ناصر پورحسن
در آینده، هنگامی که از تاریخ تحولات سیاسی فرانسه بحث شود، شورشهای نوامبر 2005 پس از تظاهرات دانشجویی می 1968 و حتی شورشهای 1848 ذکر میشود. شورشهای اخیر پاریس که حداقل 17 شب تداوم یافت، در ظاهر به دلیل برقگرفتگی دو نوجوان آغاز شد، اما علت این شورشها بسیار عمیقتر است. قبل از آنکه به علل اصلی این بحران پرداخته شود، به طور مختصر به حادثه آغازین شورشهای اخیر میپردازیم. در اواخر سپتامبر، گروهی از نوجوانان محله «کلیشی» قصد داشتند قطعات یک اتومبیل پارک شده را سرقت کنند. پس از آنکه پلیس (به دنبال تلفن یکی از ساکنان این محله) در محل حضور یافت، با نوجوانان مذکور درگیر شد، یک تعقیب و گریز واقعی به وقوع پیوست و دو نوجوان دیگر که در واقع تحت تعقیب پلیس نبودند، در یک پست فشار قوی برق پناه گرفته و در نتیجه در اثر برقگرفتگی جان باختند. همین که خبر مرگ آنها منتشر شد، محله کلیشی به خروش آمد. درگیری مردم محله با پلیس آغاز شد و به شورشی منتهی گردد که 300 شهر فرانسه را در بر گرفت. جوانان شورشی بیش از همه، خودروها را آتش میزدند. پلیس فرانسه پس از اظهارات اولیه نیکلاس سارکوزی وزیر کشور که نوجوانان معترض را «لاتها و اراذل» خطاب کرد و احساسات آنها را تحریک کرد، بسیار محتاطانه برخورد کرد و در این شورشها فقط یک نفر کشته شد.
ریشه اصلی بحران شورشهای فرانسه به دهه 1950 و 1960 باز میگردد، یعنی زمانی که فرانسه برای بازسازی کشور ویران خود در اثر جنگ جهانی دوم، نیروی کار ارزان مستعمرات سابق خود را از شمال آفریقا وارد میکرد. آن نیروی کار اینک 10 تا 12 درصد جمعیت فرانسه را تشکیل میدهد. یکی از سیاستهای اشتباه فرانسه نحوه اسکان مهاجران بود. فرانسه اگر چه دارای رژیم کمونیستی نبود، اما با الگوبرداری از مدل استالین، حدود 300 محله در اطراف پاریس ایجاد کرد. در این محلهها آپارتمانهای بسیار کوچکی برای اسکان حدود دو میلیون نفر ایجاد شدند. فرانسویها به موفقیت سیاستهای خود در جذب مهاجران در درون جامعه فرانسوی بسیار افتخار میکردند.
جامعهشناسان سیاسی از اصطلاح «مدل جمهوری» برای سیاست اسکان مهاجران در فرانسه استفاده میکردند. در مقابل از اصطلاح مدل «کوره مذاب» برای سیاستهای جذب مهاجران در آمریکا و انگلیس استفاده میشد. مدل جمهوری باعث شد مهاجران با حفظ هویت خود، در فرانسه مستقر و امرار معاش کنند. در مدل کوره مذاب، هویت فرد مهاجر به میزان بسیار زیادی، در هویت جامعه حل میشود.
زاک شیراک رئیسجمهور فرانسه صراحتا به وجود بحران هویت در این کشور اشاره کرده و آن را عامل شوروشهای اخیر ذکر کرده است. به گزارش رویترز، ژان لوئیس بورسو وزیر کار فرانسه گفته است، برنامهریزی شهری فرانسه باعث شده عده زیادی از مردم در مکانی محدود متمرکز شوند. این شیوه، دیگر کارآمد نیست. برخی از مهاجرین، چون در محلههایی زندگی می کنند که همه ساکنان آن عرب هستند، نیازی به یادگیری زبان فرانسه ندارند.
هنگامی که اصول دموکراسی فرانسه که بر مبنای «برابری، برادری، آزادی» است، برای همه اجرا نشود، این جمعیتهای مهاجر به دنبال بهانهای خواهند گشت تا به وضعیت موجود اعتراض کنند.
مهاجرین در شهرکهای حاشیه پاریس اگرچه ممکن است از امکانات بالاتری نسبت به کشور اصلی خود برخوردار باشند، اما آنها چون خود را فرانسوی میدانند، خود را با بقیه مردم فرانسه مقایسه میکنند. به همین دلیل هیچ گونه تبعیضی را نمیپذیرند.
به گزارش بیبیسی 14 درصد از فرانسویهای مهاجر بیکارند.
این درصد در میان تحصیلکردگان 5/26 درصد است. در هر دو مورد آمار بیکاری خود فرانسویان پایینتر است. خبرگزاری رویترز نوشته است که در شهرکهای حاشیه پاریس که باید آنها را «گتو» (مناطقی که در گذشته یهودیان مجبور به زندگی در آنها بودند) نامید، بیکاری سه برابر بیش از دیگر مناطق فرانسه است.
چون مهاجرین کنونی فرانسه، دارای تابعیت فرانسوی هستند، نمیتوان آنها را اخراج کرد، اما پذیرش مهاجرین جدید در فرانسه بسیار سخت خواهد بود و به احتمال زیاد پس از فروکش کردن جو شورشهای کنونی، قوانین مهاجرتی در این کشور بسیار سختتر خواهد شد. دولت فرانسه مجبور است برای جلوگیری از تکرار شورشهای 2005، در برنامهای بلند مدت سیاست خود در مورد مهاجرین را تغییر دهد و از تبعیض علیه آنها بکاهد.