پژمان کریمی
انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت ضد استکباری آن هیچگاه نمیتواند فارغ از "تهدید" پنداشته شود. چنین واقعیتی را تاریخ 27 ساله انقلاب اسلامی به سادگی و روشنی اثبات میکند.
موج تهدید علیه انقلاب و به بیانی ملت انقلابی ایران، گاه در حد کلام خلاصه و باقی مانده است و گاه در حیطه "عمل" رخ نشان میدهد.
اما همه تهدیدها چه به نقطه عمل رسیده و چه نرسیده، نتیجه عینی و واقعیاش استمرار حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، ثبات نظامی و سیاسی [جمهوری اسلامی] و اقتدار ملی ایران بوده است.
از این رو میتوان اذعان داشت که تهدیدها نه فقط در عزم ملت ایران در اتکای به آرمانهای مقدس انقلابشان خللی وارد نمیسازد بلکه پایههای تثبیت و اقتدار ملت و نظام اسلامی را محکم میکند.
اعلام و اقدام ایران نسبت به از سرگیری تحقیقات هستهای، که امری کاملا عادی، عقلانی و صلحجویانه و در چارچوب پیمان انپیتی ارزیابی میشود، بار دیگر واکنش تهدیدآمیز غرب را برانگیخت!
ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل که از ناحیه مقامات آمریکایی و سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان بیان و تاکید شده است، امری غیر متوقعانه نیست.
این تهدید، به گونهای دیگر وجه خصومتآمیز رفتار آمریکا و اروپاییان را در قبال فعالیت علمی و اساسا حرکت رو به رشد ملت و نظام سیاسی ایران به اثبات میرساند.
طبیعی است "تهدید بیرونی؛ افزایش وحدت در درون"، انسجام داخلی و به موازات آن پیوند ملت و دولت ایران را بیش از پیش برمیانگیزاند. انسجام و پیوندی که در برابر زورگویی بیگانگان، عزم ملی برای دستیابی به قلل رفیع فنآوری هستهای را راسختر میسازد.
به زعم کارشناسان سیاسی ـ اقتصادی، شرایط حاکم بر بازار جهانی نفت، نبود اتفاق نظر قوی بینالمللی بر سر ارجاع پرونده شورای امنیت، علم بر توانایی ایران در مواجهه و مبارزه با تحریمهای بزرگ و هراس از اقدامهای تلافیجویانه ایران در سطح منطقهای و فرامنطقهای، عملی کردن تهدید ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را با تردید روبهرو ساخته است.
به هر روی چه در صورت عملی شدن و چه عملی نشدن تهدید، دشمنان ایران بار دیگر مرتکب خطایی استراتژیک شدند:
انسجام بخشی به صفوف ایرانیان و ترغیب بیش از پیش در کسب مهارتهای علمی، خاصه در بعد فنآوری صلحآمیز هستهای کمترین آثار مترتب به تهدید علیه ایران است.