حسن کربلایی hassankarbalaei@yahoo.com
گروه سیاسی: جامعهشناسان و روانشناسان و نیز دانشمندان علوم اجتماعی در محافل علمی و دانشگاهی فرانسه چه میکنند؟ چگونه است آنها توانستهاند پیشبینی کنند یک چنین جنبش عظیم و گستردهای در 300 شهر فرانسه را که دو هفته است پدید آمده و هر روز ابعاد گستردهای به خود میگیرد، تعبیر جنگ اجتماعی در فرانسه تعبیر جالبی است.
امروز فرانسه در اروپا نماد خشونت اقتصادی و بیعدالتی علیه اقشار فقیر است به گونهای که جنبش بینوایان را به نظاره نشسته است!
لوموند در تفسیری از رویدادهای اخیر فرانسه مینویسد: حوادث فرانسه ناشی از واکنش ناامیدانه اقشار فقیر و تحت فشار فرانسه و رویکردهای غلط اقتصادی دولت است.
ریشههای این جنبش اجتماعی به عقیده جامعهشناسان؛
1- فقدان عدالت اجتماعی
2- اعمال سیاستهای نژادپرستانه تحت سرپرستی لابی صهیونیستی
3- تبعیض علیه شهروندان و عدم رعایت حقوق سیاسی و اجتماعی آنان
4- بیکاری، فقر و فقدان امنیت اجتماعی
5- خشونت پلیس علیه حاشیهنشینها میباشد.
فرانسه به عنوان یک قدرت بزرگ در اروپا با زیر پا گذاشتن قراردادهای اجتماعی تنها به سلطه در خارج از مرزها میاندیشد. همین رویکرد در انگلیس و آلمان و آمریکا دیده میشود. آنها فکر میکنند در داخل مسألهای ندارند باید نگاه به بیرون را با تعطیل نگاه به درون پیش برد. توفانهای کاترینا و ریتا در آمریکا نشان داد مسایل داخلی آنها کمتر از گرفتاریهای بیرون آنها نیست. توفانهای طبیعی در آمریکای لاتین پرده از گردبادهای سیاسی و اجتماعی برخی از دولتها از جمله ایالات متحده آمریکا برداشت.
در فرانسه توفان طبیعی وجود نداشته تا غدههای چرکین نقض حقوق بشر و تبعیض نژادی را عیان کند لذا توفان سیاسی و اجتماعی در فرانسه پدید آمد تا رهبران این کشور و دولتهای بزرگ را به این واقعیت هدایت کند که وضعیت انسانی و مناسبات جوامع آنها بیریختترین حالت و نقض حقوق بشر و تبعیض نژادی در مهوعتریم شکل آن وجود دارد.