1. حدود چهار سال پیش مقام معظم رهبری در اهمیت اجرای سیاست نظارت بر عملکرد قوای سه گانه فرمودند: «حضور رهبری در همه بخشهای کشور به معنای حضور سیاستهای رهبری است که باید با دقت اجرا شود. من به شما عرض میکنم: هر جایی که این سیاستها اجرا شده، کشور سود کرده است اما در طول سالهای گذشته از ده ـ دوازده سال پیش تاکنون هر جا از این سیاستها تخلف شده کشور ضرر کرده است که گاهی ضررش را فهمیدهاند، گاهی هم بعد از گذشت مدتی ضررش را فهمیدهاند.» (1)
2. همان گونه که ریاست مجمع تشخیص مصلحت گفته است، مقام معظم رهبری از چند سال گذشته -شاید بیش از هفت سال پیش- این مهم را از مجمع تشخیص مصلحت نظام خواسته بودند. مجمع تشخیص پس از بررسی، چگونگی نظارت مجمع بر قوای سه گانه را تصویب و به مقام معظم رهبری پیشنهاد کرد و به امضای معظمله رسید.
3. تردیدی نیست که نظارت آن هم به وسیله نهادی که زیرمجموعه هیچ یک از قوای سه گانه نیست، بسیار پسندیده است و در جهت رعایت حقوق مردم در امور گوناگون بسیار مؤثر خواهد بود؛ ولی این پرسش مطرح است که چرا این امر پسندیده این قدر با تأخیر انجام شده است؟ به راستی در زمانی که دولت اصلاحات، زمام امور کشور را در دست داشت و فساد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن همه مشکلات را برای کشور به وجود آورده بود، اگر مجمع تشخیص، موضوع نظارت را جدی میگرفت و به تصویب میرسانید، نمیتوانست جلوی بسیاری از این تخلفات را بگیرد؟! مردم متدین انتظار داشتند مجمع تشخیص مصلحت با نظارت بر وزارت سابق ارشاد، از چاپ صدها کتاب ضداخلاقی و اکران دهها فیلم مستهجن و خلاف اخلاق مانع میشد و از اجرای تئاترهایی همچون تئاتر جشنواره ایران زمین جلوگیری میکرد. شایسته بود کمیته نظارت مجمع تشخیص در آن زمان، تشکیل و مانع حیف و میل و اختلاس صدها میلیاردی در وزارتخانههای گوناگون میشد. ولی معالاسف چنین چیزی اتفاق نیفتاد تا این که دولت آقای خاتمی به پایان رسید و در آغازین ماههای تشکیل دولت جدید که خود با شعار مبارزه با فقر، فساد و تبعیض سرکار آمده و عزمش را بر قطع دست دزدان بیت المال جزم کرده است، پرونده نظارت بر قوای سه گانه مطرح شد و در چرخه اجرا قرار میگیرد! ما از حرکت جدید مجمع تشخیص مصلحت در این امر مهم به شدت استقبال میکنیم؛ چرا که نظارت بر کارها هر چه بیشتر باشد، سلامت آن بیشتر میشود ولی این گلایه هم از ریاست مجمع داریم که چرا با این تأخیر؟! و چه کسی جوابگوی آن همه حیف و میل و تضییع بیت المال است؟!
4. نکته مهم این است که اگر مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام، خواهان نظارتی قاطع و در خور شأن نظام مقدس اسلامی است، باید کسانی را برای مسؤولیت نظارت برگزیند که بیاعتنا به وابستگیهای حزبی و گروهی، فقط به اعتلای ایران اسلامی، تحقق خواستها و آرمانهای رهبری و خدمترسانی به مردم عدالتخواه بیندیشند و پیشینه عملی آنها هم دلیلی بر آن باشد. ولی با نگاهی به گرایشهای سیاسی و پیشینه کاری برخی اعضای کمیته نظارتی مجمع، به نظر میرسد نمیتوان به اعمال نظارت واقعی ـ بدون مداخله گرایشهای سیاسی ـ چندان خوش بین بود. به راستی آیا مجمع تشخیص مصلحت نمیتوانست افرادی شایستهتر را برای پیگیری خواست مبارک مقام معظم رهبری برگزیند؟!