رضا جامهای
با تابیدن نور اطلاعرسانی به موضوع عدم وصول و ایصال عواید درآمد حاصل از فروش به صورتهای؛
فروش نفتخام در داخل، سوآپ، بیع متقابل و افشای انفعال ارگانهای مسئول امر نظارت در این حوزه که به همت قلمهای مسئول کلید زده شد و امروز در قالب مقاله سخرانیهای مسئولین رده بالا شاهد طرح موضوعاتی از قبیل قلههای ثروت توسط جناب آقای عسکر اولادی و بنزین 34 تومانی توسط دکتر سبحانی و دیگر مسئولین کمیسیونهای تخصصی در مجلس هستیم و لزوم تغییر روش و اصلاح امور را در این حوزه تقریبا همه مسئولین دلسوز پذیرفتهاند که این خود از برکات طرح این قبیل نقد و نصحها میباشد.
اکنون در ادامه همان مباحث و در طی طریق مسیر بحرانی محرومیت خزانه از درآمد عمومی نفت به هر صورت و به هر نحو به چالش دیگری که در این مسیر با آن مواجه هستیم می پردازیم و آن چالش چیزی نیست جز چگونگی تقویم بهای نفت، برای ورود به این مبحث پاسخ به سوالات زیر لازم است:
1- بهای روز نفت در بازار جهانی بشکهای چند دلار است؟
2- بهای روز نفت ایران به هنگام فروش بشکهای چند دلار است؟
3- بهای فروش نفت ایران را چه مقام مسئولی و با چه مکانیزمی تعیین و تقویم میکند؟
4- بهای فروش نفت خام صادراتی به مشتری داخلی (نه مصرفکننده داخلی) بشکهای چند دلار است و با فروش نفت خام صادراتی به مشتری خارجی چند دلار تفاوت دارد؟
برای پاسخ به سوالات فوق و استخراج نتیجه تعیین مقطع زمانی واحد و داشتن منوی قیمت در بازارهای مختلف الزامی است، نیم نگاهی به فهرست قیمتهای نفت خام به تاریخ هفدهم ماه مه 2004 میلادی حداکثر و حداقل قیمت نفت خام تک محمولهای(1) بیانگر آن است که بهای فروش نفت ایران در این مقطع زمانی با بهای نفت دیگران تفاوتی غیر معقول دارد.
بهای نفت سبک و سنگین ایران در این مقطع به ترتیب به مبلغ 58/34 و 79/32 دلار بوده که تفاوت آن با بهای سبد نفتی اوپک به مبلغ 67/37 دلار تفاوت 3 دلاری دارد. چرا؟!
تفاوت بهای نفت خام سبک و سنگین ما حتی با بهای نفت خام بصره بیش از 25/2 دلار و با نفت خام کرکوک عراق حدود 88/2 دلار تفاوت قیمت در فروش دارد. چرا؟!
تفاوت قیمت بهای فروش نفت ما با دوبی و امارات که ما با آنها تقریبا از یک مخزن مشترک هم برداشت میکنیم بیش از 44/3 دلار تفاوت قیمت دارد. چرا؟!
این تفاوت 2 الی 4 دلار قیمت فروش در هر بشکه از باب فروش به مشتریان خارجی در مقایسه با سایرین، (بصره در دو قدمی آبادان و خرمشهر) ناشی از چیست؟ این تفاوت 2 الی 3 دلاری را اگر در مقیاس 5/2 میلیون بشکه صادرات روزانه حساب کنیم میشود بیش از دو میلیارد دلار در سال!
000/000/670/2=دلار3×365×000/500/2
که این سوال متبادر به ذهن خواهد شد که دلیل توجیهی عدم وصول و ایصال بیش از دو میلیارد و هشتصد میلیون دلار به خزانه کشور از این بابت چیست؟
حق آن است که پاسخ سوالات فوقالذکر را بازرس قانونی و حسابرسان مستقل و متعهد در گزارشات رسمی خود به مجامع بدهند و مجمع عمومی صاحبان سهام شرکت ملی نفت ایران که رسما دولت است و شرعا و قانونا حکومت اسلامی به دلیل انفال بودن سرمایههای نفتی است حتما باید از آن مطلع گردند، که فعلا مطلع نیستند. اما با رجوع به مفاد گزارشات حسابرسی نفت مشاهده میگردد که بازرسان قانونی نفت اصلا چنین پرسشهایی را مطرح نکردهاند تا به جواب آن برسند. این سکوت قابل تامل است! آیا باید عملکرد مالی مسئولین شرکت نفت تحت نظارت و بررسی و رسیدگی و حسابرسی ارگانهایی همچون سازمان حسابرسی و دیوان محاسبات کشور باشند؟ یا این ناظرین هستند که تحت امر مجریان عمل میکنند؟
کدامیک؟ به نظر میرسد با پاسخ به سوال دوم، جواب سوال اول هم روشن خواهد شد.