گروه بینالملل - از 15 سال پیش تاکنون، سوم اکتبر هر سال به عنوان روز ملی آلمان، با هدف بزرگداشت وحدت بین دو بخش شرقی و غربی این کشور در سال، 1990 نامگذاری شده است.
پیش از وحدت، روز ملی آلمان غربی در سالگرد یادبود کارگران جانباخته در تظاهرات 17 ژوئن سال 1953 در آلمان شرقی، برگزار میشد.
در حالیکه در نقاط دیگر جهان روز ملی به عنوان مهمترین روز کشور جشن گرفته میشود، چنین مینماید که آلمانیها در سالهای اخیر برای به یاد آوردن خاطره روز ملی کشورشان اشتیاق چندانی ندارند و امسال نیز فقط قرار است در یک کلیسا در منطقه مرکزی برلین، مراسم دعا و نیایش گرامیداشت این روز برگزار شود.
این در حالی است که سوم اکتبر سال 1990 زمانی که دو کشور آلمان شرقی و غربی بطور رسمی پیمان اتحاد موسوم به 2+4 را امضا کردند، مراسم باشکوهی در این کشور بویژه در مقابل ساختمان پارلمان آلمان غربی آن روز، موسوم به «رایشتاگ» برگزار شد و مردم دو بخش شرقی و غربی ساعتها به برگزاری جشن و نورافشانی پرداخته بودند.
اما اکنون 15 سال پس از وحدت دو آلمان نه تنها دیگر خبری از شور و نشاط روزهای آغازین این وحدت نیست بلکه زمزمههای تفرقه، به هیاهو و جنجال تبدیل شده است.
هر چند این اختلافنظرها را در زمینههای مختلفی میتوان دستهبندی کرد اما مهمترین موضوع درباره وحدت دو بخش آلمان مسایل اقتصادی و مالی است زیرا 15 سال پس از تحقق این وحدت، مشخص شد سردمداران وقت آلمان ارزیابی درستی از مشلات اقتصادی چنین وحدتی نداشتند.
زمانی که از «هلموت کهل» صدراعظم وقت آلمان که بعدها به «صدراعظم وحدت آلمانیها» مشهور شد پرسیدند که هزینه مالی چنین اتحادی را چگونه تامین خواهد کرد، وی گفته بود سکنه بخش غربی با خوردن یک فنجان قهوه کمتر میتوانند هزینه وحدت دو بخش شرقی و غربی را پرداخت کنند.
اما بزودی مشخص شد که سخنان آن زمان کهل بر پایه و اساس درستی قرار نداشته، زیرا آلمان از سال 1990 تاکنون بیش از یک تریلیون و 300 میلیارد دلار بابت وحدت دو بخش شرقی و غربی، تنها در نقاط شرقی این کشور هزینه کرده است.
از سوی دیگر، در زمان کنونی نیز سالانه 90 میلیارد یورو از مالیات شهروندان بخش غربی آلمان همه به بخش شرقی این کشور بابت هزینه بازسازی سرازیر میشود.
در اوایل وحدت دو آلمان به دلیل شرایط تبلیغاتی و سیاسی، کمتر مخالفتی در این زمینه ابراز میشد، زیرا جانبداری از تحقق چنین وحدتی بالاترین مرتبه میهندوستی به حساب میآمد. اما در سالهای اخیر با گسترش تعهدات مالی بخش غربی برای هموطنان شرقی، دامنه نارضایتیها افزایش یافته بویژه اینکه بخش غربی با توسعه موضوع جهانیسازی، خود با رکود اقتصادی و نیز افزایش بیکاری مواجه شده است.
حتی در زمان کنونی بین مردم بخش غربی آلمان کم نیستند شهروندانی که اظهار میدارند اگر دولت اجازه دهد خود آنان با تهیه مصالح ساختمانی، بار دیگر دیوار فرو ریخته برلین را احیا خواهند کرد. این در حالی است که قرار شده در چارچوب پیمان 1000 صفحهای همبستگی دو بخش آلمان، ساکنان بخش غربی تا سال، 2019 مبلغ 156 میلیارد یورو به اقتصاد بخش شرقی کمک مالی ارایه کنند.
از سوی دیگر سکنه بخش شرقی نیز که پس از اعلام آزادی رفت و آمد بین دو بخش برلین و برداشته شدن مرز در سال، 1989 مشتاقانه خود را در آغوش بخش غربی انداختند هرگز تصور نمیکردند هموطنان غربی آنها اندک سرمایه تولیدی آنان را نیز از بین ببرند.
این در حالی بود که هنگام وحدت دو آلمان، بخش شرقی این کشور از صنایع مهمی نظیر ماشینآلات، شیمیایی، پتروشیمی و داروسازی برخوردار بود اما رقبای آنها در بخش غربی، از بیم آنکه رقیب بازارها را مختل کند، مبادرت به خرید سهام این کارخانجات و در نهایت تخریب آنها کردند.
حتی در این میان، کارخانههایی که رقیب هم نداشتند به علت بهرهبرداری غیراصولی از سرمایههای مالی تزریق شده دولتی، به ورطه ورشکستگی سقوط کردند و نتیجه چنین اغتشاشی در عرصه صنایع بخش شرقی، شمار افراد بیکار در این بخش زیاد شد.
از سوی دیگر، مردم آلمان شرقی امیدوار بودند پس از وحدت از امکانات رفاهی و اقتصادی مانند هموطنان بخش غربی برخودار شوند اما زود دریافتند که این خواسته هرگز جنبه واقعیت نخواهد گرفت و مدتی بعد نیز مجبور شدند سرمایه برابر خود با بخش غربی را نیز در زمینه مخارج روزمره هزینه کنند.
از همین رو، امروزه با گذشت 15 سال از وحدت دو آلمان، میانگین بیکاری در بخش شرقی بیش از 20 درصد است و بسیاری از شهرهای این بخش نیز تقریبا خالی از سکنه شده و شهروندان آنها به امید یافتن کار و درآمد، به کشورهای همجوار بویژه اتریش، هلند و حتی اروپای شرقی از جمله لهستان مهاجرت کردهاند.
از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی موجب بروز تضاد اجتماعی شدیدی نیز بین دو بخش شرقی و غربی آلمان شده به نحوی که برخی ساکنین بخش غربی، مردم بخش شرقی را افرادی فرصتطلب و تنپرور میدانند که با درآمد دیگران روزگار میگذرانند و بعضی سکنه بخش شرقی نیز هموطنان غربی خود را افرادی مغرور و خودخواه میپندارند که حاضر نیستند با ارایه کمکهای مالی بیشتر، همبستگی ملی را تقویت کنند.
به عبارت دیگر، میتوان گفت هر چند جدایی سیاسی میان دو بخش شرقی و غربی کشور پس از گذشت حدود 40 سال منجر به وحدت شد، اما 15 سال پس از وحدت سیاسی، نشانهها و شواهد حاکی است که شهروندان این کشور تا سالیان متمادی برای دستیابی به وحدت اقتصادی و اجتماعی باید تلاش بیشتری از خود نشان دهند.