محمد شکرچیان
در شرایطی هستیم که استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل با همه ابزارهای ابررسانهای و تبلیغاتی خود از داخل و خارج، جنگ روانی سهمگینی را علیه ما علم کرده و نسبت به سخنان رئیس جمهور واکنش تند و مستقیم نشان داده است. این وضعیت این پرسش را پیش میآورد که مگر احمدینژاد چه گفته است که به این اندازه آنها عصبانی شدهاند؟
جمهوری اسلامی ایران وارد دوران جدید پایهگذاری دولت اسلامی و زمینهسازی برای ایجاد تمدن نوین اسلامی شده است. برای روشنتر شدن وضعیت بهتر است حقیقت و روح صهیونیسم را کالبدشکافی کنیم و به بنیانها و تئوریهای صهیونیسم بازگردیم.
پروتکلهای صهیونیسم
شاید تاکنون بارها این نام را شنیدهایم یا فیلمی در مورد آن دیدهایم (سریال «سوار بدون اسب») اما مثل خیلی از چیزها سرسریوار روی عادت از آن گذشتهایم و آنها را فقط در عرصه نظریه و تئوری میدانیم اما حقیقت تلخ و سهمگین آن است که این پروتکلها کاملا عملی و کاربردی در سیاستهای استراتژیک و تاکتیکی صهیونیسم بینالملل حضوری بس مرموز و عمیق دارند و با شنیدن آنها باور میکنیم که چرا و با چه منطقی سردمداران استکبار جهانی اعمال ننگین و سیاه خود را مشروع میدانند و خود را لایق وحی از جانب خدای متعال به مردم جهان معرفی میکنند.
واژه «پروتکل» معانی مختلفی دارد اما در اینجا به مفهوم تصمیمات و فرمولهایی است که از سوی جمعی از متفکران، استراتژیستها و خاخامهای یهودی به منظور تسخیر عالم طراحی شده است.
به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطینی، عویج نویهض، «پروتکلها برنامهای است که سرمایهداران و اقتصاددانان (و متفکران و علمای) یهود برای ویران کردن بنای مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظیم کردهاند. یهودیان صهیونیست معتقدند که بعد از این ویرانی که به گفته اصحاب پروتکلها طی صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنتی یهودی - داودی برقرار خواهند کرد که با تدابیر و امکانات خود به یهودیان با آن که اقلیتی ناچیز هستند امکان خواهد داد تا بر تمام جهان مستبدانه حکومت کنند و هیچ دینی، نه مسیحیت و نه اسلام، در کنار آیین یهودی - داودی باقی نخواهد ماند.
متن پروتکلها به منظور قرائت در چند جلسه کنفرانس برای بحث و تصمیمگیری و تایید نهایی آماده شده بود که پلیس مخفی تزار روس به کنفرانس مزبور که به ریاست تئودورهرتزل در شهر بال سوئیس برگزار شده بود (سال 1897 میلادی هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد.
پروتکلها در سال 1905 میلادی توسط نویسندهای روسی به نام سرگئی نیلوس (از روحانیون و علمای مسیحی (از زبان عربی و یا فرانسوی) به زبان روسی ترجمه شد و در سال 1906 وارد کتابخانه بریتیش میوزیوم لندن شد.
ویکتورمارسدن، روزنامهنگار بریتانیایی که همزمان با انقلاب بلشویکی برای روزنامه انگلیسی مورنینگ پست در روسیه کار میکرد، این پروتکلها را در سال 1917 به زبان انگلیسی ترجمه کرد.
هنری فورد (بنیانگذار شرکت اتومبیلسازی فورد آمریکا، پروتکلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتی در روزنامهای که به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او این بود که ملت آمریکا راز خطر شکلگیری امپراتوری یهود در این کشور آگاه سازد. فورد، پروتکلهای دانشوران صهیون را برنامه اصلی یهود برای تسلط بر جهان میدانست و هشدار داد که یهود به حکومت آمریکا اکتفا نکرده و در صدد برپایی حکومت جهانی است.
هنری فورد در گفتگویی که در روز هفدهم فوریه 1921 در «نیویورک ورلد» به چاپ رسید، دعوی خود را علیه «پروتکلهای صهیون» چنین بیان کرد: «تنها نکتهای که علاقمندم درباره پروتکلها بگویم ایناست که آنها با آنچه در حال وقوع است، تطبیق میکنند. از طرح پروتکلها شانزده سال میگذرد و آنها تاکنون با شرایط جهانی منطبق بودهاند.
فورد هنگامی این نکته را بیان داشت که رهبران یهود و مطبوعات یهودی در آمریکا علیه او جنجال به پا کرده و فریاد اعتراض سرداده بودند. هنری فورد پس از تحمل فشار و مشقت، که تنها یهودیت سازمان یافته از عهده طراحی و اعمال آن برمیآید، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامهای خطاب به «لوییس مارشال رهبر وقت انجمن یهودیان آمریکا، رسما از یهود عذرخواهی کند. البته فورد در عذرخواهی خود و نه پس از آن، هیچگاه صدق پروتکلها و تحلیلهای منتشره پیرامون آنها را تکذیب نکرد.
یکی از این پروتکلهای شیطانی را برای شما نقل میکنیم.
پروتکل شماره 9
به زودی کشتار وحشیانه خود را آغاز میکنیم و بر مرکب پیروزی سوار میشویم. ما صرفا بر اساس زور به فرمانروایی خویش ادامه میدهیم زیرا همچون یگانه حزب حاکم، تمام نیروها مغلوب و مطیع ما میشوند. حربههای نامحدود ما عبارتند از حریصانه سوزاندن آدمیان، بیرحمانه انتقام گرفتن و سرسختانه کینهتوزی کردن.
بنا به تحریک ما، ترور و وحشت همه جا را فرا میگیرد، افراد با آرمانها و عقاید مختلف مانند سلطنتطلب، عوام فریب، سوسیالیست و آرمانگرا (ایدهآلیست) به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغوای ما میکوشند تا هر نوع نظم و آرامشی را بر هم زنند و همه را به آشوب بکشانند. وجود چنین طغیانهایی دولتها را دچار دگرگونی میکند و مردم حاضر میشوند برای برقراری صلح و آرامش همه چیز را فدا کنند. تا زمانی که به قدرت جهانی ما اعتراف کنند و تا زمانی که تسلیم ما نشوند، صلح را به سرزمینشان باز نخواهیم گرداند.
در چنین شرایطی مردم فریاد میزنند تا دول جهان بر سر استقرار سوسیالیزم به توافق برسند. اما تجزیه احزاب و نفاق میان آنها باعث میشود که مردم به ما بپیوندند. جدال بر سر قدرت، میان مردم آغاز میگردد و پول در این میان نقش مهمی را بازی میکند. بدیهی است که همه پولها نزد ما ذخیره شده و پیروزی از آن ما خواهد بود.
ما از قبل به اتحاد میان رهبران و تودههای ناآگاه مردم جوامع غیریهودی پی بردهایم و اقدامات لازم در این زمینه معمول داشتهایم. بدین معنی میان رهبران و تودههای مردم از طریق ایجاد ترس و وحشت، سدی ایجاد کردهایم و وضعی پیش آوردهایم که توده مردم در آینده پشتیبان ما باشد. به زودی زمان رهبری تودهها را بدست میگیریم و آنها را در جهت مسیری که به هدفهایمان ختم میشود، هدایت میکنیم.
برای آنکه از رهبری توده ناآگاه مردم غیر یهودی به کلی غافل نشویم هر چند گاه یکبار در مراسم آنها شرکت میکنیم و اگر نتوانیم این کار را شخصا انجام دهیم، تصدی این امور را به کسانی که فوقالعاده مورد اعتماد ما باشند، محول میکنیم. پس از آنکه توده مردم به رهبری ما اعتراف کردند، آنگاه به طور خصوصی درباره مسائل سیاسی با آنها وارد مذاکره میشویم و به آنان آموزش سیاسی میدهیم تا آنها را به سوی هدفهای دلخواهمان سوق دهیم.
کسی نمیرود تحقیق بکند که در مدرسه فلان روستا چه مطالبی تدریس میشود، ولی به محض آنکه مردم ما از زبان یکی از ماموران سیاسی دولت یا رهبر مملکت مطلبی را شنیدند، نه تنها آن را در سراسر کشور خویش بلکه آن را به تمام مردم جهان میرسانند.
برای جلوگیری از نابودی بیموقع موسسات و سازمانهای غیریهودی، اهرمها و فنرهایی که گردش کار این سازمانها را تنظیم میکنند، تعبیه کردهایم و با دقت و ظرافت هرچه تمام آنها را کار گذاشتهایم. «سیاست آزادی عمل» که نظم و هماهنگی را از سازمانها و موسسات میگیرد، در موقع لزوم به جای اهرمهای تنظیمکننده، پیاده میکنیم. به بیان دیگر، به درون سیستم مدیریت، قانونگذاری، انتخابات، و نیز مطبوعات و آزادیهای شخصی و از همه مهمتر سیستم تعلیم و تربیت این جوامع دست بردهایم و «فلسفه آزادی» را رواج دادهایم.