قاسم غفوری
در طی روزهای اخیر اردن بار دیگر شاهد حملاتی بود که بیش از 400 کشته و زخمی بر جای گذاشت. آنچه در حاشیه این انفجارها قابل تأمل است، عامل یا عاملان آن میباشد. هر چند القاعده مسئولیت آن را پذیرفته است اما با توجه به تحولات منطقه و بازیگران حاضر در آن چندین سناریو برای این مهم قابل تبیین است.
1) بر اساس گزارشات منتشره گروه عراقی القاعده به رهبری ابومصعب الزرقاوی مسئولیت این انفجارها را بر عهده گرفتهاند. استدلال آنها برای این گونه اقدامات حضور نیروهای آمریکایی در این کشور، گسترش روابط امان با واشنگتن و تلآویو، هشدار به آمریکاییها برای استمرار عملیاتهای ضد آنها در صورت استمرار حضور در منطقه، پاسخ به عملیاتهای صورت گرفته در عراق و دستگیری رهبران القاعده در این تحرکات، اعلام موجودیت القاعده و عدم پیروزی غرب در مبارزه با آنها و ... عنوان گردیده است.
2) یکی از سناریوهای مطرح در عملیاتهای خرابکارانه که در عرصه منطقهای و بینالمللی صورت میگیرد، نقش و جایگاه رژیم اشغالگر قدس است، چرا که شواهد و مدارک اثبات نموده این رژیم همواره در سایه این ناآرامیها اهداف بسیاری را محقق ساخته است.
بر این اساس در شرایط کنونی نیز انفجارهای اردن میتواند پیامدهایی برای این رژیم به همراه داشته باشد. به ویژه اینکه آنها اعلام کردهاند که از این عملیاتها آگاه بوده و پیش از آن توانستهاند یهودیان را از محل خارج نمایند. در شرایط کنونی، صهیونیستها اهدافی را در منطقه پیگیری میکنند از جمله، تشدید تدابیر امنیتی در سرزمینهای اشغالی در حالی که افکار عمومی مخالف آن است، بهبود جایگاه شارون در میان صهیونیستها، تسهیل در کوچ یهودیان سراسر جهان به فلسطین با تأکید بر گسترش یهودیستیزی بویژه در کشورهای اسلامی، وادار نمودن کشورهای عربی به برقراری مناسبات با رژیم صهیونیستی به کمک همپیمانان غربی و سیاست تهدید و پاداش.
با توجه به آنچه ذکر شد، تحولات اردن میتواند تا حدودی تحققبخش این سیاست باشد بویژه اینکه چندی پیش امان از سیاستهای این رژیم در قبال فلسطینیان انتقاد کرده بود که این عملیاتها میتواند هشداری باشد برای مقامات اردنی از سوی تلآویو.
3) آمریکاییها در طی هفتههای اخیر با چالشهای عدیدهای مواجه شدهاند، از یک سو در عرصه داخلی با مخالفت گسترده افکار عمومی به دلیل ناکامی در تحقق وعدههای رفاهی و رسیدگی به امور اجتماعی و سرانجام افزایش تلفات در جنگ عراق مواجهاند. در عرصه جهانی نیز آنها نتوانستند خواستههای خود را در آمریکای لاتین و اجلاس تجارت جهانی اجرا نمایند. در قبال تحولات عراق نیز آنها عملیاتهای گستردهای در مناطق مرزی سوریه انجام دادند که با مخالفت مقامات عراقی و افکار عمومی مواجه گردیدند.
واشنگتن همواره سعی دارد تا با اعلام گسترش دامنه فعالیت القاعده به سایر کشورهای منطقه از یک سو حضور و عملیاتهای نظامی خود را توجیه نماید و از سوی دیگر بدین وسیله به نوعی، اختلافاتی را در میان کشورهای منطقه با عنوان حامیان و قربانیان تروریسم ایجاد کند، در حالی که انجام اصلاحات در منطقه بویژه کشورهای عربی از سیاستهای اصلی کاخ سفید میباشد، لذا تحولات اردن فرصتی دیگر برای آمریکا جهت تحقق این منافع است.
4) از واقعیات حاکم بر جامعه انزجار مردم از آمریکا و نفوذ غرب در کشورشان بویژه عملکرد سیاستمداران برای گسترش مناسبات با تلآویو است که سبب اعتراضات گسترده به دولت گردیده است. لذا بخشی از این حملات را میتوان اعلام انزجار و نفرت مردم اردن از حضور نیروهای آمریکایی و همکاری دولتمردانشان با آنها و رژیم صهیونیستی دانست. (هر چند که هیچ گروه مبارزی در این زمینه اظهار نظر نکرده است.)
5) نکتهای که در عملیاتهای اخیر قابل تأمل است دستاوردهای دولتمردان اردن میباشد. هر چند اسنادی در زمینه نقش دولت در ناآرامیها وجود ندارد، اما دولت ملک عبدالله این فرصت را مییابد که از یک سو با معرفی خود به عنوان قربانی تروریسم از اتهامات مبنی بر نقش کشورش در رشد و نمو زرقاوی مبرا گردد و از سوی دیگر تدابیر امنیتی را که به کمک آمریکا و بعضاً تلآویو، صورت میدهد توجیه نماید.
البته باید در نظر داشت که این ناآرامیها میتواند، افکار عمومی را از ناکارآمدیهای دولت و بحران مشروعیت ایجاد شده برای آن منحرف نماید و در سایه این حملات دولت به بازداشت مخالفان با نام همکاران القاعده مبادرت ورزد که این امر برای ملک عبدالله بسیار مهم خواهد بود.
در نهایت میتوان گفت که عملیاتهای صورت گرفته در امان را هر چند گروه القاعده پذیرفته است اما سایر بازیگران منطقهای نیز به نحوی از آن بهرهبرداری مینمایند. گرچه چند این گونه عملیاتها بیانگر انزجار عمومی از سیاستهای آمریکا و دولت امان میباشد اما باید در نظر داشت که نتیجه نهایی آن بهرهبرداری واشنگتن و ملک عبدالله از آنها برای توجیه سیاستها و حتی استمرار سیاستهایشان در عراق و منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم است.
بر این اساس باید با تأمل بیشتر به این گونه ناآرامیها نگریست و صرفاً به اخبار منتشره در زمینه پذیرش مسئولیت آنها از سوی گروههای تروریستی اکتفا نکرد، چرا که از سناریوهای آمریکا و غرب پرورش گروههای تروریستی و بهرهگیری از آنها برای تحقق اهداف توسعهطلبانهشان است چنانکه همین گروهها موجب حضور آمریکا در افغانستان و عراق گردیدند.