حسن فتحی
گروه بینالملل؛ آیا دموکراسی و آرامش در کشورهای شرق و غرب ایران برقرار شده و از حضور نظامی آمریکا و متحدانش در خاورمیانه کاسته خواهد شد؟ نگاهی به اوضاعه منطقه این واقعیت را آشکار میسازد که آمریکا و متحدانش حضوری فعال در این منطقه داشته به طوری که ایران در میان کمربندی که آمریکا و دوستانش ایجاد کردهاند قرار گرفته است.
در این شرایط که فشارها به ایران افزایش یافته و هر روز پروندهای در رابطه با تهران در مراجع بین المللی گشوده میشود، در کشورهای شرق و غرب ایران شاهد بروز تحولات چشمگیری هستیم که این تحولات میتواند چهره منطقه و این کشورها را دگرگون کرده و شرایط جدیدی را در منطقه حاکم سازد.
همسایگان شرقی و غربی ایران که با کمک ائتلاف بینالمللی موفق به رهایی از سلطه حکومتهای تروریستی و استبدادی شدهاند خود را برای گذر از یک مرحله و ورود به دوران جدید آماده میکنند.
افغانستان که پس از کودتای داودخان در سال 1973 علیه ظاهرشاه دورانی سرتاسر جنگ و آشوب را تجربه کرده و هنوز هم با مشکلآفرینی و اقدامات تروریستی و ایذایی جنگسالاران و عناصر باقی مانده از طالبان و القاعده دست به گریبان است پس از تصویب قانون اساسی، خود را برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آماده میکند تا دارای یک دولت منتخب مردمی و دائمی شود. نشستها و جلسات مشترک حامد کرزای نخست وزیر موقت با نمایندگان مجاهدین از جمله برهانالدین ربانی رئیس جمهوری پیشین و تبلیغات پراکنده کاندیداهای ریاست جمهوری که چهره شهرها و روستاهای افغانستان را عوض کرده، نشان از فعالیتی گسترده برای انتقال واقعی قدرت به مردم دارد.
اگر چه هنوز هم هر از گاهی شاهد اقدامات تروریستی و آنارشیستی از سوی عوامل القاعده و مخالفین برقراری نظم و آرامش در این کشور هستیم ولی شواهد امر و تجربه سالهای گذشته نشان داده که این اقدامات تأثیرگذار نبوده و نمیتوانند روند دموکراسی را در افغانستان متوقف ساخته و یا دستاوردهای چند سال گذشته را از بین ببرند.
در غرب ایران اوضاع به گونه دیگری است. در این منطقه عراق قرار دارد که باید در روز 30 ژوئن شاهد انتقال قدرت از سوی نیروهای ائتلاف به مردم باشد. این اقدام را باید حادثه مهم و تاریخی در عراق به حساب آورد که در تاریخ این کشور بیسابقه میباشد، زیرا عراق از زمان تأسیس و تبدیل شدن به یک کشور مستقل پس از جنگ اول جهانی تاکنون همواره توسط دیکتاتورهای نظامی و حکومتهای استبدادی اداره شده و در این کشور توجهی به خواستهها و نیازهای مردم نشده است.
عراق ابتدا به خاندان هاشمی سپرده شد که از متحدان انگلیس در طول جنگ اول جهانی علیه عثمانیها به شمار میرفت، اما از سال 1953 که ژنرال عبدالکریم قاسم با کودتای نظامی قدرت را در دست گرفته و در عراق حکومت جمهوری اعلام کرد تاکنون این کشور در دست نظامیان و عناصر مستبدی بوده که توجهی به خواستههای مردم و رعایت آزادیها نداشتند به همین دلیل در رأس حکومتها شوراهای انقلاب قرار داشتند که خواستههای خود را به مردم تحمیل میکردند. در این سالها از مجلس و رفراندوم و انتخابات آزاد در عراق اثری نبوده و مردم تابع شورای انقلاب و حکام نظامی و یا عناصری نظیر صدام حسین بودند که مرکز ثقل تصمیمگیریها به شمار میرفت.
ولی از روز 30 ژوئن قرار است قدرت به عراقیها واگذار شود و مردم از این پس خود درباره آیندهشان تصمیمگیری کنند. در همین رابطه شورای حکومت موقت انحلال خود را اعلام کرده و شیخ «غاری الیاور» رئیس یکی از قبایل سنینشین به عنوان رئیس جمهوری جدید انتخاب شده و دولت جدید این کشور نیز روی کار آمد.
در این مسان دو مسأله حایز اهمیت میباشد که شامل حضور گسترده زنان در دولت و کنار زدن شیعیان از راس قدرت می باشد. ولی در این میان به نظر میرسد عدهای در نظر دارند مانع بروز تحولات اساسی در این کشور شوند. اما اقداماتی که صورت میگیرد خصوصاً آنچه از جانب مقتدی صدر شاهد هستیم و متأسفانه با حمایتهایی نیز در منطقه مواجه است نه تنها نمیتواتند به نفع شیعیان باشد، بلکه حضور آمریکا را در این کشور تقویت کرده و به تضعیف موضع شیعیان که اکثریت مردم را تشکیل می دهند، خواهد انجامید.
روندی که مقتدی صدر در پیش گرفته با وجود این که از سوی تمامی علمای بزرگ عراق نفی شده اما حمایتهای پنهان و آشکار از او سبب گردیده این روند ادامه یابد. یکی از دستاوردهای منفی آن، انتخاب یک سنی به ریاست جمهوری و بیتوجهی به جمعیت انبوه و مؤثر شیعیان همراه با خودداری از سفر زوار به عتبات عالیات میباشد که لطمهای شدید به مردمی که از این طریق امرار معاش میکردند وارد آورد.
اگر چه عدهای درصدد توجیه اقدامات مقتدی صدر و تقویت او هستند ولی او عملاً در جهتی قدم برداشت که خواستۀ دشمنان شیعیان عراقی بود، تا زمینه به گونهای فراهم شود که شیعیان باز هم در کسب قدرت ناکام بمانند.
نفوذ عناصر وابسته به صدام و حزب بعث در صفوف جیشالمهدی و اقدامات مقتدی صدر در کربلا و نجف نشانههایی از عدم استقلال فکری او و بازیچه بودنش میباشد. در این رابطه آیتالله سید محمدعلی شیرازی از علمای نجف اعلام کرد مقتدی صدر عامل اصلی بالا گرفتن تنش و درگیر ی میان عراقیها و نیروهای آمریکایی است وی گفت: اگر مقتدی صدر برای حرمت و قداست عتبات عالیات ارزش قائل بود باید نیروهای خود را از نجف و کربلا منتقل میکرد. وی صراحتاً بر این مسأله تأکید کرد که بخشی از فرماندهی افراد سپاه مقتدی صدر را بعثیهای سرخورده و داوطلبان خارجی تشکیل میدهند.
این مسأله بارها از سوی مراجع و شخصیتهای مختلف عراقی مورد تأکید قرار گرفته اما با وجود گامهایی که او در راه لطمه زدن به یکپارچگی شیعیان عراقی برداشته و نقشی که در حملات ایذایی و لطمه زدن به اماکن متبرکه کربلا و نجف داشته، متأسفانه هنوز هم حمایتهای آشکار و نهان از او ادامه دارد. حمایت از مقتدی صدر در مقطع کنونی به منزله از دست رفتن موقعیت شیعیان در عراق و لطمه زدن به به اقتدار و نفوذ آنهاست که به نفع گروههای رقیب میباشد. در این رابطه سخنان شیخ قاسم الهاشمی سخنگوی مجلس اعلا حائز اهمیت است. او صراحتاً اعلام کرد که وفاداران سابق صدام حسین و تروریستها به رهبری شبه نظامیان مقتدی صدر نفوذ کردهاند. وی گفت: بعثیها و تروریستها به رهبری چبشالمهدی نفوذ کردهاند و ما فهرستی از اسامی آنها را در دست داریم. این گروه چندی پیش سوءقصد به جان سید صدرالدین الخبانجی نماینده مجلس اعلا را در نجف برنامهریزی کرده بود. به گفته الهاشمی، همین گروه محمدباقر حکیم رهبر مجلس اعلا و سید عبدالمجید خویی را کشته است.
حال این سئوال مطرح میشود که با نگاهی به فعالیتها و اقدامات مقتدی صدر و جیشالمهدی، آیا میتوان ادعا کرد که او عنصری ضدآمریکایی و حامی شیعیان میباشد؟ مقتدی صدر یا بازیچه قرار گرفته و یا این که از عواقب خود مطلع و آگاه نیست. او در ائتلاف برای آنارشی که برای لطمه زدن به عراق و شیعیان صورت گرفته ایفای نقش کرد و تصور میکند که میتواند مانع انتقال قدرت به مردم عراق در 30 ژوئن شود.
روشی که مقتدی صدر و حامیانش در پیش گرفتهاند به این دلیل محکوم به شکست است که با خواسته مردم مغایرت داشته و از حمایت و پشتیبانی مردم و علما برخوردار نیست و در میان علمای بزرگ نظیر آیات عظام سیستانی، حائری و شیرازی کسی را نمیتوان یافت که اقدامات او را تأیید کرده و با او همراه شود. لذا ائتلاف برای آنارشی دیر یا زود از هم فروپاشیده و از بین خواهد رفت. ولی متأسفانه دود این مسایل و اقدامات به چشم شیعیان رفته و آنها را از هرم قدرت دور ساخته است. در حالی که در توافقهایی که قبل از حمله آمریکا به عراق میان گروههای معارض صورت گرفته بود جایگاه شیعیان فراتر از آن بود که امروزه شاهدیم.