1- حجاریان در پاسخ به سئوال خبرنگار که آقای بادامچیان گفتهاند اصلاحطلبان این کار (یعنی تسویه مدیران) را کردند، ما هم میکنیم؛ میگوید: خاتمی این کار را نکرد و سپس در پاسخ به سئوال دیگر عنوان میکند: بله ما این کار را کردیم اما دولت فعلی در این تسویهها تا حد کم کردن اضافه کار محافظ من و میرحسین موسوی و نوری پیش رفته است. در این خصوص باید گفت: اولا وی یکبار میگوید خاتمی این کار را نکرد (تسویه مدیران) و دوباره میگوید بله ما این کار را کردیم، ثانیاً با فرض محال اگر آقای بادامچیان هم گفته باشند، مگر ایشان سمتی در دولت دارند که مبنا قرار داده میشود. ثالثاً اگر برای جلوگیری از ریخت و پاشهای گذشته تحت عناوین حفاظت و غیره اقدامی صورت پذیرد و یا مشاورانی که در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی بدون ارایه هیچگونه کاری حقوقهای زیادی از بیتالمال دریافت کنند، اصلاح گردد. آیا باید این کار را تسویه حساب نامگذاری کرد؟
2- حجاریان میگوید من به هیچ وجه دیگر در حاکمیت نمیروم و در پاسخ به سئوال دیگر در مورد اجماع اظهار میدارد: وقتی مملکت در خطر بیفتد و بقاء در خطر باشد بله، البته ممکن است که عدهای جنگ افروزی کنند تا ناکارآمدی خود را با بحران ماله بکشند اما وقتی شرایط به سمتی رفت که با هم باشیم من و بادامچیان هم در کنار هم قرار میگیریم.
در این اظهارات وی تعارض کاملا هویدا است چرا که کسی که حاکمیت را نمیپذیرد و حاکمیت را به بحرانزایی متهم میکند چگونه میتواند بگوید ما میتوانیم با دیگران که در حاکمیت قرار دارند در کنار یکدیگر قرار بگیریم.
3- حجاریان میگوید اگر فشارهای خارجی را حل کنند (دولت فعلی) اوضاع بهتر خواهد شد بنظر میرسد این جمله حجاریان نوعی القای این نکته باشد که دولت فعلی به جای پرداختن به امور داخلی و انسجام آن نگاه به بیرون مرزها را در اولویت خود قرار دهد یعنی به نوعی جایگاه دولت در بین مردم ضعیف شود و به همان راهی منتهی شود که دولت به اصطلاح اصلاحات با آن مواجه شد.
4- حجاریان ضمن اظهار آنکه دکتر احمدینژاد ریاست محترم جمهوری در مقابل کاندیدای ما مشکل خواهد داشت؛ میگوید: طی 4 سال مشخص میشود که ایشان نماینده راست است و پیشبینی میکند همان اتفاقی که برای آقایان ناطق و هاشمی افتاد برای او (جناب آقای دکتر احمدینژاد) نیز روی خواهد داد و سپس ارایه طریق میکند اگر آقای احمدینژاد حزب درست کند، خوب است.
در این خصوص باید گفت حجاریان در طول مصاحبه برای گریز از ضعف جناح اصلاحطلب و توجیه عدم توانایی شخصیتهای سیاسی آن، سعی میکند خود را معتقد به تشکل سازمانی نشان دهد و از سوی دیگر علت اتفاقات دهه اخیر را تاریخی و در روحیه مردم ایران مبنی بر ساز مخالفت با وضعیت موجود ارزیابی میکند. شاید مناسب باشد وی قبل از ارایه راهحل به دولت فعلی و اصولگرایان به فکر خود و دوستان همفکرش باشد.