تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۸۶۳۰۴

روشنفکری دینی و عرفی، تفاهم یا تقابل


شنبه گذشته دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور شاهد مناظره «علیرضا علوی‌تبار» و «موسی غنی‌نژاد» درباره «روشنفکری دینی، روشنفکری عرفی، تفاهم یا تقابل» بودند که از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور برگزار شد. علوی‌تبار در ابتدای این مناظره گفت: وقتی از تفاهم و تقابل دو نیروی فکری و اجتماعی سخن می‌گوییم باید زمینه مشترکی وجود داشته باشد. روشنفکری دو چهره اصلی داشته است، یکی کاری است که در زمینه دین‌شناسی و مدرنیته انجام می‌داده و دیگری بخش سیاسی ـ اجتماعی است. تفاهم و تقابل روشنفکری دینی با روشنفکری غیر دینی در همین دو زمینه قابل بررسی است.
وی افزود: روشنفکری دینی از آغاز تاکنون تصورش این بوده که اگر قرار است مدرنیته در ایران به صورت درون‌زا تحقق پیدا کند باید به طور همزمان به نقد سنت و مدرنیته بپردازیم، چرا که نقد یکی از آنها برای درون‌زا کردن مدرنیته کافی نیست. برای نقد توامان این دو نیز شرط‌هایی چون شناخت سنت و مدرنیته و قرار گرفتن در موضعی بیرون از هر دو لازم است. این فعال سیاسی درباره موضع سیاسی ـ اجتماعی روشنفکری، گفت: در وضعیت کنونی سه جریان اصلی بازرگان، شریعتی و امثال سروش را داریم که این سه جریان جهت‌گیری‌های متفاوت اما وضعیت واحدی دارند.
تمام جریانات روشنفکری در ضرورت تحقق دموکراسی به اشتراک رسیده‌اند، به ویژه اگر قبول کنیم که خطرهای بزرگی مثل فقدان دموکراسی و عواقب آن ما را تهدید می‌کند سپس غنی‌نژاد شروع به سخن کرده و گفت: از نظر من مفهوم روشنفکری دینی یک ضد مفهوم است. روشنفکری معنای مشخصی دارد، آن را متصف به صفت دینی و غیر دینی کردن کار درستی نیست. روشنفکر منتقد وضع موجود است و انتقاداتش بیشتر از جهت فکری است. وی افزود: این مفهوم مسبوق به سابقه است و  آن سابقه خوشی نیست؛ هم‌چنین اگر از روشنفکری دینی سخن بگوییم چند سال دیگر باید بگوییم روشنفکری برای همه روشنفکران.
این مدرس دانشگاه اظهار داشت: در روشنفکری باید نقد از بیرون کرد، چرا که نقد از درون بی‌معناست. معنی روشنفکری دینی از نظر فکری نادرست و از نظر سیاسی ـ اجتماعی خطرناک است. نباید این بحث را به کار ببریم چرا که باعث دو دستگی و نوعی آپاراتاید سیاسی می‌شود. غنی‌نژاد گفت: ویژگی روشنفکر کارکردی و انتقادی است. با آنچه تحت عنوان روشنفکری دینی یا غیر دینی معرفی می‌شود مخالفم و احساس خویشاوندی با آنها نمی‌کنم.
همین آپارتاید را که روشنفکران دینی مطرح کرده‌اند غیر دینی‌ها هم مطرح کرده‌اند، این جدا کردن مردم است و در عرصه اندیشه نباید ملاک باشد. وی افزود: همیشه معتقد بودم در مدت این بیست و پنج سال کسانی که اسم‌شان را روشنفکر دینی گذاشته‌اند تحول مثبت‌تری پیدا کرده‌اند. البته این به معنای دفاع من از این نوع روشنفکری نیست و افتخار نمی‌کنم که به این آپارتایدها تعلق داشته باشم. علوی تبار سپس گفت: به اعتقاد من حکومت نیروی سیاسی باید مرزبندی داشته باشد چرا که در غیر این صورت موضع‌گیری‌ها معنایی ندارد.
همه اهل اندیشه این مرزبندی را دارند، البته ما باید اصل برابری حقوق شهروندان را بپذیرم، اما به لحاظ تحلیلی و تجویزی باید روشنفکران را طبقه‌بندی کرد. وی چهار ویژگی روشنفکران را این گونه عنوان کرد: روشنفکر کسی است که وارد گفتمان مدرنیته شده باشد، موضع انتقادی نسبت به اندیشه‌ها و ساختار اجتماعی داشته باشد، از موضع انسان مسایل مختلف را تحلیل کند و احساس تعهد کند. ما در مرحله تحلیل ناگزیر از جناح‌بندی و جدا کردن جریانات هستیم اما این نباید از نظر حکومت مبنا قرار گیرد.
این مدرس دانشگاه افزود: اینکه گروهی از روشنفکران دغدغه‌ای در مورد تفسیر مدرن از دین ندارند و برخی دارند تفاوت جدی است. حکومت‌های اقتدارگرا در تمام دنیا شهروندان را تقسیم می‌کنند اما طبقه‌بندی‌ها در تجویز بسیار کمک‌کننده است. علوی‌تبار با بیان اینکه «دوره همه با هم گذشته است»، اضافه کرد: این نوع وحدت‌ها توده‌گرایانه است و نتیجه خوبی در بر ندارد.
اول انقلاب همه با هم بدون مرزبندی بودیم، اینک نیز باید همه با هم باشیم اما با شناخت تفاوت‌ها. البته نگرانی شما درست است و مرزبندی نباید به خصومت بکشد، تفاهم با توجه به تفاوت‌ها از درس‌های بیست و پنج سال گذشته است. وی گفت: روشنفکر دینی مشخصه‌های چهارگانه یک روشنفکر را دارد به اضافه دلبستگی به یک سنت دینی و نه دین سنتی. روشنفکر دینی در ایران یک پروژه فکری خاص است که سه رکن عصری کردن دین یعنی قرائت مدرن از دین، مدرنیته درون‌زا و دینی کردن عصر را دارد. ما باید یاد بگیریم با تفاوت‌ها کنار بیاییم و آنها را انکار نکنیم.
غنی‌نژاد نیز اظهار داشت: حوزه روشنفکری حزب و فعالیت سیاسی نیست، اندیشه است و در اندیشه خودی و غیر خودی نداریم. بعد از بیست و هفت سال تجربه گرانقدری با هزینه بالا به دست آورده‌ایم و آن این است که دین را ابراز نکنیم، وی گفت: در مملکتی که حکومتش اسلامی و دینی است اگر اسم من را روشنفکر غیر دینی بگذاریم چه جایگاهی دارم؟ اگر شما به برابری حقوق اعتقاد دارید به چه حقی مردم را طبقه‌بندی می‌کنید و اسم دینی و غیر دینی بر آنها می‌گذارید؟ این آپارتاید و ضد حقوق بشر نیست؟ اگر اهل فکر هستید نقل از عقل کنید و نه از دین.
این مدرس دانشگاه اضافه کرد: عده‌ای اصرار دارند با ابزار دین در صحنه حاضر شوند، اگر می‌خواهیم خود را با مدرنیته سازگار کنیم بهتر است اندیشه‌های خود را متصف به دین نکنیم و به صورت منسجم به دنبال خط فکری که به آن معتقدیم برویم. اگر از ابتدا برای تمام مردم حقوق مساوی قائل بودیم پس ایران برای همه ایرانیان بعد از این همه سال یعنی چه؟
سپس علوی‌تبار با تاکید بر مشخص کردن نسبت روشنفکران دینی با حکومت، گفت: بعد از انقلاب یک نسبت ساده با تمام روشنفکران دینی وجود نداشت، نباید از اسم‌گذاری‌ها نگران بود، این یک طبقه‌بندی فکری است. روشنفکری دینی از پیروزی انقلاب تا آغاز دهه هفتاد حضوری در حکومت داشت اما بعد از آن هم خودش از حکومت فاصله گرفت و هم به کنار رانده شد. در سال 76 هم به خاطر خطای محاسبه، بخشی از توزیع‌کنندگان روشنفکری دینی وارد حکومت شدند.
وی در ادامه در تبیین شعار ایران برای همه ایرانیان، خاطر نشان کرد: ایران برای همه ایرانیان یعنی ایران یک ملت با ملیت واحد و ملک مشاع است نه یک امت و در مالکیت مشاع اداره امور با مردم است. این استاد دانشگاه افزود: دین ابراز کار روشنفکران دینی نیست بلکه موضوع شناخت آنهاست. روشنفکری دینی، دین و معرفت دینی را جدا می‌کند. هزینه‌ای که روشنفکری دینی داده است کمتر از سایر بخش‌ها نیست. مرزبندی‌ها یعنی اینکه ما از خط مشی‌هایی که سایرین دارند پیروی نمی‌کنیم؛ مرزبندی‌ها یعنی جریان‌های فکری موجود.
آن گاه غنی‌نژاد پاسخ داد: وقتی شما دین را صفت جریانی می‌کنید یعنی مفهوم مخالفی دارد، تعبیر دینی و غیر دینی در این مملکت مفهوم قطعی نیست. اگر بحث مطالعه روی دین است نیازی به روشنفکری دینی نیست و این تفکیک‌ها توجیه ندارد. با تفکیک اهل فکر کمکی به پیشرفت امور جز ایجاد اختلاف و تضادهای بیهوده در جامعه نمی‌کنیم. علوی تبار در ادامه در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان، گفت: عقلانیت خرد خودبنیاد گوهر مدرنیته است، دو تعبیر از آن وجود دارد؛ عقلانیت حداقلی و عقلانیت حداکثری.
عقلانیت حداکثری معتقد است که تنها باورهایی پذیرش‌شان موجه است که استدلال آنها جمیع عقلا را قانع کند. اما عقلانیت حداقلی معتقد است که کار عقل باید به جای اثبات گزاره نقد گزاره باشد. روشنفکر دینی به عنوان یک پروژه می‌تواند با پذیرش عقلانیت انتقادی به بازخوانی دین بپردازد.
وی هم چنین در تبیین دو صفت دینی کردن عصر و عصری کردن دین، اظهار داشت: وقتی از عصری شدن دین صحبت می‌کنیم منظور این است که دین را طوری بشناسیم که پاسخگوی پرسش‌های فعلی و معطوف به مشکلات عملی دوران باشد. عصری کردن دین نیز یعنی نگاه کردن از پشت عینک عصر به واقعیت دین. این کار مبنای معرفت‌شناسانه ندارد و کار معرفتی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات