« محمدعلی اسلامی ندوشن» درباره موضوعهایی چون فرهنگ، تاریخ و ادب پارسی در نزد جوانان ایرانی، وضعیت ادبیات و شعر امروز فارسی و تاثیر سیاستگذاریهای متولیان فرهنگی بر امر کتاب و فرهنگ در سالهای اخیر سخن گفت.
اسلامی ندوشن با اشاره به این که به طور قطع نمیشود درباره جوانان ایران سخن بر زبان آورد، اظهار داشت: این جوانان آنقدر متنوع و مختلف با رگههای فکری متعدد هستند که نمیتوان بهطور حتم حرفی زد. هر چند در این امر که همگی خواستار سامان اجتماعی و آیندهای روشن هستند، مشترکاند.
وی با اشاره به گرایش به سمت جناحها و گروههای فکری چپ و راست در بین جوانان یادآور شد: در حال حاضر این چند رگه فکری بین جوانان ایرانی جا افتاده و هر کس میخواهد به سمتی برود؛ برخی فقط تجدد را میخواهند و میگویند تاریخ و گذشته و همه اینها هیچ و فقط و فقط تجدد، صنعت و الگوی غربی به کار میآید، عدهای نیز مخلوطی میخواهند؛ هم دین میخواهند، هم مارکیسسم و هم اسلام. به هر حال، آشفتگی عجیبی در کار است.
این استاد دانشگاه متذکر شد: آموزش این جوانان به طور منظم نبوده است؛ یعنی به گونهای که اندیشهای در ذهنشان شکل بگیرد؛ چون هم آموزش کوتاهی کرده و نتوانسته به آنها یاد بدهد و هم دیگر این که جو اجتماعی آموزشطلب نبوده است. در واقع نوعی بیاعتقادی به آموختن و اعتقاد به این که باید تنها پول به دست آورد، باعث شد که تعدادی از جوانان از حوزه آموزش خارج شوند و این البته تقصیر اجتماع است که همه راهها را به سوی پول و ثروت ختم کرده است.
استاد پیشکسوت تاریخ و ادبیات و مؤلف آثار فراوانی در حوزه فرهنگ ایرانی، در ادامه همین موضوع، به وضعیت شمارگان کتاب و پایین بودن آن در ایران اشاره و تصریح کرد: در این اوضاع شاید استثنائا کتابی به شمارگان بالا برسد؛ اما شمارگان بالا هم همیشه شامل بهترین کتابها نیست؛ بلکه شامل کتابهای میشود که کنجکاوی روز را اقناع میکنند؛ یا رنگ و بوی سیاسی داشته باشند و یا پاسخی باشند به یکی از خواهشهای انسانی.
وی پایین بودن شمارگان و فروش کتابهای سطحی و این چنینی را علامتی برای هشدار به نوع رابطه نویسندگان و خوانندگان عنوان و اضافه کرد: کتاب، نوعی بده بستان است. اگر کتاب خوب ارایه شود، البته که رغبت بیشتری ایجاد میکند. اما وقتی کتابها همینطور عددی و کمیتی به بازار میآیند و هیچ کیفیتی مورد نظر نیست، خب از سویی خواننده حق دارد؛ اما از سویی دیگر هم خوانندگان وطالبان واقعی کتاب باید نشان دهند که تشخیص میدهند و خواستار خلق اثر عمیقی از سوی نویسندگان و مؤلفان هستند؛ تا نویسنده هم به فکر بیفتد که جدیتر عمل کند. اما وقتی هیچ نوع ابراز نظری از سوی خواننده دیده نمیشود، آثار در این سطح میمانند و رابطه خواننده و نویسنده در سطح پایین حرکت میکند. محمدعلی اسلامی ندوشن در پاسخ به این که ایجاد چنین فضایی که خواننده طالب اثر پخته و عمیق باشد، برعهده چه گروهی است، خاطر نشان کرد: تکتک مسایل اجتماعی این امر رامیسر میکنند. یک علتش این است که خواننده نسبت به محتوای کتابها مطمئن نیست و فکر میکند دستخوش سانسور شده است. لازم نیست که حتما سانسور، سانسور عملی باشد؛ بلکه خودسانسوری، خود امری بدتر است.
او گفت: نویسنده وقتی که جو را جو مساعدی نمیبیند، خودش مرتب اثر را غربال میکند و اجازه نمیدهد که حرفش درست جلو بیاید؛ در واقع میترسد. بنابراین ما با دو نوع سانسور روبهروییم؛ سانسوری که از بیرون بر اثر تحمیل میشود و خودسانسوری که این یک بیشتر به کتاب لطمه میزند.
وی همچنین گفت: در آثار گذشتگان، مسلما این کار را نمیتوان کرد. سعدی یا ناصرخسرو و بیهقی را که نمیتوانند سانسور کنند. اینها جزو آثار مهم زبان فارسی هستند. حافظ یک منتقد شدید اجتماعی بود و اگر دراین دورهها میزیست، چه بسا که برخی حرفهایش از سانسور رهایی نمییافت یا خودش خودسانسوری میکرد؛ همچنان که میدانیم حافظ پر از خودسانسوری است. اسلامی ندوشن افزود: در واقع با حرفهایی که حافظ بر زبان آورده است، اگر واقعا در مقام یک شاعر بزرگ جهانی نبود، جلویش گرفته میشد؛ ولی خب او را نمیشود سانسور کرد؛ اگر حافظ هم نباشد، پس دیگر چه کسی.
وی یادآور شد: یک نوع رکود اندیشهیابی در کشور وجود دارد؛ یعنی کنجکاوی دستخوش رکود است و خودش را بروز نمیدهد. مردم احساس احتیاج برای یادگرفتن ندارند. دانشگاه هم که وظیفه دارد ذهن جوان را بسازد و کنجکاویاش را برانگیزد، چنین نیست؛ استاد در دانشگاه هم از ترس این که اگر حرفی بر زبان بیاورد که کج باشد، بازخواست خواهد شد، تلاش چندانی نمیکند و به استادی بیرمق برای دانشگاه تبدیل میشود.
این پژوهشگر برجسته درباره کتابهای حوزه داستان و شعر که از سوی نویسندگان و شاعران معاصر تالیف میشوند نیز گفت: من فرصت این که همه این نوشتهها و آثار را مطالعه کنم، ندارم؛ ولی در یک نگاه کلی میبینم که شکاف و فاصله بزرگی بین نویسندگان معاصر با فرهنگ تاریخ و ادبیات ایران هست. به عبارتی، برخی از این گروه غوره نشده، مویز شدهاند و فوری با خواندن چند ترجمه خارجی اقدام و شروع به انتشار آثاری کردهاند؛ بدون آن که پشتوانه گذشته فرهنگی داشته یا زبان فارسی را درست یاد گرفته باشند. وی با اشاره به شاعران نوپردازی که عنوانهایی چون پست مدرن را همواره بر زبان خود جاری میسازند، اظهار داشت: در حال حاضر این شاعران نوپرداز، مرتب نثر عمومی صادر میکنند و مینویسند که کاملا مشخص است با مبادی فرهنگی ایران آشنا نیستند. تجدد و رو به آینده داشتن، همیشه خوب است؛ اما اگر این نوگرایی پایهای نداشته باشد، کاری بیهوده صورت گرفته است.
اسلامی ندوشن افزود: الان مقدار زیادی از این شعرهای پستمدرن، صرفا برای آن که شاعرش نشان دهد با بقیه فرق دارد، گفته میشود. حتا طرز نوشتن و نقطهگذاریاش متفاوت است. این تقلید از پست مدرن، سفید و نیمایی، اگر از خواننده استقبال نیابد، به جایی نمیرسد؛ چون ادبیات و شعر، جوابش را از خواننده میگیرد و متاعی است که برای صاحبش نمیماند.
وی افزود: معتقدم که بسیاری از این نوها که در حال حاضر به بازار میآیند و مطبوعات هم میخواهند با آن صفحههایشان را پر کنند، خواننده ندارند و بین گروه خود این جوانان دست به دست میچرخند. اینها تنها ردیف کردن یک سلسله کلمات است که هیچ معنایی از آنها به دست نمیآید و ذهن جوانان را مغشوش کرده و به دنبال کار جدیتر نمیروند. محمدعلی اسلامی ندوشن در بخش پایانی گفتههایش در پاسخ به نقش و تاثیر سیاستگذاریهای متولیان فرهنگی، با اشاره به تعداد عنوانهایی که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان آثار منتشر شده در سال اعلام میشود (40 هزار عنوان کتاب) به خبرنگار ایسنا توضیح داد: دراینباره، باید به نتیجهها نگاه کرد. این رقم، رقم کمی نیست و اگر واقعا این آمار درست باشد، خودش دلیلی برشکست فرهنگی است؛ چون سیاست کمیتی دنبال شده است؛ نه کیفیتی. آیا کسی بررسی کرده که در این کتابها چه نوشته شده و برای کشور چه نتیجهای حاصل کرده است؟ از خبرهایی هم که منتشر میشوند، در مییابیم که ناشر نیمی از کتابها، خود مؤلف بوده است و این علامتی است به این معنا که در کار نشر حساب و کتابی نیست. معتقدم که در سالهای اخیر روشهای خوبی در حوزه فرهنگ اعمال نشده است؛ به طوری که خود ناشران فعال هم صدایشان درآمده و در اعتراض، قطع سهمیهی کاغذ را خواستار شدهاند. وی عنوان کرد: بنابراین این کار فرهنگساز نیست و فقط میتواند برای پر کردن صفحهی روزنامههای و مجلهها خوب باشد؛ والا خرید و خواندن کتاب در حد حقیر و فقیر مانده است.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در سال 1304 در ندوشن از توابع شهریزد متولد شد. وی که در نه سالگی پدر خود را از دست داد، تحت تعلیم و آموزش مادر قرار گرفت. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و فراگیری برخی متنهای کهن در نزدیک روستایی ادیب و کسب تحصیلات متوسطه جهت اخذ دیپلم ادبی، به دبیرستان البرز راهی شد. سپس در دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد آنگاه به اروپا رفت. پس از بازگشت به ایران، هم زمان با کار در دادگستری به تدریس در دانشکدهها نیز مبادرت ورزید. در اواخر دهه 1340 از طرف پرفسور فضلالله رضا رییس وقت دانشگاه تهران به همراه استادانی چون مرتضی مطهری، احمد فردید، دانش پژوه، فلاطوری و ایرج افشار، برای تدریس در دانشگاه تهران دعوت شد که در دانشکده ادبیات و سایر دانشکدهها، به تدریس ادبیات تطبیقی، نقد ادبی و شاهنامه پرداخت.
به گفته خودش، هم زمان با انقلاب فرهنگی و بستهشدن دانشگاه، به تقاضای شخصی بازنشسته شد. محمدعلی اسلامی ندوشن فعالیت شعریاش را با چاپ شعرهایی در مجله «سخن» و بعد «پیامنور» آغاز کرد و اگر چه شعرهایش در برخی از شاعران همچون فروغ فرخزاد تاثیر گذاشت؛ اما به زودی به نثر روی آورد. ندوشن درباره شعر معتقد است: بعد از 28 مرداد در ادب فارسی مقدار زیادی حقیقت شعر در پای سیاست قربانی شده است.
وی درباره موضوعهای مختلفی نوشته است از حقوق بشر گرفته تا فردوسی عقبماندگی و دموکراسی تا سفرنامه به کشورهای مختلف؛ اما ایران، سهمی بزرگ در آثار او دارد و در واقع، نویسندهای عمیقا ایرانی است. از این استاد فرهنگ و ادب پارسی، تاکنون بیش از 40 عنوان کتاب و پژوهش و تعدادی مقاله منتشر شده است که تعدادی از آنها به این شرح است: ایران را از یاد نبریم، به دنبال سایه همای، فرهنگ و شبه فرهنگ، دربارهی آموزش، گفتیم و نگفتیم، صفیر سیمرغ، آزادی مجسمه، در کشور شوراها، آواها و ایماها، داستان داستانها، ایران چه حرفی برای گفتن دارد، ابر زمانه و ابر زلف، افسانه و افسون، روزها (سرگذشت) و...
«باران نه رگبار» گزارشی از 42 کتاب اسلامی ندوشن است که انتشارات نغمه زندگی به تازگی آن را منتشر کرده است.
وی همچنین علاوه بر پایهگذاری مؤسسه پژوهشی فرهنگی فردوسی، سردبیری و صاحب امتیازی فصلنامه «هستی» را که به موضوع ایران شناسی و فرهنگ اختصاص دارد نیز عهدهدار است.