ما به خود حق میدهیم که اگر در وجوهی از اداره کشور نگران باشیم، آن را ابراز کنیم. چه این نگرانیها حاصل نتایجی باشد که در مقابل چشمان ما قرار دارد و چه مواردی باشد که هنوز به نتیجهای منجر نشده، اما از منظر مجموعهای از تجارب کارشناسان، آینده خوبی برای آن متصور نیست.
فیالمثل آنچه به عنوان «نگاه به شرق» در پرونده هستهای مطرح شد به نتایجی رسید که همگان دیدند، در حالی که در همان بدو ارائه این نظریه کارشناسانی بودند که رسیدن به چنین نتیجهای را پیشبینی میکردند. پیشنهاد آشکار دولت در مورد حل مشکل بورس هم از روز مطرح شدن نتوانست نظر کارشناسان را جلب کند. اکنون نتیجه آن طرح هم آشکار شده است. تصمیم دولت در مورد کالایی به اهمیت سیمان نیز چنان نسبتی با نگاه کارشناسی داشت که به زودی با یک عقب گرد به تاریخ سپرده شد، هر چند که خسارات آن در بازار این کالای استراتژیک و همچنین در بازار بورس قابل جبران نخواهد بود.
اما به هر صورت رئیسجمهور منتخب تصمیم گرفته است که افراد جدیدی را جایگزین مدیران با تجربه قبلی نماید و البته مردمی که هزینه تصمیمگیریهای این تیم جدید را میپردازند مسئول رای خود هستند و آنها که در انتخابات شرکت نکردهاند نیز مسئول رای ندادن خود، اما این دلیل نمیشود کسانی که احتمالا با پیشبینی همین شرایط به دیگران رای دادند، حقی برای اعتراض به پرداخت هزینههای نابجا از جیب ملت نداشته باشند. بدین لحاظ متصدیان امور کشور باید این حق را به رسمیت بشناسند و در مقابل آن پاسخگو باشند.
نمونههایی که از تصمیمگیریها شمرده شد، تنها مصادیقی است که اگر نیک احصا کنیم، شمار بسیاری را نمایندگی میکند. اما سخن امروز بحثی فراتر است.
سخن امروز ما کاشف از نگرانی نسبت به «فرآیند تصمیمگیری» در دولت است که نقصان یا انحراف در آن به مراتب از اصل اتخاذ یک یا چند تصمیم غلط خطرناکتر است.
برای نمونه به روند تصمیمگیری رئیس دولت در مورد تعیین اعضای کابینه میپردازیم. در این روند آقای رئیسجمهور راه را چنان رفتند که عمده همراهان سخن به اعتراض گشودند و در مجموع مجلس دارای اکثریت هوادار رئیسجمهور موضع سخت خود را با رای ندادن به یاران نزدیک رئیسجمهور اعلام کرد. اما چنین چیزی پاسخی در خور نیافت و در تکمیل کابینه باز هم همان راه گذشته طی شد. به علاوه در گام تکمیلی دیگر رئیسجمهور در اقدامی بیسابقه از حضور در مجلس برای معرفی چهار کاندیدای جدید وزارت خودداری کرد.
چیزی که از قضا فضای بین دولت و مجلس را نامساعدتر کرد و شماری از نمایندگان را به انتقادات صریح از رئیسجمهور واداشت، تا جایی که آنان خواستار عذرخواهی رئیسجمهور شدند.
در نهایت احمدینژاد با ساعاتی تاخیر وارد مجلس شد و با اعلام عذر «بیماری» سعی کرد فضای به وجود آمده را تلطیف کند. در حالی که این مشکل جدید به تدبیری ساده قابل اجتناب بود و کافی بود که دفتر رئیسجمهور در ساعت اولیه بامداد عذر بیماری را اعلام میکرد.
در این صورت نمایندگان بدون هیچگونه احساس ناخوشایند و موضعگیریهایی که دیدیم کار خود را انجام میدادند و شاید کار به آنجا نمیرسید که احمدینژاد از «جرم بودن توهین به رئیسجمهور» سخن بگوید و باز هم مجموعهای از واکنشها -حتی از سوی محترمترین و منطقیترین نمایندگان مجلس- را موجب شود.
آنچه روز چهارشنبه گذشته در مجلس اتفاق افتاد و نتیجه آن نیز از بین رفتن برخی حجابها از یک سو و بازماندن یک یار دیگر رئیسجمهور از حضور در کابینه از سوی دیگر بود، باز هم نشان داد که فرآیند تصمیمگیری در قوه مجریه فرآیندی نیازمند اصلاح است.
اما موضوع مهم دیگری نیز این روزها اتفاق افتاده است که جای نگرانی بسیار دارد. آنگونه که اعلام شد اولین جلسه استانی هیات دولت هفته گذشته در بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی تشکیل شد.
این تصمیم فی نفسه نمیتواند خوب یا بد باشد، چرا که دولت یک کشور مسئول اطلاع از همه امور کشور و تصمیمگیری در مورد مشکلات همه آحاد مردم است. بنابراین اگر حضور در آن استان برای کسب اطلاع بوده است و این به معنای لزوم حضور دولت در مناطق مختلف کشور برای کسب اطلاع از اوضاع باشد، آهنگ مطلوبی به گوش نمیرسد. اگر هم دلیل دیگری برای آن وجود داشته است که موجه بوده و مناقشهای در کار نیست. اما این رفت و آمد چه مزایایی داشته که لاجرم تبعات آن را پذیرفتنی بنمایاند؟ در خبرهای هفته پیش داشتیم که: «در حالی که جمعی از وزرا و اعضای هیأت دولت با پرواز 6:45 بامداد از تهران عازم بیرجند شده بودند به دلیل نامساعد بودن هوا و شرایط بدجوی هواپیما نتوانست در فرودگاه بیرجند به زمین بنشیند و هواپیما به تهران بازگشت. این افراد قرار است با پرواز بعدی و همراه با رئیسجمهور عازم بیرجند شوند.
این در حالی است که هواپیمای حامل خبرنگاران و بخش دیگری از مسئولان نهاد ریاست جمهوری از جمله معاون اجرایی رئیسجمهور و وزیر راه و ترابری به سختی در این فرودگاه به زمین نشست»*
معلوم نیست تلف شدن یک روز وقت اعضای کابینه برای تردد بین تهران و بیرجند با کدام منطق قابل قبول خواهد بود، به ویژه اگر حساب کنیم که بودجه دولت در هر روز بالغ بر پنج هزار میلیارد ریال است و بنابراین وقت اعضای آن برای کشور اهمیت بسیار دارد. اگر در این عرصه سخنان با اهمیت برخی چهرههای سیاسی را هم مدنظر قرار دهیم، توجیه اشکال مختلف این تصمیمگیریها اهمیت بیشتری مییابد.**
اما اخبار تصمیمگیریهای دولت در جلسه اخیر نگرانیهای دیگری را هم برمیانگیزد. خبرگزاری رسمی کشور از قول رئیس جمهور مخابره کرده است. که «هیات دولت در جلسه سه ساعته خود در بیرجند 100 مصوبه داشته است.»
اگر نیک بنگریم این خبر نگرانکنندهتر از هر خبر دیگری است. به عبارت دیگر بیست و چند عضو هیات دولت دور هم جمع شدهاند و برای هر تصمیم در این سطح عالی فقط 8/1 دقیقه وقت اختصاص دادهاند. آیا از این گزاره، نگرانکننده بودن فرآیندهای تصمیمگیری قابل استنباط نیست؟
اینها چه تصمیماتی بوده که به همین راحتی اتخاذ شده و اگر مشکلات کشور به همین راحتی قابل حل است، چرا گرههای بسته بسیاری از امور در چند جلسه متوالی هیات دولت حل نمیشود؟ اگر فرآیند تصمیمگیری در دولت این قدر سریع است، فیالمثل چه نیازی به دخالت شورای عالی امنیت ملی در موضوع سوخت رسانی به نیروگاهها -که مسألهای بین دو وزارتخانه بوده- احساس شده است؟ اگر این چنین است چرا وزیر نیرو میگوید «طی دو ماه گذشته بسیاری از پروژههای ما به دلیل کمبود سیمان آسیب جدی دیدهاند و تلاش وزرای مربوطه چندان به نتیجه نرسیده است»؟
واقعیت این است که ما حق را به وزیر نیرو میدهیم. حقیقت مشکلات کشور و مشکلات نظام اداری همین است که وزیر نیرو اشاره کرده است و این میتواند قرینهای برای دقیقتر نگریستن به مسائل مردم باشد.
از میان یکصد مصوبه مذکور یکی از آنها آشکار و شفاف چنین به اطلاع مردم رسیده است: «وزیر ارتباطات اعلام کرده است که تلفن همراه متقاضیان استان خراسان جنوبی خارج از نوبت تحویل میشود»
ما فرض میکنیم که عدالت آن است که نوبت مردم تهران و اصفهان و سایر شهرهای نسبتا متمول کشور را به مردم خراسان جنوبی بدهیم، اما درک نمیکنیم که بر چه مبنایی باید حق مردم کهگیلویه و بویر احمد یا چهار محال و بختیاری و سیستان و بلوچستان را به مردم استان دیگر بدهیم. از همه اینها گذشته، آیا مشکلات مردم استان خراسان جنوبی با تحویل خارج از نوبت تلفن همراه حل خواهد شد؟
امیدواریم با توضیحات بیشتر مشخص شود که 99 تصمیم دیگر از جنس تصمیمات راهگشای دیگر بوده و ان شاءالله گرهی از کار مردم محروم این منطقه باز شود، اما با این همه هیچ مصلحتی اقتضا نمیکند که با خوشبینی از کنار همه آنچه در مقابل چشممان قرار دارد بگذریم. این گونه است که حق میدانیم مشورت خود را به صاحبان مسئولیت ارائه کنیم، چه آنها از این امر استقبال کنند و چه نکنند و چه آن را توهین تلقی کنند...