قاسم روانبخش
به دنبال سخنان رئیسجمهور در همایش «جهان بدون صهیونیزم» مبنی بر این که "اسرائیل باید از صحنه روزگار و نقشه جهان محو شود" دولتهای غربی و صهیونیستها موجی از مخالفت و هیاهو بر ضد دولت ایران و به ویژه شخص آقای احمدینژاد به راه انداختند: وزارت امور خارجه انگلیس آن را نگرانکننده و نفرتانگیز نامید و کاردار ایران را برای ادای توضیحات فرا خواند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان نیز اظهارات آقای احمدینژاد را غیرقابل قبول خواند و آن را محکوم کرد. سخنگوی کاخ سفید هم در واکنش به اظهارات رئیسجمهور ایران آن را محکوم کرد و گفت: این اظهارات بر نگرانیهای ما درباره بلندپروازیهای ایران تاکید دارد. فرانسه، روسیه، اسپانیا، استرالیا، کانادا، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا و... با اظهارات مشابهی خواهان احترام به تمامیت ارضی اسرائیل شدند. دبیر کل سازمان ملل نیز با اظهار تأسف از سخنان رئیسجمهور ایران، گفت: اسرائیل سالهاست که عضو رسمی سازمان ملل است و وظایف و حقوق یکسان با سایر اعضا دارد! نخستوزیر اسرائیل هم که از حمایت دولتهای غربی به وجد آمده بود، خواهان اخراج ایران از سازمان ملل شد!
درباره بیانات آقای رئیسجمهور و هیاهوی غربیها نکاتی را متذکر میشویم:
1. دو سال پیش، رئیسجمهور آمریکا مشابه سخن دکتر احمدینژاد درباره دولت غاصب اسرائیل را درباراه ایران اسلامی بیان کرد و گفت: جمهوری اسلامی باید از روی نقشه زمین محو شود! وی سپس لایحه اختصاصی مبلغ چهل میلیون دلار برای هدف مذکور را به مجلس آن کشور فرستاد و پس از تصویب، آن را برای انجام دادن علمیات ضدانقلابی اعم از فرهنگی، نظامی و اقتصادی هزینه کرد. متأسفانه آن اظهارات درباره ایران هیچ گونه اعتراضی از سوی کشورهای مذکور را در پی نداشت؛ گویا آن را طبیعی و به حق میدانستند! حال چگونه است که همین کشورها با سیاست یک بام و دو هوا، از سخنان رئیس جمهور ایران بر ضد رژیمی اشغالگر که دستش به خون صدها هزار فلسطینی آغشته است، این گونه برمیآشوبند؟!
2. مدعیان اصلاحطلبی و رسانههای وابسته به آنها، در اقدامی هماهنگ با بیگانگان به دنبال القای این نکتهاند که دولت دکتر احمدینژاد از اصول دیپلماسی آگاه نیست؛ زیرا مطالبی را از تریبون رسمی نظام بیان میکند که جایگاه آن در نماز جمعه است. آنها میگویند: این گونه موضعگیریها موجب ایجاد تنش میان ایران و سایر کشورها میشود و چه بسا مشکلاتی برای کشور به وجود آورد؛ و ادعا میکنند: بهترین راهبرد در عرصه بینالمللی، سیاست تنشزدایی آقای خاتمی است که سالها در جهت نهادینه کردن آن کوشید و قرار بود آقای هاشمی رفسنجانی آن گونه که در بیانیه رسمی انتخاباتیاش بود آن را ادامه دهد و صلح خاورمیانه تحقق یابد. آقای خاتمی در همین سیاست در واکنش به سخنان دکتر احمدینژاد گفت: "نباید حرفی بزنیم که مشکلات اقتصادی و سیاسی ایجاد کند. حرفهایی نزنیم که در دنیا صدها مشکل برای خود به وجود آوریم(1)". از سوی دیگر و به رغم این جوسازیها، خبرهای رسیده از جهان اسلام نشان میدهد که سخنان رئیس جمهور درباره اسرائیل، روح امید را در جانهای صدها میلیون مسلمان دمیده است و آنها از الگو قرارگرفتن راهبرد حضرت امام درباره رژیم صهیونیستی به وسیله آقای احمدینژاد، بسیار خوشحال شدهاند. این حرکت موجب شد مسلمانان جهان پس از مواضع انفعالی دولت پیشین درباره عراق و افغانستان، بار دیگر جمهوری اسلامی ایران را الگوی حرکتهای انقلابی بدانند و برای محو اسرائیل از صحنه روزگار، استوارتر از گذشته بسیج شوند. مقام معظم رهبری نیز با پشتیبانی قاطع از بیانات رئیس جمهور، فرمودند: "جنجالها علیه موضع رئیس جمهور نشانه اقتدار ایران است" ایشان در ادامه فرمودند: "انسان حقیقتا از این که این گونه کشورها، این قدر تحت نفوذ صهیونیستها هستند در برابر بشریت شرمنده میشود (2)" با این اوصاف، شایسته است اصلاح طلبان که برخی از آنها مدعی خط امام هستند، اندکی بیندیشند و بنگرند که با چه کسانی هم موضع هستند؟!
3. موضع آقای احمدینژاد در همایش جهان بدون صهیونیزم، نکته نویی در بر نداشت؛ بلکه تأکید بر همان فرمایش همیشگی حضرت امام (ره) بود که: اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود پس چرا اکنون که آقای احمدینژاد همان فرمایش امام(ره) را تکرار میکند، این گونه جنجال به راه میاندازند؟! الف) استکبار جهانی به خوبی دریافته است که در ایران و جهان اسلام، چه اتفاق باشکوهی رخ داده است. با انتخاب دکتر احمدینژاد، آنها همه زحمات خود را در منفعل کردن جمهوری اسلامی، بر باد رفته میبینند؛ 16 سال تلاش پیگیر برای حذف تفکرات انقلابی حضرت امام(ره) در ایران و جهان اسلام ناکام مانده شعارهای ایشان به وسیله رئیس جمهور انقلابیمان، از بلندترین تریبون سیاسی جهان (سازمان ملل) فریاد زده میشود. آنها در هراسند همان فریادی که انتفاضه فلسطین را پدید آورد، آن را در سراسر کشورهای اسلامی گسترش بخشد و صهیونیسم را از فلسطین و سایر بلاد اسلامی ریشه کن سازد.
ب) به دنبال اعمال سیاستهای تنشزدایی دولت اصلاحات که نزدیک بود به اجرای کامل صلح خاورمیانه بینجامد! چنین القا میشد که طولی نخواهد کشید ایران اسلامی نیز اسرائیل را به رسمیت بشناسد. ازاین رو کشورهای عربی را به گونهای آماده کرده بودند که برای به رسمیت شناختن اسرائیل به صف بایستند. فریاد احمدینژاد در سازمان ملل و نیز همایش جهان بدون صهیونیزم، به دولتهای اسلامی فهماند که موضع اصولی ایران اسلامی هیچ تغییری نکرده و اسرائیل نه تنها رسمیت ندارد بلکه باید نابود شود. موضع رئیس جمهور، توطئه بزرگ صهیونیزم و امپریالیزم را خنثی کرد، و از این رو حق دارند عصبانی باشند "قل موتوا بغیظکم".
4. صرف نظر از موضعگیریهای سیاسی و هیاهوهای خارجی و داخلی، مردم مسلمان ایران و سایر مسلمانان جهان این نکته را باور دارند که عصبانی دشمنان ازموضعگیریهای انقلابی، نشانه حقانیت آن است. بیگمان بازگشت به شعارها و مواضع امام(ره)، نجات بخش و رویگردانی از آنها موجب خواری و رسوایی است.
امروزه همه ملتهای مسلمان جهان دریافتهاند که اسرائیل و آمریکا جز زبان زور نمیفهمند؛ باید همه دست به دست هم دهیم، اسرائیل غاصب را از صفحه روزگار حذف کنیم و از این همه جنجال و هیاهو نهراسیم؛ زیرا وعهده الهی مبنی بر نصرت مؤمنان حق است.