای اتحاد مسلمین از هیچ اقدامی فروگذار نکرد و و معقتد بود با این روش می‌تواند در طولانی مدت به اهداف خود در مورد اتحاد مسلمین دست یابد.
اقتصاد بین‌الملل وسیله‌ای برای به بند کشیدن ملتهای مستضعف
شهید نواب صفوی در مورد تبادلات اقتصادی بین‌المللی طبق یک اصل کلی معتقد بود که باید از واردات صنایع دست دوم و کالاهای مصرفی به کشور جلوگیری کرد. ایشان واردات صنایع مادر و کالاهای سرمایه‌ای را اولویت واردات می‌دانست و با هر گونه واردات اجناسی که با خود فرهنگ غرب را به دنبال دارند مخالف بود. از میان صنایع بیش از همه به صنعت ذوب آهن عقیده داشت و از میان کالاهایی که ورود آنها را مجاز نمی‌شمرد مشروبات الکلی بود که اقدامات عملی فراوانی هم انجام داد. دولت مصدق با استناد به اینکه با توجه به اینکه مصرف کنندگان دخانیات و مشروبات الکلی عموما به طور مستمر از این کالاهای مصرفی استفاده می‌کنند و دولت می‌تواند روی مالیات این نوع کالاها حساب باز کند از اجرای برنامه‌های شهید نواب صفوی جلوگیری کرد. و در نهایت به جرم حمله به یک مشروب فروشی او را زندانی کرد. شهید نواب صفوی در مورد واردات کارخانجات توسط ممالک بزرگ به انتقال تکنولوژی توجه ویژه‌ای داشت. و به طور جد روی بومی کردن دانش تکنولوژی‌های وارداتی تاکید می‌ورزید. در قسمتی از اعلامیه فدائیان اسلام اینگونه آمده است: کارخانجات ذوب آهن و فلزات را بیش از هر کارخانه وارد نموده و اساتید فنی کافی در داخله تربیت کنند و معادن ایران را استخراج نمایند ماشینها و کارخانجات و آلات را به طور کامل و محکم تهیه نمایند.
از ورود و خرید جنس‌های خارجی بی‌مصرف فقرانگیز که تجار نادان ایرانی میلیونها پول مسلمانان را بخارج برای خریداری آنها فرستاده و جز فساد اخلاق و فقر عمومی نتیجه دیگری ندارد؛ بایستی بکلی جلوگیری شود و ضروریاتی که برای زندگانی جامعه مسلمان لازم است در داخل بسازند و تهیه کنند؛ و چنانچه جنس ضروری و لازمی را نتوانستند بسازند با کمال احتیاط و بقدر ضرورت از خارج وارد نمایند و مردم را تشویق نموده وادار کنند که همیشه برای زندگانی خود اجناس وطن خویش را استیعال نمایند تا مگر صنعتگران مسلمان ایرانی تشویق شده پر و بال و سرمایه یابند و ملت خود را از گرسنگی و فقر نجات بخشند.
یکی از مواردی باید در این قسمت به طور مختصر به آن پرداخته شود ماجرای ملی شدن صنعت نفت است. مختصر اینکه فدائیان برای به تحقق رسیدن این هدف زحمات زیادی کشیدند و کشته شدن رزم‌آرا و هژیر که هر دو عامل انگلیس بودند با هماهنگی جبهه ملی و شخص دکتر فاطمی انجام پذیرفته بود. لکن دولت مصدق نتوانست دست آوردهای نهضت ملی شدن صنعت نفت را حفظ کند و به دلیل تکیه به شاه و اعتماد به کمک و اعمال نفوذ آمریکائیها و خالی کردن پشت مذهبیون به سرعت از صحنه خارج شد.
نقد فرهنگ غرب
همان طور که بیان شد یکی از مواردی که شهید نواب صفوی به صورت جدی با آن مقابله می‌کرد ورود فرهنگ و ایدئولوژی غرب به عرصه اجتماع مسلمین است. ایشان برای شوروی کمونیست شانی قائل نبود و معتقد بود که همه دولت‌های ابرقدرت جهان از فرهنگ استکباری ایجاد شده‌اند. شهید نواب صفوی در موقعیتهای مختلف پایه‌های فرهنگ غرب را زیر سوال می‌برد:
تو ای حکومت روسیه،‌ تو ای بی‌وفای متکبر و شما ای فلاسفه مادی دنیا؛ شما ای افراد محدود و نادان و عاجز و کوتاه نظر، ما از فلسفه پست گفتار و بیانهای قاصر و بن بست و نارسای شما می‌گذریم. شهید نواب صفوی پس از ذم آمریکا و روسیه در ادامه مطلب فوق چنین می‌نویسد: ای بشری که بر کرسی حکومت آمریکا یا روسیه یا انگلیس نشسته‌ای. تو راست می‌گویی تو خیر خواه ‌بشری! شما ای حکومتهای کوچک و بزرگ دنیا هر یک آلت دست دیگری هستید که او خود گرفتار چنگال دیو شهرت و دنیا پرستی است و جز مطامع شهوات خود هدفی ندارد.
ایشان در مورد پذیرش یا عدم پذیرش فرهنگ غربی نقطه مقابل دکتر مصدق بود. حداقل در حوزه‌ سیاست خارجی به ذکر دو نکته اکتفا می‌کنیم. اول دستگیری شهید نواب صفوی طبق مصوبه اداره اصل چهار ترومن است که به بهانه حمله به یک مشروب فروشی در شمال صورت گرفت. دیگر اینکه پس از شناخته شدن دکتر فاطمی به عنوان عامل فتنه و ترور آن توسط فدائیان اسلام دکتر مصدق وی را پس از بهبود به سمت وزارت امور خارجه گماشت و این خود نشان از تقابل دیدگاههای این دو عرصه بین‌الملل بود.
عدم وابستگی و غرب‌ستیزی
پس از جنگ جهانی دوم و صف‌بندی مجدد کشورهای استکباری برای چپاول هر چه بیشتر کشورهای ضعیف‌تر هیچ کسی فکر نمی‌کرد که کشوری وجود داشته باشد که در یکی از این دو بلوک شرق و غرب قرار نگیرد و بتواند در فضای بین‌المللی تنفس کند. توجه داشته باشید زمانی که مورد بحث ماست هنوز جنبش عدم تعهدها هم شکل نگرفته بود و ده سال بعد از شهادت شهید نواب صفوی این جنبش پایه‌گذاری شده است. در همچنین زمانی است که شهید نواب صفوی دم از خودباوری و استقلال زد و در یک فرآیند انقلابی توانست نفت را از چنگال انگلیس خارج کند. در همچنین زمانی است که او در نامه‌ها و اعلامیه‌های خود مرتبا قدرتهای غرب و شرق را مورد سوال قرار می‌دهد و اعمال آنها را محکوم می‌کند.
به طور کلی برای کشورهای در حال توسعه دو الگو وجود دارد. الگوی اول الگوی دنباله روی از قدرتهای بزرگ است. در این الگو به تعبیر امام (ره) کشور ضعیف دم خود را به دم یک ابرقدرت وصل می‌کرد و از شبه امنیت بین‌المللی برخوردار می‌شد. اما جدا از از دست دادن استقلال کامل خود، تا ابد باج‌گیری آن ابرقدرت را می‌پذیرفت. الگوی دوم الگوی مستقل است. شهید نواب صفوی کاملا به الگوی دوم وفادار بود.
تو ای آمریکای جدیدالتمدن؛ تو ای تازه به جایی رسیده! از تمام منابع ثروت و ودیعه‌‌های خدای مهربان جهان بطور کاملی بهره‌ بردی و از دیگران راه نیرنگ و دروغ را آموختی و خدای آفریننده را ابدا بیاد نداشتی پای خود را جای پای ستمکاران معروف دنیا گذاشتی. ...
شرق و غرب در اعدام شهید نواب صفوی با هم هم‌دست شدند. در آن روزگار ساده لوحانه است اگر تصور نمائیم که اگر کشوری وابسته به یکی از ابرقدرتها گردید ابرقدرت دیگر از چنین وابستگی زیان می‌بیند. زیرا ابرقدرت مقابل سعی می‌نماید تا بازار تولیدات خود را در کشور تحت نفوذ خویش گسترده‌تر نماید. به همین جهت متوجه می‌شویم فدائیان اسلام در آن روزها مورد بی‌مهری دو قطب استعمارگر بودند.
در همان روز اعدام شهید یعنی روز 28 دیماه یکهزار و سیصد و سی‌ چهار تایمز مالی نوشت: غرب با اعدام فدائیان اسلام بزرگترین دشمنان خود را از سر راه خویش برداشت زیرا در چهار سال گذشته آنچه که تمام منافع غرب را به خطر انداخته بود نهضت اسلامی این متعصبین بود که نمی‌خواستند دروازه‌های وطنشان را بر وی فرهنگ مصرف ما غربیها باز شود.
شرق یعنی روسیه هم تا قبل از انقلاب کلیه حرکتهای اسلامی را حرکتی کور و مرتجعانه می‌دانست.
افزایش توان نظامی به منظور بازدارندگی
کارخانجات انواع مختلف اسلحه سازی را فراهم نموده بهترین سلاحهای جنگی و بزرگترین وسائل دفاعی جهان نو را تهیه کنند و اصول علمی صنعتی و طبیعی و ریاضی را کاملا بمحصلین مربوطه بیاموزند تا منابع افکار و معادن فلزات فرزندان اسلام بکار افتاده خود در عالم صنعت تصرفات لازمی بنمایند. بهترین سلاحهای جنگی و کارخانه‌های اسلحه سازی را بایستی بوسیله وزارت پیشه و هنر و سایر مقامات مسئول تهیه نمایند و عملیات فنی آنها را بخوبی به فرزندان اسلام و ایران بیاموزند و با بهترین نقشه‌ها و تجربیات جنگی دنیا را برای حراست و دفاع از دین و ناموس و وطن بکار برند.
این جملات متعلق به شهید نواب صفوی که در صفحه 104 اعلامیه به چاپ رسیده است. ایشان بر ضرورت افزایش توان تسلیحاتی و ضمنا رفع وابستگی‌های تکنولوژیکی در این زمینه تاکید جدی داشتند. همان طور که می‌دانید یکی از فاکتورهای هم در محاسبات جنگی نیروی انسانی و میزان آموزش نظامی آنهاست. هم اکنون در بسیاری از کشورهای متمدن دنیا آموزش نظامی یکی از موارد ضروری است که به طور همگانی در مدارس به اجرا در می‌آید. شهید نواب صفوی نیز بر این مساله نظر دارند: باید در مدارس ساعتهای ورزش به عملیات نظامی و تعلیمات جنگی و فنون نبرد باشد و مدرسه‌های نظامی و افسری به نحوی که در رشته‌های اختصاصی مقرر شد تحت نظر وزارت جنگ دائز گردیده سعی کنند که افراد پاک اسلام را برای مدرسه نظامی و افسری بپذیرند.
هر چند ایشان طرفدار گسترش سلاح و تجهیزات نظامی کشورهای مسلمان برای دفاع از خود بود اما با بمب اتم مخالف بود و آن را سلاحی بدون منطق جنگی می‌دانست. و آن را در پیشبرد اهداف نظامی موثر قلمداد نمی‌کرد. در صفحه 102 اعلامیه چنین آمده است: مگر سپاهی که در دانشگاه قرآن و سربازخانه اسلام تربیت شده روحش با عشق خدا و خونش با منطق هل تربصون بناالا احدی الحسنین آمیخته گردیده ذره‌ای ناامیدی در برابر هیچ دشمن نیرومندی در دلش راه نیافته اراده‌اش شکست ناپذیر خواهد بود و در برابر این اراده هر سپاه نیرومند و هر ملت گرزدار یا بمب اتم سازی شکست قطعی خورده برای همیشه تسلیم خواهد بود و پیروزی تنها برای این ملت و این سرباز و این سپاه است.
شهید نواب صفوی در مورد تشکیل نیروی هوایی قدرتمند برای عملیات نظامی و نیروی دریایی و ایجاد کارخانجات کشتی سازی و تعلیم افسران ایجاد آنها را بسیار ضروری می‌دانست.
حساسیت در مورد پیمانهای نظامی
از شایعات و شاید تصمیمات حتمی زمان حکومت رزم‌آرا را انعقاد پیمان نظامی خاورمیانه بود که رزم‌آرا هم کاندیدای فرماندهی آن بود و بسیار شیوع پیدا کرد که رزم‌آرا فرمانده قوای خاورمیانه خواهد شد و این تصمیم با کشته شدن رزم آرا توسط فدائیان اسلام برای چند سال به تاخیر افتاد.
شهید نواب صفوی این قرارداد را به نفع دو ابرقدرت غرب و شرق می‌دانست. چرا که علی‌الظاهر فروش تسلیحاتی نظامی آمریکا با این پیمان افزایش می‌یافت اما با کشیده شدن پای کشورهای بی‌طرف جهان سوم به سمت بلوکهای نظامی میزان فروش اسلحه در کشورهای وابسته از ترس ایجاد یک جبهه محکم‌تر علیه آنها بیشتر می‌شد.
پس از اعلامیه‌های متعددی که فدائیان در جهت تنویر افکار عمومی و هشدار به هیات حاکمه برای انصراف از انعقاد پیمان نظامی یک روز مانده به امضای قرارداد توسط حسین علا یکی از فدائیان اسلام به نام مظفر علی ذوالقدر وی را ترور کرد که البته گلوله به خاطر خراب بودن اسلحه شلیک نشد. پس از این ماجرا شهید نواب صفوی و یاران وفادارش دستگیر و در یک دادگاه نظامی به اعدام محکوم شدند. بر کفن شهید مظفر علی ذوالقدر با خط شهید نواب اینگونه نوشته شده بود: لغو قرارداد کنسرسیوم نفت (که بعد از جریان کودتای بیست و هشت مرداد با شرکتهای آمریکایی بسته شد)، پیمان نظامی بغداد و یا هر قرارداد خارجی که ملت مسلمان را وابسته نماید.
در روزنامه اطلاعات به نقل از یکی از جرائد انگلیسی مطلبی درج شده بود که قراردادها و پیمانها و خلاصه عملیاتی که اکنون در ایران و سایر ممالک اسلامی واقع می‌شود اعمالی است که می‌بایست چهار سال قبل صورت می‌گرفت و ترورهای اخیر آنها را تاکنون عقب انداخت. یکی از سناتورهای ایران هم در آن ایام اخیر در نطقی که در دفاع از لایحه الحاق ایران به پیمان نظامی خاورمیانه کرد گفت: این پیمان می‌بایستی شش سال قبل منعقد شده باشد و عده‌ای هم که از جریانات و نقشه‌های سیاسی اطلاع داشتند گفته او را تایید نمودند.
یکی از دلایلی که شهید نواب صفوی تا این حد با این پیمان نظامی مخالف بود نقشه شوم زیر پرده جنگ ایران و سایر ملل اسلامی با شوروی بود که آمریکا هر روز به آن دامن می‌زد: نقشه شوم زیر پرده جنگ ایران و سایر ملل اسلامی با روسیه در راه شهوات انگلستان و آمریکا صلاح مسلمانان نبوده و ما کوس بیدار باش را برای حفظ نوامیس اسلام و ملل اسلامی می‌نوازیم و بیاری خدای جهان حدود مسلمین را حراست می‌کنیم.
خبرها حاکی از اتحاد کشورهای مسلمان علیه اسرائیل بود. چنانچه چند سال بعد جنگ اعراب و اسرائیل با همکاری دو کشور سوریه و مصر به اجرا درآمد. آمریکا و متحدش انگلیس می‌خواستند با عنوان طرح جنگ مسلمین علیه شوروی کمونیسم خطر را از گوش اسرائیل رد کنند. ضمن اینکه جنگ مسلمین علیه شوروی هزینه سیاسی برای آمریکا نداشت و آن را به بحث مبارزه جهانی خود می‌توانست بی‌ربط بداند و آن را مشکلی عنوان نماید که شوروی خود برای خود ایجاد نموده است. ضمن اینکه با اجرای این طرح می‌توانست میزان قابل توجهی اسلحه کشورهای عربی عضو یا غیر عضو در جنگ بفروشد. و در نهایت جنگ هم نیروی هر دو طرف در یک جنگ همه جانبه هرز می‌رفت. البته دلایلی وجود داشت که آمریکا از انجام این پروژه منصرف شد. اول مسلمانان مبارزی که در کشورهای مختلف اسلامی همچون شهید نواب صفوی با این طرح مخالفت کردند و دوم عدم داشتن توان نظامی کافی در کشورهای مسلمان منطقه چه از نظر تجهیزات و چه از نظر کادر و افسران نظامی تعلیم دیده.
آمریکا و انگلستان ... از جانب رجال روسیه (نه ملت بیچاره روسیه) احساس خطر می‌کنند و برای ملل اسلامی و کشور اسلامی ایران از راه دلسوزی‌های فریبنده اسلحه‌های فراوانی می‌فرستند و می‌گویند در فلان مرز فلان تجاوز شد و در فلان جا سپاه مرزی روسیه بحدود ایران حمله‌ور گردید، عینا جیب‌برهای تربیت شده حکومت خائن موجود که وقتی می‌خواهند جیب بدبختی را بزنند یک تنه‌ای به او می‌زنند و فریاد می‌کنند: چرا تنه می‌زنی؟ مگر آدم نیستی و کم کم بهانه دعوای به دست آورده به همدستی جیب‌برهای دیگر جیب بابای بدبخت را میزنند و فرار می‌کنند. به دروغ و خدعه پی بهانه‌جویی از کشور روسیه گردیده و در عین حال آخرین آثار ضعیف مسلمانان را به نام ناموس و حفظ وطن از دست رفته تحریک می‌کنند تا مگر جنگ خونینی واقع شده ... ناموس اسلام را بزیر دست و پای ملت نادان و بدبخت روسیه اندازند؛ آنگاه از هر طرف که شود کشته به سود انگلستان و نفت به نفع آمریکا و جناب آقایان است.
جنگهای اسلامی و اسرائیل
روی این نکته تاکید می‌کنیم که مسائل فوق نباید ما را به این نتیجه برساند که شهید نواب با هر جنگی مخالف بود. بلکه ایشان در مورد جنگها و ریختن خون هزاران بی‌گناه بسیار احتیاط می‌کرد. اما وقتی امر برایشان محرز می‌شد هیچ درنگی در این زمینه نداشتند. بعد از همان قضیه روسیه چنین می‌نویسد که: خوبست که روسیه فریب نخورد و از صلح جدا طرفداری نماید زیرا که اگر تجاوزی کند ما ملت مسلمان بیدار هم که می‌دانیم که قضیه از چه قرار است، مجبور می‌شویم که برای دفاع از دین و ناموس و وطن خویش به قدرت ایمان بجنگیم و به قیمت جان و به آرزوی شهادت دودمان دشمن را به باد دهیم.
هر جنگی که دشمن اسلام بودن طرف مقابل برای ایشان مسلم می‌شد، خود یکه‌تاز میدان مبارزه‌طلبی و رزم‌آوری بود. چنانچه در مود اسرائیل همین اتفاق افتاد.
پس از غلیان احساسات مردم علیه یهودیان غاصب در فلسطین اعلام شد که بنام اعتراض به کشتار بیرحمانه توسط یهود در فلسطین و اظهار انزجار از اعمال وحشیانه آنان و اعلام پشتیبانی نسبت به اعراب در مسجد شاه میتینگی برپا می‌شود. روز جمعه سی ‌و یکم اردیبهشت 1327 مسجد سلطانی ناظر عظیم‌ترین اجتماع پرشکوهی بود که بعد از شهریور بیست تا آن روز برپا شده بود. مسجد مملو از جمعیت و از خیابانهای اطراف هم عبور و مرور قطع شده و اتوبوسهای اطراف از کار افتاده بود. در‌ آن میتینگ آیت‌الله کاشانی و شهید نواب صفوی هم شرکت کرده بودند. در آن روز شهید نواب صفوی با سخنرانی نافذ خود از مردم مسلمان خواست تا برای اعزام برای مبارزه در فلسطین ثبت‌نام نمایند.
از روز بعد محلهایی برای نام‌نویسی داوطلبین جنگ با یهود در مراکز مختلف شهر افتتاح شد و قریب به پنج هزار نفر هم برای اعزام نام‌نویسی کردند. و اعلامیه زیر از طرف فدائیان اسلام صادر شد:
خونهای پاک فدائیان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین می‌جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطین هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت سریع به سوی فلسطین را می‌خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می‌باشند. از طرف فدائیان اسلام. سیدمجتبی نواب صفوی.
شهید نواب صفوی با نخست‌وزیر وقت آقای ابراهیم حکیمی ملاقات کرد و بیان داشت که: مردم آماده حرکت به سوی فلسطین هستند. ... جایی که ارتش شما از مسلمانان مظلوم دفاع نمی‌کند. دستور دهید اسلحه و وسیله حرکت در اختیار مردم گذاشته شود. ولی پس از مذاکره و رفت و آمد دولت با حرکت آنها موافقت نکرد.
حرف‌های جدی برای دنیای جدید
آنچه در پایان به بررسی آن می‌پردازیم، گوشه‌های ناشکفته اندیشه شهید نواب صفوی در مورد مسائل بین‌الملل است که می‌تواند راهنمای خوبی برای مشکلات امروز ما باشد. و می‌توانیم با طرح آنها در سطح بین‌الملل برون‌رفتی از وضعیت کنونی داشته باشیم. اولین مقوله‌ای که در حال حاضر می‌توان روی آن دست گذاشت، زیر سوال بردن بنیانهای تمدن غرب است. خودباختگی فرهنگی مسلمانان، معرفت و معنویت در دنیای جدید، عدالت و زیر سوال بردن مبنای توسعه در کشورهای پیشرفته از جمله مقولاتی است که هم اکنون قابل طرح در سطح بین‌المللی هستند و شرح هر کدام در این مقاله نمی‌گنجد.
انسان و تمدن انسان قائم به فضائل انسانیت بوده و به بمب و طیاره و الات قتاله و جنگ و خونریزی و قدرت چنگال و شاخ حیوانی و خوب خوردن و راحت خوابیدن ارتباطی ندارد. ملل غربی تمام فضائل انسانی را، هضم در شهوات حیوانی و رنگهای فریبنده کرده و به منزله حیوانان وحشی و فاقد تمدن انسانیت شده‌اند.
یکی دیگر از مسائلی که با هجمه جهانی شدن حتی در مخیله بیشتر مسلمانان هم جایی ندارد، حکومت جهان اسلام است که در عمق باورهای مذهبی ما قرار دارد و مورد توجه جدی شهید نواب صفوی است: ملل شرق مسلمان هم که بایستی بنابر اخلاق عالی اسلام و معارف قرآن پرچم رهبری را به سوی مدارج عالی انسانیت به دوش بکشد سالیان درازی است که خود را مقابل ظواهر فریبنده حیوانات غرب باخته و عقل مستقلشان را از دست داده‌اند. بزرگترین خطر هم همین است که هر چیز اروپایی‌ها بپسندند پیش شرقی‌ها بی‌دلیل پسندیده است... و به همین دلیل از نظر اخلاق انسانی و صنعت و اقتصاد محتاج غرب شده‌اند.
از دیگر مقولاتی که با الهام از اندیشه‌های شهید نواب صفوی در زمان ما قابل طرح است، پرده‌برداری از ماهیت شوم استکبار جهانی و شیوه‌های جدید استعمارگران است: رجال اسب تاز، حکومت دنیاپرستان انگلستان و آمریکا و روسیه (که حالشان بکلی از ملت بیچاره انگلستان و آمریکا و روسیه جداست و دلشان برای ملتشان نمی‌سوزد و چنانچه خدمتی هم کنند نه برای ملت بلکه برای اینست که مجموع منافع آن عاید خودشان می‌شود) برای اغراض پستی دیری است که با هم دشمنی یافته و...
در پایان اصلی‌ترین شاخص مبارزات داخلی و حرکتهای خارجی شهید نواب صفوی را در یکی از جملات او در اعلامیه فدائیان اسلام خلاصه می‌کنیم که: انسانیت به فضائل انسانیت است. چنانچه زندگی قائم بزنده بودن است. پس شما ای مردگان بشر! اگر هنوز رمقی دارید و احساس می‌کنید زنده شوید و خود را برهانید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات