تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۸۶۲۸۵

فتنه‌ای در دشمنی با اسلام و مسلمانی


همه ما گاه در دعاهایمان به درگاه بی‌همتای احدیت دست شکوه برمی‌داریم که «شدت فتنه‌ها» به سوی ماست و آنگاه از او طلب می‌کنیم که در این مصیبت و سایر گرفتاری‌ها به گشایشی از سوی خویش ما را یاری کند و اتفاقا این دعای شریف را هم با ضمیر جمع زمزمه می‌کنیم.
این روزها مسلمانان در سراسر جهان هدف مجموعه‌ای از مصائب و مشکلات هستند که همه برخاسته از «فتنه‌ها» است، فتنه‌هایی که گاه در پیچیده‌ترین اشکال خود را می‌نمایاند. در راس این فتنه‌ها هم «فتنه» تصویرسازی خطرناک از مسلمانان و اسلام نزد افکار عمومی جهان است.
واقعیت این است که جهان امروز متشکل از واحدهای جغرافیایی و جمعیتی پراکنده‌ای است که بسیاری از آنان تا چندی پیش فاقد ارتباط اطلاعاتی با سایر نقاط جهان بودند و زمانی به زنجیره اخبار و اطلاعات جهان دسترسی پیدا کرده‌اند که این ابزار کارآمد تا حدود صد در صد در اختیار جریان تمدنی و سیاسی غرب قرار دارد. بدین لحاظ بدون تعارف باید گفت که تاثیر گذاری بر افکار عمومی جهان به نحو موثری در دست تمدن غرب قرار دارد.
در سوی دیگر باید گفت که این ابزار اطلاع‌رسانی یکسره از دسترس تمدن شرقی و اسلامی خارج نیست و بسته به هوشمندی و برنامه‌ریزی جریان‌های فکری و سیاسی کشورهای اسلامی در دسترس آنان نیز قرار دارد، اما متاسفانه جریانی تاثیرگذارتر از نحله‌های فکری و متصدیان سیاسی کشورهای اسلامی اینک ستاره هر روز و هر شب رسانه‌های خبری جهان شده است و به نام مسلمانی چنان فضای نامساعدی را در جهان شکل داده‌اند که مسلمانان راستین و دلسوز باید مداوما در تکاپو باشند تا ثابت کنند این جریان آلوده جدای از مسلمانان و مسلمانی است.
نگوییم که گردانندگان رسانه‌های خبری از فرصتی که این جماعت ایجاد کرده‌اند سوءاستفاده می‌کنند، چرا که آنان به تبلیغ اهداف خود متعهدند و به ما یا به اندیشه و آیین ما تعهدی نداده‌اند. افکار عمومی جهان هم که تحت تاثیر چنین تبلیغاتی قرار می‌گیرند، در سراسر جهان از یک قاعده کلی پیروی می‌کند. عامه مردمی که تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌های گروهی نتیجه‌گیری می‌کنند در سراسر جهان ماهیت غیرنخبه و کم اطلاع بودن دارند و بدین لحاظ شبیه به هم هستند و نمی‌توان به محاسبات دقیق و جستجوگری آنان برای یافتن لبّ حقیقت امید بست.
بدین لحاظ مسئولیت جریان‌های صاحب اطلاع و صاحب قدرت اسلامی علاوه بر جنبه‌های ایجابی و تبلیغی، توجه به جنبه‌های سلبی نیز می‌باشد. هر چند که متاسفانه در هر دو جنبه ضعف‌های آشکار به چشم می‌خورد.
در مقابل این ضعف‌ها و کوتاهی‌ها، متاسفانه گروه‌هایی که ریشه‌های آنها آشکار نیست ـ و شاید اصلاً ریشه در هویت‌های ضداسلامی داشته باشند ـ با تظاهر به آداب و ظواهر مسلمانی تیشه به دست ریشه تفکر اسلامی را هدف گرفته‌اند.
در گوشه‌ای از خاک روسیه به نام مسلمان، کودکان بی‌گناه را در دبستانی به گروگان می‌گیرند و در نهایت موجب مرگ صدها کودک می‌شوند و در حالی که قلوب جهانیان از دیدن صدها تابوت که عروسک کودکان بی‌گناه بر روی آنها قرار دارد جریحه‌دار است گروه تروریست «مسلمان» نامیده می‌شود!
زن بیچاره‌ای را در افغانستان سر می‌برند، رستورانی در عراق هدف قرار می‌گیرد، مدرسه‌ای در جای دیگر دنیا منفجر می‌شود، کارگر بیچاره کره‌ای به گریه و زاری می‌خواهد که گردن او را نزنند و بعد «سر» از بدن جدا شده او را نشان می‌دهند و در کنار همه این جنایتها نام مسلمانی را قرار می‌دهند! و این گونه با دین رحمت دشمنی می‌ورزند.
آخرین جنایاتی که به نام مسلمانی صورت گرفت حوادث 3 روز قبل اردن بود. به نام مقابله با آمریکا و صهیونیسم مجلس جشن عروسی هدف بمب‌گذاری قرار می‌گیرد و ده‌ها تن کشته می‌شوند و بدینوسیله حتی به هدف مقابله با نظام سلطه جهانی خیانت می‌شود. در میان کشته‌شدگان فیلم‌ساز برجسته مسلمانی نیز قرار دارد که هنوز پس از 30 سال، ساخته گرانقدر او «محمد رسول‌الله» تاثیر خود را از دست نداده است.
اما همه اینها با نام مسلمانی انجام می‌شود و جفایی مضاعف بر مسلمانان می‌شود. این موج فتنه‌ای است که اکنون بیش از هر مصیبتی دامان مسلمانان را گرفته است و شاید دفع آن ـ قبل از آنی که فرصت از دست رود ـ مهمترین وظیفه حاکمان کشورهای اسلامی، دانشمندان و جریان‌های فکری آنان باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات