1) پس از دو سال کش و قوس سرانجام پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران با 22 رای موافق و یک رای مخالف و 12 رای ممتنع از مجموع 35 کشور عضو هیات مدیره آژانس بینالمللی انرژی اتمی وارد مرحله جدیدی شد و یک گام اساسی در جهت تحقق آرزوی پلید و شیطانی سردمداران کاخ سفید و رژیم صهیونیستی برداشته شد. اروپاییها در این مرحله در همراهی با آمریکا سنگ تمام گذاشتند. دبیر شورای عالی امنیت ملی (آقای لاریجانی)که مانند بسیاری از اعضای تیم مذاکره کننده کشورمان جدیدا منصوب گردیده است، اقدامات وسیعی را آغاز کرد اما هرچه بیشتر تلاش نمود کمتر نتیجه گرفت که نمونه بارز در این زمینه سفر به هندوستان و دعوت وزیر خارجه هند به تهران بود و دست آورد رایزنیها رای مثبت نماینده دهلی نو به قطعنامه مورد حمایت آمریکا و اروپا بود؟!
وزیر خارجه هندوستان بلافاصله اعلام کرد که رای مثبت به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در راستای حفظ منافع کشورش بوده است و البته درست هم گفت زیرا به فاصله کوتاهی از تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی کانادا با انتقال فنآوری دوگانه هستهای (هم نظامی و هم صلحآمیز) به هندوستان موافقت نمود.
2) برخیها چنان بر عملکرد و اقدامات تیم مذاکرهکننده به سرپرستی آقای دکتر حسن روحانی تاختند که گویا آنان جز خیانت به مملکت کار دیگری نداشتهاند. لذا همین که تیم جدید ماموریت پیگیری مذاکرات را بر عهده گرفت سیاست نگاه به شرق را برگزید اما در عرصه عمل دستآوردی عاید کشورمان نگردید زیرا چینیها و روسها برخی امیدوار بودند حتی روزی قطعنامههای شورای امنیت را نیز وتو کنند در همین ابتدای کار حاضر نشدند رای منفی اعلام نمایند و این نشان دهنده آن است که در جهان هر دولتی به فکر تضمین منافع ملی خویش است و هر طرفی که این منافع را بیشتر تضمین کند به همان طرف متمایل خواهند شد.
3) در اینکه کشور جمهوری اسلامی ایران از مقررات ان. پی. تی عدول نکرده است تردیدی نیست و همگان میدانند که تبلیغات و سروصداهای راهاندازی شده تلاشهای ناجوانمردانهای به منظور جلوگیری از دستیابی ملت ایران به دانش ذیقیمت و صلحآمیز هستهای و در اصل تضییع حقوق مسلم و به رسمیت شناخته شده جمهوری اسلامی ایران میباشد. بر همین اساس است که نظرسنجیها از مخالفت افکار عمومی کشور نسبت به تصمیم سیاسی آژانس اتمی حکایت دارد.
4) دنیای امروز دنیای زرو زور و تزویر است و سالم زندگی کردن در چنین فضایی هنرمندی میخواهد، خصوصا آنکه در این بازار مکاره، آمریکا نقش اساسی بازی میکند و این موضوع بر حساسیت مطلب میافزاید. آمریکا از ملت ایران سیلی محکم خورد و ابهتش در جریان تسخیر لانه جاسوسی فرو ریخته است. بیداری ملتها را نشات گرفته از انفجار نوری میداند که در 22 بهمن سال 57 در ایران به وقوع پیوسته است. از شکست در طبس، کشف و خنثیسازی کودتاهای مکرر و ... به خود میپیچد و در صدد انتقام گرفتن است و طبیعی است که میخواهد از کمترین موقعیت بیشترین بهرهها را ببرد.
5) از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون تمام هم و غم غربیها خصوصا آمریکاییها آن است که کشور جمهوری اسلامی ایران را نظامی بیاعتنا به قواعد و مقررات بینالمللی و به اصطلاح یاغی معرفی نمایند و اتفاقا، در مقاطعی نیز توفیقاتی داشتهاند.
گرچه حماسه دوم خرداد سال 76 چنین رشتههایی را پنبه کرد و مولود آن حماسه یعنی سید محمد خاتمی به چهره درخشان اجلاسهای جهانی مبدل شد و با موضعگیریهای مدبرانه و اندیشمندانه گرد و غبار به ناحق بر پیشانی جمهوری اسلامی ایران را زدود. اما اینک بار دیگر زمزمههای شوم موفقیتهای تبلیغاتی گذشته استکبار به گوش میرسد. آنانی که چشم دیدن پیشرفت و ترقی ملت ایران را ندارند میخواهند به هر طریقی که میسر است دولت جمهوری اسلامی ایران را وادار به اتخاذ تصمیماتی نمایند که ناخواسته در راستای خواستهای آنان باشد.
6) علیرغم آنکه اداره سیاسی در قطعنامه اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی کاملا نمایان و هویداست و وجدان عمومی جامعه ما از این حرکت به شدت مکدر است اما درایت، متانت، صبر و حوصله و بالا بردن قدرت چانهزنی و مذاکره با طرفهای اروپایی و مجامع جهانی و سایر کشورها راهکاری است که به طور حتم منفعت آن از اتخاذ تصمیمات احساسی برتر و بالا خواهد بود، لذا تلاش برای خروج از پیمانهای بینالمللی به هیچ وجه به صلاح نیست و باید به جد از آن پرهیز نمود.
7) ضمن آنکه جمهوری اسلامی ایران باید رایزنیها را در چارچوب حفظ مصالح ملی مملکت با سایر دول در عرصه جهانی پیگیری نماید تردید داشت که راه تقویت جایگاه نظام در خارج از مرزها، احترام به حقوق آحاد مردم، حفظ وحدت و انسجام ملی، مشارکت دادن همه گروهها و جریانات سیاسی و قانونی مملکت در سیاستگذاریها و تصمیمسازیها، پرهیز از اقدامات تفرقهافکنانه و ... در عرصه داخلی میباشد، امری که عقلای جناحهای مختلف کشور به آن اذعان دارند.
در پایان جا دارد تا یادآوری شود که تضعیف یا بیاعتبار نمودن تصمیمات تیم قدیم مذاکره کننده هرگز به نفع کشور نیست زیرا بیخاصیت نمودن تصمیمات، اقدامات و امضاهای آنان دستآوری جز بیاعتمادی جامعه جهانی نسبت به تیم جدید در پی نخواهد داشت و باید به خارجیها حق داد تا نسبت به کسانی که به راحتی نظرات نمایندگان سابق کشورشان را قبول ندارند با دیده شک و تردید نگریسته و برای مصوبات این تیم ارزش و احترام خاصی قائل نگردند.