علی امینی
از زمان حمله نیروهای ائتلاف غرب و اشغال عراق تاکنون، براساس آمارهای رسمی منتشر شده بیش از 25 هزار نفر از نیروهای مسلح عراقی و عرب و نیز بیش از دو هزار تن از سربازان آمریکایی مستقر در عراق کشته شدهاند. آمارهای متعددی نیز از کشته شدن بیش از 120 هزار غیرنظامی در این کشور حکایت دارد. البته واقعیتهای موجود بیانگر آن است که تعداد کشتهها و مجروحان بحران اشغال عراق بیش از این است. القاعده آمار کشتههای نظامی آمریکا را بیش از 20 هزار و ده برابر آنچه که رسما از سوی پنتاگون اعلام شده تخمین میزند و مدعی است که بسیاری از آنها دور از چشم بستگانشان در تاریکی شب و در بیابانهای عراق در گورهای دسته جمعی دفن میشوند و بخش دیگری از آنها در دریا ریخته میشوند تا طعمه حیوانات دریایی گردند. دروغ بودن آمار رسمی اعلام شده از سوی پنتاگون در خصوص کشتههای سربازان آمریکایی زمانی نمایان میگردد که بخش فرانسوی رادیوی بینالمللی کانادا گزارش میدهد که تنها در ماه اکتبر گذشته (9 مهر تا 9 آبان ماه 84) 91 نظامی آمریکایی در انفجارها و عملیات گروههای مسلح عراق کشته شدهاند.
در همین رابطه وزارتخانههای بهداشت، دفاع و کشور عراق نیز تعداد کشتهها و زخمیهای شهروندان عراقی را در همین مدت به ترتیب 407 و 520 نفر اعلام کردهاند. کمی دقت در آمارهای مذکور نشان میدهد که چقدر سیاستمداران جنگطلب و ژنرالهای پنتاگون از واقعیتهای شرایط داخلی عراق دارای اطلاعات سطحی و ناقص بودهاند.
بوش، رئیسجمهور آمریکا کمتر از یک ماه پس از اشغال عراق از پایان جنگ و پیروزی بدون تلفات در عراق سخن گفت و سرمست از پیروزی ظاهری فتح بغداد، سربازان خود را مهیای تهاجم و لشکرکشی به نقطهای دیگر نمود. امروز نیز پس از دو سال و نیم، اگر آمریکا و متحدان غربی آن از روند مردمسالاری و حکومت قانونی در عراق سخن میگویند، نه از روی تسلط آنها بر بحران امنیتی عراق که از ناحیه استیصال و درماندگی است؛ زیرا آنها تقویت فرآیندها و نهادهای سیاسی را چارهای برای فراز از وضعیت شکننده خود میدانند. پیش از این برخی از خبرگزاریها و محافل اطلاعاتی از فرار سربازان آمریکایی به کشورهای غربی و پناهنده شدن در آن کشورها و یا روند فزاینده خودکشی در میان آنها خبر دادند. به طور طبیعی تحمل این شرایط و تداوم آن برای واشنگتن همانطوری که پیش از این پاول وزیر خارجه سابق آمریکا میگفت بسیار دشوار و دردناک است.
اگرچه در درگیریهای نظامی بسیاری از افراد مسلح که با دولت انتقالی عراق از یک سو و اشغالگران از سوی دیگر میجنگند از صحنه نبرد خارج شدهاند، اما واقعیت آن است که اوضاع امنیتی عراق نسبت به قبل نه تنها مساعدتر نشده، بلکه ابعاد ناامنی، ترور و انفجار هر روز شدت و دامنه بیشتری پیدا نموده است. به تعبیر دیگر هر چند فرآیند تحولات سیاسی در جهت ایجاد نهادهای حکومتی و مردم سرعت بیشتری میگیرد، انفجارات، ترورها و میزان تخریبها گستره بیشتری به خود میگیرد. در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی که در 24 آذر ماه صورت میگیرد اوضاع امنیتی عراق دشوارتر به نظر میرسد. در اینجا به چند نکته اشاره میشود:
1- استمرار ناامنی و روند فزاینده کشتهها و زخمیها در عراق در پرتو اشغالگری انجام میگیرد.
2- اشغالگران برخلاف برخی اظهارات در مانورهای سیاسی خود، نه تنها قادر نبودهاند که شرایطی امن برای مردم ایجاد کنند. بلکه خود نیز در معرض بسیاری از تهاجمات و عملیاتهای نظامی گروههای مسلح قرار گرفتهاند که در این رابطه تاکنون بیش از 20 هزار نفر از سربازان آنها کشته و زخمی شده و از صحنه نبرد خارج گردیدهاند.
3- تداوم حضور اشغالگران در عراق، عامل اصلی رشد و گسترش گروههای مسلح و عملیاتهای تروریستی بوده و در نتیجه شدت و گسترش عملیات گروههای مسلح تروریستی واکنش کور اشغالگران را سبب شده است که در این میان قربانیان اصلی تداوم این وضعیت در عراق، شهروندان این کشور هستند.
4- ابتکار مرجعیت شیعی عراق برای پایان دادن به اشغال و ایجاد ثبات و امنیت در عراق، نکته مهمی است که بایستی مورد توجه همه گروهها و جریانات سیاسی و نهادها و موسسات دولت عراق قرار گیرد؛ زیرا مطابق این ابتکار اگر آمریکاییها از ارائه یک جدول زمانبندی شده برای نیروهای خخود از عراق اقدام نکنند، تظاهراتهای خیابانی و اعتراضات سراسری مردمی برنامهریزی و سازماندهی میشود که در آن صورت اشغالگران چارهای جز تن دادن به خواست عمومی مردم ندارند.
5- جنگ عراق و تداوم بحران امنیتی این کشور هزینههای بسیار مادی و معنوی بر آمریکا و اشغالگران تحمیل نموده و تئوری پیروزی بدون تلفات و جنگ افراطیون واشنگتن را ابطال نموده است. از این رو روند فزاینده کشتههای آمریکا در عراق اجازه یک لشکرکشی جدید را به آمریکاییها نخواهد داد و عربدهجوییهای اخیر مقامات واشنگتن درخصوص سایر کشورها بیشتر مانورهای سیاسی و بلوفهای دیپلماسی است تا تصمیمهای واقعی برای جنگی دیگر.