پژمان کریمی
گروههای مرجع [ELitE] در کدامین حالات، نقش مرجعیت خود را از دست میدهند؟
در پاسخ به این پرسش میتوان حالات زیر را متصور شد:
یک- گروههای مرجع خواست طیف یا عموم را به درستی درک نکنند.
دو- گروههای مرجع در مسیر تحمیق عمومی، قصد تحمیل خواستهای منفعت گرایانه و نه متعالی جویانه خود را دنبال سازند.
سه- گروههای مرجع در ارزیابی موقعیت "اکنون" خود و جامعه و جهان پیرامونی و به تبع آن از پیشبینی تحولات "آتی" -به هر دلیلی- باز بمانند.
چهار- گروههای مرجع در درون دچار تلاشی شده و به دلیل تلاشی درونی، قدرت هدایت و مدیریت قلوب و اذهان عمومی را نیز از دست بدهند.
پنج- گروههای مرجع در طی زمان توان نخبه پروری درونی و تولید اندیشه را از دست بدهند و در کشاکش با سایهاندازی "قحطالرجالی درونی" ، سیری قهقرایی یافته و از همدوشی با زمان و اقتضائات به هنگام آن پس مانند.
در صورت ابتلای به یک یا همه این حالات آن چنان که گفته آمد گروه مرجع از نقش مرجعیت ساقط میشود و نابودی علایم حیاتی خود را به نظاره خواهد ایستاد.
چه در حوزههای گروههای سیاسی درون مرزها و چه در حوزههای گروههای سیاسی خارج از مرز، نمونههای متعددی از سقوط گروههای سیاسی از مرجعیت فکری و سیاسی را تا کنون شاهد بودیم.
سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که هسته اولیه آن در مقطع ابتدایی دهه چهل شکل گرفت هدفش مبارزه با امپریالیزم و استبداد داخلی بود اما بعدها به دلیل انحراف از مسیر خواست ملت، انشقاق و بازماندن در تولید اندیشه و التقاط فکری و عملی با فرآوردههای مارکسیستی، به سازمان تروریستی و غیر مردمی منافقین کنونی کاهش رتبه یافت.
برخی گروههای سیاسی در جبهه اصلاحات به ویژه جبهه مشارکت نیز به دلیل نداشتن استراتژی مشخص و اجماع در تعریف اصلاحات مسیری را رفتند که عملا فرآوردههای فکری آنها متاثر از لیبرالیسم و سکولاریسم گشته و پایگاه اجتماعی خود را از دست دادند و در سه انتخابات اخیر قدرت را به رقیب واگذار کردند.
تلاش این جبهه به گونهای است که حتی گردآمدن رهبران آن زیر یک سقف امری دست نایافتنی میشود. عمدهترین دلیل واگذاری قدرت به رقیب رفتار برخی در جبهه اصلاحات بود به طوری که آقای کروبی در حاشیه مراسم افطار حزب مردمسالاری در این مورد گفت: تحصن نمایندگان مجلس ششم مهمترین نقش برای وقوع حوادث پس از آن داشت. ترکیب مجلس هفتم و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری معلول این تحصن بود." (1)
آقای کروبی همچنین بحث خروج از حاکمیت و قانون مطبوعات را از دیگر دلایل عدم توفیق در جبهه اصلاحات ذکر کرد.
بهر تقدیر احزاب دوم خردادی اثر گذاری بر روح افکار عمومی را به دلایل زیادی از دست دادهاند. از هم اکنون گروههای مرجع نظر، احزاب و گروهها و رسانهها و ... باید از این رویکرد درس عبرت بگیرند و در مورد ادامه حیات خود در آینده اندیشه کنند.