تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۸۶۳۷۶

ما و پرونده هسته‌ای


علی دارابی
پس از اشغال عراق توسط آمریکا و متحدان او، جرج بوش بر عرشه ناو جنگی در دریای مدیترانه اعلام کرد که با اشغال عراق و آنچه او یاد کرد « به ارمغان آوردن دموکراسی برای ملت عراق»؟! ما چند کار مهم را پیش رو داریم: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در نوامبر 2004، و تعیین تکلیف صلح خاورمیانه. او در ادامه بر گسترش صلح و امنیت در جهان و مبارزه با تروریسم به عنوان وظیفه‌ای مهم فراروی کاخ سفید اشاره کرد.
بی‌گمان مهمترین واژه‌ و رخدادی که پس از اشغال عراق افکار عمومی جهان با آن روبرو بوده است مساله دستیابی ایران به فناوری نوین هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز بوده است. مردم ایران در طول یک سال اخیر بیش از هر چیز با معاهده منع تولید و گسترش سلاح‌های هسته‌ای موسوم به ‌NPT و شورای حکام آژانس هسته‌ای مواجه بوده‌اند. با کمال افتخار باید اعلام کرد که دانشمندان متعهد و متخصص کشور دست به کاری بزرگ و شگرف زده‌اند و ایران امروز در زمره کشورهای دارای انرژی هسته‌ای جهان قرار دارد. بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی و دبیر کل آن محمد البرادعی بارها بر صلح‌آمیز بودن فناوری نوین هسته‌ای ایران تاکید کرده‌اند. اما کشورهای اروپایی و آمریکا تمام توجه افکار عمومی جهان را به غلط بر حول «دستیابی ایران به سلاح‌هایی که مخل صلح جهانی» است بسیج کرده‌اند. این فریب افکار عمومی اولا برای آن است که جهانیان از فاجعه انسانی و کشتار بی‌رحمانه مردم در عراق به ویژه فلوجه توسط اشغالگران و نیز جنایات رژیم اشغالگر قدس در سرزمین‌های اشغالی در بی‌خبری بسر ببرند. ثانیا با اطلاع و اذعان به نقش کلیدی ایران و جایگاه بالا دستی آن در عراق، افغانستان و تحولات خاورمیانه ایران را «مشغول به خود» کنند. و سرگرم‌سازی ایران به مسائل داخلی خود و فرصت سوزی برای ایفای نقش فراملی آن راهبرد مهم بیگانگان برای آینده ایران است.
آگاهی از این راهبرد است که مقامات و مسئولان ایرانی را مصمم می‌دارد که با تدوین «دکترین هسته‌ای ایران» به احصاء چالش‌های فرارو و راهکارهای برون رفت از آن اقدام نمایند.
حقیقت آن است که ما نباید از ابتدا در دام آژانس و سه کشور اروپایی گرفتار می‌شدیم آنها در ابتدا اطلاعاتی از مجموعه کارهای ما به صورت کلی داشتند اما با بازرسی‌های مرتب و اخذ اطلاعات لازم که حتی در مواردی خارج از قاعده به صورت شکستن قفل‌های مراکز آزمایشگاهی و توهین به کارکنان و احضار دانشمندان و گفت‌وگو با آنان بدون حضور مقامات ایرانی مبادرت ورزیده‌اند که همه اینها جای تامل و پرسش دارد.
سیاست تطویل پرونده هسته‌ای ایران را در دستور کار قرار داده‌اند که هدف آن توسط آژانس و کشورهای اروپایی نیز چیزی جز فرصت‌سوزی و مشغول‌سازی ایران در پی نداشته است. در طول یک سال و اندی که پرونده هسته‌ای ایران مطرح بوده است با یک بررسی ساده می‌توان پی ‌برد که چه چیزی عاید ایران شده است و اروپا و آمریکا چه بدست آورده‌اند؟
در جریان توافقنامه اخیر ایران و سه کشور اروپایی موسوم به «بیانیه پاریس» فهرستی بلند بالا از مطالباتی که ایران باید پاسخگو باشد خودنمایی می‌کند: درخواست از ایران برای همکاری شفاف و کامل که معنای آن متهم کردن ایران به عدم صداقت است، گرفتن امتیاز حیاتی از ایران همانا تعلیق غنی‌سازی اورانیوم تا زمان به نتیجه رسیدن مذاکرات که زمان مذاکرات در پرده‌ای از ابهام است و می‌تواند مثل ژاپن تا 27 سال به درازا بکشد، وعده غربی‌ها در محکومیت گروه القاعده که محصول مشترک آمریکا و اروپا برای بدنام کردن اسلام مبارز و ناب بوده است. و نیز گروهک منافقین که تاریخ مصرف این گروهک تروریستی در نزد ملت ایران سالهاست که پایان یافته است. شاید کمتر از یک هفته جهانیان به ویژه ملت ایران مشاهده کردند که اروپائیان به میثاق‌های بین‌المللی که خود نیز آن را امضاء کرده‌اند پای‌‌بند نیستند و برابر بند دوم پیش‌نویس بیانیه موسوم به پاریس، اروپائیان از ایران خواسته‌اند که غنی‌سازی اورانیوم را برای همیشه متوقف کند و از این توقف دایمی با عنوان یک اقدام ضروری و اعتمادسازی یاد کرده‌اند که برای حل‌ و فصل ابهامات و مشکلات باقیمانده درباره فناوری هسته‌ای ایران ضروری خواهد بود. و هم اکنون نیز جلسات شورای حکام و اجماعی که در پایان از خود نشان خواهد داد بیانگر رویکرد جهان اول برای محروم نگه داشتن سایر کشورهای جهان از پیشرفت و دستیابی به فناوری نوین هسته‌ای که در زمره وظایف اولیه آژانس در حمایت از کشورهای عضو می‌باشد.
بهره‌گیری از مساعی جمیله در حل و فصل منازعات و پرهیز از پرهزینه کردن منازعات یک اصل عقلانی مطابق با راهبرد ترسیم شده از سوی رهبری در سیاست خارجی است. اما راهبرد مورد نظر بر پایه «عزت، مصلحت و حکمت» تعریف شده است و مسئولان دست‌اندرکار باید از موضع عزت و اقتدار به دفاع از منافع حیاتی کشور بپردازند. مردم را محرم خود بدانند و اطلاعات را بدون سانسور در اختیار افکار عمومی قرار دهند. برابر نظرسنجی صورت گرفته بیش از 80 درصد ملت ایران دستیابی کشور به فناوری نوین هسته‌ای را غرور ملی دانسته و خواهان تداوم آن هستند. ما باید از موضع اقتدار که حضرت امام خمینی(ره) رهبر معظم انقلاب اسلامی به ما آموخته‌اند در عرصه سیاست خارجی حرکت کنیم وگرنه پیمان‌های ظالمانه بین‌المللی که برپایه حفظ حقوق قدرتهای بزرگ و نادیده انگاشتن حقوق سایر کشورها بنیاد شده است چیزی عاید ما نخواهد کرد. اصلاح NPT در فوریه 2005 [اردیبهشت ماه 1384] نیز گامی دیگر برای محروم کردن کشورها از جمله ایران خواهد بود. ما باید امروز با قاطعیت و صلابت از حقوق قانونی و مشروع خود مبنی‌ بر «غنی‌سازی اورانیوم» و کشوری در زمره دارندگان سلاح هسته‌ای برای «مصارف صلح‌آمیز» دفاع کنیم وگرنه فردا دیر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات