از زمان آغاز چالش میان عربها و «اسرائیلیها»، سیاستهای نظامی و امنیتی «اسرائیل» صبغهای هجومی داشته است و صهیونیستها از سال 1984 تاکنون آغازگر 4 جنگ بزرگ با عربها بودهاند که البته باید به این تعداد، شمار زیادی عملیات نظامی گسترده دیگری را نیز افزود؛ این در حالی است که طرف عربی تنها یک بار جنگ را شروع کرده است که آن هم در سال 1973 و با حضور کشورهای سوریه و مصر بوده است، ضمن آنکه شمار عملیاتهای گسترده نظامی که طرف عربی برضد «اسرائیل» به راه انداخته، بسیار اندک بوده است. در مقالهای با عنوان «جنگ در اندیشه نظامی اسراییل» در روزنامه الشرق چاپ قطر آمده است: به نظر میرسد که مقامات سیاسی و نظامی «اسرائیل» میان دو مقوله سیاست و امنیت تمایز قائل شده و بیشترین اولویت را به مقولههای امنیتی و نظامی اختصاص میدهند و مقوله سیاست در درجه دوم اهمیت قرار دارد. یکی از مهمترین اندیشههای حاکم بر جامعه صهیونیستی این است که هیچ نوع تعارض منطقی میان به کارگیری عملی از نیروی نظامی و یا در فکر به کار گرفتن آن وجود ندارد و فاکتورهای امنیتی با توجه به نظر و دیدگاه صهیونیستها مقدمتر از فاکتورها و مسائل سیاسی هستند و ادامه حیات «اسرائیل» با توسل به قدرت خاص آن بسیار مهمتر از سازش مسالمتآمیز با کشورهای عربی به شمار میرود. دکتر «مصطفی رجب» نویسنده این مقاله مینویسد: در ماجرای منازعه عربی و «اسرائیلی» همیشه ترازوی قدرت و توان نظامی به سمت «اسرائیل» سنگینی کرده و میکند و هر دو طرف این منازعه به این نابرابری قدرت اعتراف دارند، البته پیچیدگی مساله عدم توازن قدرت به حدی است که ابعاد استراتژیک آن را نمیتوان به سادگی سنجید. اگر نگاهی به فعالیتهای نظامی «اسرائیل» داشته باشیم به این نتیجه میرسیم که «اسرائیل» از نظر حجم و نوع سلاحهایی که در اختیار دارد، بر تمامی همسایههای عرب خود برتری دارد و علاوه بر این از سلاح اتمی برخوردار است که درباره اهمیت آن باید گفت این سلاح در نهایت به عنوان یک عنصر تعیین کننده در چالش «اسرائیل» با دیگر کشورهاست؛ از همین رو، با نظر به گرایشهای تهاجمی غالب بر تفکر نظامی صهیونیستها و همچنین وجود شکاف عظیم و رو به گسترش در توازن قدرت نظامی میان دو طرف و بینتیجه ماندن تلاشها برای رفع این شکاف، باعث شده است که آغازگر جنگ مستقیما اسرائیل باشد. در همین راستا دکتر محمد قدری سعید برخی از چارچوبهای کلی فعالیتعای تسلیحاتی «اسرائیل» را اینگونه برمیشمرد:
1 ـ «اسرائیل» و ایالات متحده از سال 1979 با امضای توافقنامه مربوط به همکاریهای استراتژیک در زمینه مسائل دفاعی که بعدها و در 14 دسامبر سال 1987 توسط اسحاق رابین به مدت ده سال تمدید شد، روابط تنگاتنگی در زمینه تسلیحاتی با هم برقرار کردند. توافقنامه 1979 این اجازه را به «اسرائیل» و نهادهای پژوهشی و صنعتیاش میداد که از وضعیت نظامی مشابه کشورهای عضو پیمان ناتو برخوردار باشد و بتواند تکنولوژیهای جدید را منتقل کرده و در برنامههای پژوهشی نظامی نیز مشارکت داشته باشند. توافقنامه نظامی مذکور سود فراوانی را برای طرف «اسرائیلی» داشت و «اسرائیل» توانست از تجربیات آمریکا در زمینه جنگ الکترونیکی، تولید مهمات، موشکهای ضدتانک و همچنین کلاهکهای موشکی قابل هدایت با اشعه مادون قرمز استفاده کند.
2 ـ از دیگر مسائل مهم و شایان توجه، باید به برتری جهانی «اسرائیل» در زمینه تولید و پیشرفتهسازی هواپیماهای بدون خلبان اشاره کرد. در حال حاضر زرادخانههای «اسرائیل» انواع مختلفی از این هواپیماها را تولید میکنند که برخی از آنها فاصله کمتر و برخی فاصله زیادتری (تا 100 کیلومتر) را طی میکنند.
هواپیماهای بدون خلبان برای عملیات شناسایی و همچنین تعیین هدف به کار میرود، ضمن آنکه میتوان از آن برای هدف قرار دادن برخی مواضع طرف مقابل استفاده کرد. گفتنی است که رژیم صهیونیستی، از انواع مختلف هواپیماهای بدون خلبان خود (ماستیو، مازلات و بایونر) در شناسایی سایتهای موشکی سوریه در دشت «بقاع» استفاده کرد و هواپیماهای بدون خلبان «اسکات» این رژیم موفق شدند که به صورت مستقیم تصاویر نتایج حمله هوایی ارتش «اسرائیل» به سایتهای موشکی سوریه را به تلآویو ارسال کنند. ضمنا در حال حاضر دولت عبری در تلاش است که انواع جدیدتری از این هواپیماها را تولید کند که از حجم کوچکتر و قیمت پایینتری برخوردار باشد.
3 ـ از دیگر فعالیتهای تسلیحاتی «اسرائیل» نیز باید از پیشرفتهسازی جنگنده بمبافکن «لاوی» یاد کرد. صهیونیستها به کمک این طرح توانستند بسیاری از تجربیات پیشرفته تکنولوژیکی آمریکا در زمینه مسائل الکترونیکی، رایانهای و همچنین مهندسی پرواز را به خدمت بگیرند و به طور کلی باعث افزایش سطح کیفی طرحهای تسلیحاتی خود شوند. طرح پیشرفتهسازی هواپیمای «لاوی» یکی از بزرگترین طرحهای تسلیحاتی صهیونیستها به شمار میرود.
هنگامی که طرح مذکور در سال 1980 آغاز شد، هدف اصلی آن ساخت هواپیمایی بود که با خواستههای تاکتیکی و نظامی «اسرائیل» در دهه 90 همخوانی داشته باشد و در آن از تجارب جنگی اکتبر 1973 «اسرائیل» نیز استفاده شود. ضمنا از دیگر اهدافی که «اسرائیل» از اجرای طرح مذکور دنبال میکرد، ایجاد یک پایگاه پیشرفته صنعتی بود که میتوانست ضامن حفظ برتری اسرائیل در زمینه تکنولوژی جدید باشد. گفتنی است که تلآویو با وجود آنکه تکنولوژی طراحی هواپیما را در اختیار داشت، ولی اجرای طرح پیشرفتهسازی هواپیماها مستلزم مشارکت حدود 80 شرکت آمریکایی و وارد کردن تجهیزات هواپیمایی بود. طرح مذکور 2/2 میلیارد دلار هزینه در برداشت که ایالات متحده 1/8 میلیارد دلار آن را پرداخت کرد، ولی این طرح ـ پس از بحث و جدلهای فراوان در دولت عبری ـ به خاطر مسائل اقتصادی به مرحله اجرا نرسید.
4 ـ توجه فراوان «اسرائیل» به تولید کلاهکهای جنگی از جمله کلاهکهای انفجاری ـ ارتعاشی با توان تخریبی بسیار بالا و همچنین کلاهکهایی که قابلیت انتقال بمب را دارند، از دیگر مقولههای حائز اهمیت در فعالیتهای تسلیحاتی «اسرائیل» است.
5 ـ موفقیت «اسرائیل» در پیشرفتهسازی موشکهای دوربرد بالستیک خود موسوم به «اریحا 2 » که برد آن به 1450 کیلومتر میرسد، از دیگر پیشرفتهای چشمگیرش در مسائل تسلیحاتی است. بی گمان تلآویو اهمیت خاصی را برای پیشرفتهسازی این نوع موشک قائل است چرا که به «اسرائیل» اجازه میدهد که مواضعی را در عمق خاک کشورهای عربی هدف قرار دهد. ضمنا تجهیز موشک «اریحا 2» به کلاهکهای جنگی پیشرفته، کار «اسرائیل» را در هدف قرار دادن مواضع بسیار دور آسانتر میسازد.
در مورد حملات «اسرائیل» به مواضع فلسطینیها در تونس و نیروگاه هستهای عراق، گفته میشود که این حملات با استفاده از یک سناریوی پیچیده و توسط هواپیماهای جنگنده تلآویو انجام گرفت، در حالی که میتوان این ماموریت نظامی را امروزه با دقت و بدون هیچگونه خطری با استفاده از موشکهای دوربرد «اریحا 2» انجام داد. ضمنا موشکهای مذکور این توانایی را دارند که در هنگام آغاز عملیات، ضربات ناگهانی را به فرودگاههای جنگی طرف مقابل وارد آورند و حتی هواپیماها را در داخل آشیانههایشان هدف قرار دهند.
6 ـ از دیگر فعالیتهای تسلیحاتی «اسرائیل» باید به امضای پروتوکل همکاریهای فنی با ایالات متحده و پژوهشهای مربوط به دفاع استراتژیک و همچنین پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی اشاره کرد. امضای پروتوکل مذکور به «اسرائیل» اجازه داد که به تکنولوژی مدرن در زمینه اشعه لیزر و آخرین دستآوردها در زمینه علوم کامپیوتر و برنامهنویسی و همچنین مهندسی ساخت موشک دست یابد.
7 ـ دستیابی به نسل جدیدی از مهمات جنگی یکی دیگر از موفقیتهای «اسرائیل» در این عرصه است. موشکهای هوا به هوا، هوا به زمین، موشکهایی که قابلیت هدایت با لیزر، رادار و اشعه مادون قرمز را دارند، همگی جزئی از این مهمات جنگی به شمار میروند. ضمنا اگر نگاهی به سلاحهای پیشرفته شیمیایی و بیولوژیکی که دولت عبری در اختیار دارد، بیفکنیم به این نتیجه روشن و مبرهن خواهیم رسید که «اسرائیل» از زمان شکلگیری توجه زیادی به این نوع سلاحها داشته است و با نظر به اینکه سلاحهای مذکور در مقایسه با تولید سلاحهای هستهای بسیار سادهتر است، در حال حاضر «اسرائیل» تلاش میکند که یک پایگاه عظیم تولید سلاحهای شیمیایی و یک مرکز علمی و پژوهشی ویژه تولید این گونه سلاحها را تاسیس کند و در همین راستا از دانشمندان یهودی روابط علمی در زمینه صنعت تولید مواد شیمیایی با «اسرائیل» دارند، کمک میگیرند. از مهمترین کارخانههای فعال در زمینه تولید مواد شیمیایی در «اسرائیل» میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
ـ کارخانه تولید گازهای شیمیایی جنگی در شرق «الناصره»
ـ کارخانه تولید مواد شیمیایی «آسیا» در منطقه «بتاح تکفا»
ـ کارخانه تولید مواد شیمیایی «مختئیم» در تلآویو
ـ کارخانه تولید مواد شیمیایی «دوریت» در قدس
ـ کارخانه تولید مواد شیمیایی «هایل» در حیفا
«اسرائیل» در حال حاضر گازهای شیمیایی جنگی به ویژه گازهای اعصاب، گازهای تاولزا، گازهای خفهکننده و گازهای فلجکننده که مهمترین آنها گاز فسژن است، تولید میکند و از وسایل مختلفی همچون هواپیما، موشک و خمپاره برای پرتاب این بمبها استفاده میکند.
ضمنا تواناییهای «اسرائیل» در تولید بمبهای بیولوژیکی دست کمی از تواناییاش در تولید بمبهای شیمیایی ندارد. در حال حاضر دولت عبری برنامههایی برای تولید سلاحهای بیولوژیک دارد و یک کارخانه دولتی را که شمار زیادی از دانشمندان در آن فعالیت و آخرین نظریات علمی را بررسی میکنند، به این کار اختصاص داده است و علاوه بر این همکاریهایی میان تلآویو و واشنگتن در زمینه تولید توکسین نیز وجود دارد. در این میان توجه به این نکته نیز ضروری مینماید که «اسرائیل» در حال حاضر بمبهای بیولوژیکی حامل بیماریهای قارچی و ویروسی مانند سیاهزخم، وبا، طاعون، آبله و تب زرد را نیز تولید میکند. گفتنی است که «اسرائیل» با وجود آنکه در جنگ سال 1973 از بمبهای شیمیایی و بیولوژیکی استفاده نکرد، ولی در هنگام حملهاش به لبنان مواردی از استفاده از گاز سیانور و سلاحهای شیمیایی توسط «اسرائیل» مشاهده شد. در نهایت در مورد احتمال اینکه «اسرائیل» جنگی را علیه کشورهای عربی همسایه خود به راه بیندازد، باید گفت که فاکتورهای زیادی در این مسأله دخیل هستند که محمدعبدالسلام در کتاب خود با نام «السیاسه الدولیه» (سیاست جهانی) مهمترین آنها را این گونه برمیشمارد:
1 ـ برپایی یک حکومت تندروی اسلامی در یکی از کشورهای مجاور اسرائیل:
برپایی چنین حکومتی ـ براساس تصورات دولت عبری ـ ممکن است امنیت «اسرائیل» را به خاطر رفتارهای احتمالیاش به خطر بیندازد و این مسأله نیز در نهایت باعث آغاز یک جنگ تمام عیار شود.
2 ـ اگر یکی از کشورهای عربی مفاد پیمان نامههای صلحی را که با اسرائیل امضا شده و یا خواهد شد، زیر پا بگذارد و این اقدامش با تحرکات نظامی که ممکن است تهدیدی برای امنیت «اسرائیل» به شمار رود، همراه باشد، ممکن است باعث جنگ میان دو طرف شود.
3 ـ در توزان استراتژیک موجود در منطقه خللی وارد شود و این هم در صورتی است که یک و یا چند کشور همسایه «اسرائیل» به سلاحهای کشتار جمعی دست یابند و بخواهند ائتلافی را بر ضد «اسرائیل» تشکیل داده و با اقدامات نظامی خود، امنیت اسرائیل را تهدید کنند که در این صورت نیز احتمال جنگ وجود دارد.
در تمامی حالتهای مذکور ـ براساس تفکر اسرائیلیها ـ ممکن است دولت عبری فکر جنگ را در سر پرورانیده و در این راستا گامهایی بردارد.