حبیب ساسانی
بیش از دو ماه از آغاز به کار دولت نهم میگذرد و رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی به وزرای باقی مانده رئیس جمهور منتخب (غیر از وزیر پیشنهادی نفت، در هفته قبل حلقه مدیریتی این دولت را تکمیل کرد. شاخصه اصلی دولت کنونی نیز اصولگرایی همراه با تحولخواهی در عرصه مدیریت کلان کشور به منظور دستیابی آحاد شهروندان به منابع و امکانات موجود جامعه میباشد. طبیعی است که اولین گام موفقیت دولت اصولگرا استفاده از فرصتهایی است که در مقطع کنونی به آنها سپرده شده است.
اختلاف میان اصولگرایان در عرصه اجرایی کشور نیز آنچنان نیست که تداوم مدیریت و یا همگامی آنها با یکدیگر را با حالش مواجه سازد. اما آنچه در این میان از اهمیت مضاعفی برخوردار است از دست ندادن فرصتهای حال بوده که در اختیار نیروهای اصولگرا قرار دارد. به برخی از این فرصتها اشاره میشود.
1- فرصت زمان
اگر بنا را بر این بگذاریم که مجلس شورای اسلامی در دوره بعد نیز در اختیار اصولگرایان قرار خواهد داشت و در ترکیب آن هیچ تغییر و تحولی صورت نمیگیرد و دولت کنونی نیز بدون ترس و واهمه از کارشکنیها به فعالیتهایش ادامه دهد یک دوره چهار ساله زمان اندکی برای خدمترسانی به مردم نیست. اما پیش شرط استفاده از این فرصت عزم جزم اصولگرایان از همان روزهای آغازین برای تغییر یا عدم تغییر در مدیریتهای کلان کشور به حساب میآید. به نظر میرسد در طی دو ماه و اندی که از شروع به کار دولت نهم میگذرد در مقایسه با دولتهای پیشین گامهای مهمی برداشت نشده است. چرا که اگر بناست تغییر و تحولات عمدهای صورت گیرد هر چه زودتر میبایستی این کار انجام شود. بدین دلیل که از دست دادن زمان همان از دست دادن فرصتهای پیشرو است. حال اگر بنابر تغییر مدیریتها در سطوح کلان نیست که در این صورت تضاد میان شعارهای رئیس جمهوری مبنی بر تحول مدیریتی در کشور با عمل کارگزارانش آشکار میگردد و ناامیدی نیز از هماکنون بر اذهان مردم سایه میافکند حکم به ابقاء مدیریتهای قبلی داده شود تا حداقل از زمان نهایت بهرهبرداری شود. چه اینکه در دنیای کنونی برای پیشرفت و آبادانی بر ثانیهها و لحظهها حساب باز میکنند که متاسفانه انگار که در کشورها و در میان سیاستمداران و دوستان اصولگرا آنچه که اهمیت ندارد زمان است. توصیه میشود برای تحقق شعارهای رئیس جمهور و استفاده از فرصتها و زمان چرخش تغییر مدیریتی با شتاب بیشتری صورت گیرد. هیچ یک از گروههای سیاسی نیز از این چرخش مدیریتها ناراحت نخواهند شد چه اینکه خودشان بهتر میدانند که تغییر و تحول در فضای مدیریتی و سیاسی کشور با حاکمیت یک گروه جریان مشخص امری طبیعی به نظر نمیرسد. از این رو اصولگرایان نگران دلخوریهای جناح مقابل نباشند که در صورت قبضه قدرت از سوی این طیف اندک تاملی بر تغییر مدیریتی نخواهند کرد و دوره هشت ساله رئیس جمهور پیشین کاملا این امر را به اثبات رسانده است. اصولگرایان بیش از این زمان را از دست ندهند.
2- فرصت امکانات
علیرغم بدهیهای کشور به صندوق بینالمللی پول و برخی از سازمانهای دیگر افزایش قیمت نفت که همزمان با شروع ریاست جمهوری آقای احمدینژاد نیز بوده است و در تاریخ بعد از انقلاب به بیسابقهترین حد ممکن رسیده فرصت دیگری است تا از درآمدهای مازاد برای عمران و آبادانی کشور استفاده شود. اگرچه انتقاداتی نیز از سوی برخی از افراد منتقد جناح اصولگرا مبنی بر افزایش قیمت نفت و هزینه آن از سوی دولت نهم و ایجاد تورم در مطبوعات به چاپ رسیده است؛ اما واقعا این سئوال مطرح میباشد که اگر همین افزایش درآمدهای نفتی در اختیار آنان بود چه راهکارهایی ارائه میدادند که تورم به حداقل ممکن رسیده و خدمترسانی درست به مردم نیز انجام شود. هنوز مردم به یاد ندارند که گزارش درستی از سوی تیم اقتصادی پیشین درباره چگونگی هزینه و یا عدم هزینه درآمدهای مازاد نفتی در اختیار آنان گذاشته و یا به جامعه در این باره آگاهی داده شود.
به یاد نمیبریم که وقتی از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری پرسیده شد که با درآمدهای مازاد به دلیل افزایش قیمت نفت چه میکنید و در سابق نیز چه کردید؟ در جواب گفت که در برخی از بانکهای خارج گذاشته و سود حاصل از آن را صرف امور عمرانی در داخل میکنیم. اما آیا تا به حال گزارشی به مردم ارائه گردیده که مثلا مردم بدانند میزان سود حاصل از آن چند درصد بوده و صرف چه کارهایی شده است؟ آیا یکی از دلایل رانتخواریهای اقتصادی همین لاپوشانی از سوی قبلیها نبوده است و حال که دولت احمدینژاد بنا را بر شفاف نمودن هزینهها کرده، سیل انتقادات به سویش روانه میگردد. از این رو دولت نهم با امکانات پیشرو و شفافسازی آنان و همگامی و همراهی مردم بهترین فرصت را برای خدمترسانی در اختیار دارد فرصتسوزی از سوی اصولگرایان هزینههای مضاعفی را بر آنان تحمیل خواهد کرد.