حسن فتحی
گروه بینالملل: چرا جهان از ریشهکنی تروریسم عاجز است و قادر به از بین بردن تروریستها نیست؟
چرا در شرایطی که جهانیان تصور میکنند خبری از تروریسم نیست و تروریستها در مخمصه قرار گرفتهاند به یکباره در گوشهای از جهان یک حادثه ناگوار اوضاع را دگرگون کرده و جان عدهای را میگیرد؟
آنچه در اردن روی داد حرکتی غیرمترقبه نبود که قابل پیشبینی نباشد بلکه وقوع چنین حوادثی امروزه در کشورها امکانپذیر است به این دلیل که تروریسم وطن نمیشناسد و تروریست دارای خاک و سرزمین نیست لذا او برای پیشبرد اهدافش حاضر است به خود مواد منفجره بسته و با منفجر کردنش لطمهای به طرف مقابل وارد سازد. یعنی او هم چون افراد مسخ شده دست به عملیات انتحاری زده و مرگ را در آغوش میگیرد تا لطمهای به دشمن بزند.
البته روشی که این روزها تروریستها پیش گرفتهاند روشی جدید و نو نیست زیرا اگر نگاهی به فعالیت تروریستها از دیرباز بیندازیم با این واقعیت آشنا خواهیم شد که از دیرباز تاکنون بسیاری از روشهای تروریستی یکسان و مشابه بوده و فقط ابزارها تغییر یافته و دگرگون شده است. در این ارتباط میتوان به شیوههای یاران حسن صباح برای از بین بردن مخالفان اشاره کرد که در برخی زمینهها مشابه روشهای اعضای القاعده است.
در این شرایط که جهان از بیم تروریسم در هراس است و هر لحظه باید در انتظار اقدامات تروریستی باشیم سوال این نیست که به چه دلیل باید شاهد وقوع چنین حوادث ناگواری در گوشه و کنار جهان باشیم نیاز به یافتن پاسخ این سوال هستیم که مردم بیگناه با کدام دلیل و برهان باید در مسلخ تروریسم جان خود را از دست بدهند؟
اگر نزاعی بین تروریستها و آمریکا در جریان است و یا در صورتی که آنها در صدد از بین بردن یکدیگر هستند چه نیازی به تبدیل کردن شهرها، خیابانها و خانههای مردم به میادین جنگ است؟
تروریستها از قدیم برای توجیه اقدامات خود همواره از حربههای سیاسی و ایدئولوژیک بهره گرفتهاند. در این میان توجیهها و حربههای ایدئولوژیک کارآمدتر بوده و توانسته ترور و از بین بردن رقبا و یا افراد بیگناه را توجیه کند. در همین رابطه میتوان به ترور سرخ در اولین ماههای پس از پیروزی کمونیستها در روسیه اشاره کرد که با هدف از بینبردن سفیدها و یا مخالفین به راه افتاد و سبب از بین رفتن میلیونها نفر گردید. ولی زمانی که سرخها توانستند موقعیت خود را تثبیت کرده و مخالفین را سرکوب کنند به تصفیههای درونی و حزبی روی آورده و راه قلع و قمع آنها را پیش گرفتند. در این ارتباط علاوه بر محاکمه و اعدام مخالفین استالین در شوروی باید به ترور تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر در مکزیک توسط یک کمونیست دوآتشه اشاره کرد. در سالهای گذشته تروریسم غالب و برتر که تمامی جهان را هدف قرار داده در برخی موارد برای توجیه اقداماتش از حربهی اسلام بهره گرفته و سعی کرده خود را حامی اسلام معرفی کند. در صورتی که این یک واقعیت انکارناپذیر است که اسلام مخالف تروریسم و از بین بردن افراد بیگناه است.
حال سوال این است که اگر القاعده و گروههای تروریستی منشعب از آن که خود را طرفدار اسلام میدانند مخالف آمریکا، اسراییل و یا به قول خودشان کشورهای استکباری هستند به چه دلیل مردم بیگناه را آماج حملاتشان قرار میدهند و به انتقامجویی از آنها روی آوردهاند؟ به طور مثال افرادی که در انفجارهای اخیر در امان پایتخت اردن جان خود را از دست دادند سران حکومتی و از عوامل آمریکا و اسراییل بودند یا افراد غیرنظامی و بیگناهی که هیچ کاری به سیاست و این گونه مسایل نداشته و تمایلی هم به حرکت در این چارچوب نداشتند؟
این سوال در ارتباط با تمامی اقدامات تروریستی مطرح است. زیرا تروریسم بیهدف و کوری که به راه افتاده قادر به هدف قرار دادن سران حکومتها و سردمداران سیاستهای جهانی نبوده و تصور میکند با حمله به مردم بیگناه میتواند خواستههای خود را محقق گرداند. اما این اقدامات به جدایی و دوری بیش از پیش آنها از مردم انجامیده و تروریستها را ایزوله کرده است. البته در این میان بعضی کشورها، حکومتها و افراد و سازمانهایی هم وجود دارند که حامی تروریستها بوده و یا از عاملین تروریسم دولتی به شمار میروند زیرا اگر این حمایتها و ارتباطات وجود نداشت آنها تا این زمان دوام نیاورده و قادر به مقاومت نبودند. این مساله به حرکت در گزارشهای سازمان ملل درباره تروریسم نیز مورد تاکید قرار گرفته است به همین دلیل سازمان ملل بارها خواستار قطع کمکها و ارتباطات با چنین افراد گروههایی شده و در صدد بوده حامیان تروریسم را به مجازات برساند. آنچه این روزها در ارتباط با سوریه شاهدیم یکی از نمونههای بارز برخورد جامعه جهانی با آنچه تروریسم دولتی نامیده میشود، میباشد. اما آمریکا و بقیه فعلا پشت سنگرهای ضدتروریست مخفی شدهاند.
همین ارتباطات و پشتیبانیها را میتوان از دلایل و عوامل بقای تروریسم و گروههای تروریستی به حساب آورد. حملاتی که از سوی آمریکا و متحدانش به عراق و افغانستان صورت گرفت در همین راستا بوده است اما نتوانسته به ریشهکنی آن بیانجامد.
مسایلی که پس از حوادث تروریستی اردن عنوان شد میتواند تا حدودی دلایل دوام و بقای تروریستها را آشکار سازد. در پی این حوادث سازمان «القاعده در بلاد رافدین» در دومین بیانیه خود در این ارتباط صراحتاً اعلام کرد هتلهایی که هدف انفجارها قرار گرفتند بهترین اماکن برای فعالیتهای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسراییل بوده است. دراین انفجارها بیش از 70 نفر کشته و 300 نفر مجروح شدند ولی جالب است که برخلاف ادعاها و بیانیههای القاعده آنها را افراد معمولی تشکیل میدادند در همین ارتباط اعلام شد که عوامل حملات انتحاری احتمالاً از عربستان، سوریه و عراق به اردن آمده بودند. یک وکیل اردنی خاطر نشان کرد این حادثه بسیار خطرناک است اگر این انفجارها از سوی افراد انتحارطلب صورت گرفته باشد نشان از جنگ علیه نظام است و پلیس اردن نخواهد توانست کار مهمی انجام دهد. همچنین معاون رییسجمهوری عراق پیشبینی میکند که چنین اقداماتی در دیگر کشورهای خاورمیانه نیز روی دهد. به گفته وی با توجه به این مساله که تندروهای اسلامگرا در عراق ضعیف یا تضعیف شدهاند آنان جبهه دیگری را در بخشهای دیگری از جهان و از جمله در کشورهای عربی خواهند گشود زیرا زمینه مناسبی به این منظور در این کشورها خواهند یافت.
گروه اخوانالمسلمین اردن هم به محکوم کردن این اقدامات پرداخته و آن را مغایر با اسلام میداند در حالی که سران این گروهها و افرادی که دست به چنین اقدامات تروریستی میزنند سعی میکنند برای توجیه اقداماتشان خود را به اسلام وابسته نمایند. در این راستا کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل ضمن این که همبستگی خود را با دولت و ملت اردن اعلام میدارد، میگوید: هیچ چیز نمیتواند قتل غیرنظامیان را توجیه کند. دبیر کل سازمان ملل بر ضرورت تلاش همگانی بر ضدتروریسم تاکید کرده و از همه کشورها میخواهد درباره یک توافقنامه فراگیر بر ضد تروریسم به توافق برسند.
حمایتهای آشکار و نهان از این گروهها و اقدامات زمینهساز استمرار فعالیت و بقای آنها بوده است. هر چند برخی از کشورها و حکومتها به طرق مختلف از گروههای تروریستی پشتیبانی میکنند ولی آنها باید به این واقعیت پی ببرند که این ارتباطات شکننده بود و هر گاه قطع شود آنها نیز آماج چنین اقداماتی قرار میگیرند زیرا تجربه نشان داده که تروریست فاقد وطن و احساسات بوده و به آنچه توجه ندارد روابط دوستانه و میهنی و خانوادگی است. دستگیری یکی از عوامل انفجارهای انتحاری که یک زن عراقی بوده که همسرش در این انفجارها جان خود را از دست داده این ذهنیت را قوت بخشید که تروریستها از خارج از اردن به این کشور آمده بودند. این مساله از جانب ملک عبدالله دوم پادشان اردن نیز مورد تاکید قرار گرفته بود. پادشان اردن میگوید: اگر این اقدامات علیه سیاستهای اردن بود چرا به هتلها حمله کرده و مردم بیگناه را کشتند به همین دلیل این موضوع ثابت میکند که تروریستها به مردم اردن حمله کردند نه سیاستهای اردن.
برای پایان دادن به تروریسم و یا مهار تروریستها بهترین راه همکاری و هماهنگی جهانی است. لذا باید به وضعیت کنونی پایان داده و اجازه نداد حمایتها و پشتیبانیهای نهانی و آشکار کنونی استمرار یابد. ادامه این وضعیت امنیت جهانی را با خطر مواجه ساخته و به ضرر تمامی کشورهایی است که در آرزوی زندگی در آرامش به سر میبرند.