علی صالحآبادی
سه کشور اروپایی بنا به دلایل گوناگون از جمله نامساعد بودن شرایط برای اجماع بر روی پرونده هستهای ایران، روز گذشته جمله «ارجاع فوری پرونده هستهای ایران به شورای امنیت» را از متن قطعنامه پیشنهادی حذف کردند. این اقدام به خاطر اهداف بلندمدت آمریکا و متحدان آن کشور صورت گرفت تا در جنجالها و بهانهگیریهایی که در ماههای آینده ماموران آژانس و آمریکاییها راه میاندازند زمینه را برای رسیدن به اجماع در شورای حکام و ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت فراهم کنند.
دو کشور روسیه و چین که در شورای امنیت دارای حق وتو هستند اگر در خصوص فعالیتهای هستهای و صلحآمیز بودن آن در شورای حکام و یا در شورای امنیت به تردید بیفتند، میتوانند با استفاده از حق وتو جلو هر نوع مجازات توسط شورای امنیت را بگیرند. در چنین شرایطی آمریکا و اروپا در عرصه جهانی با شکست سهمگین دیپلماتیک روبهرو خواهند شد که برای سیاست فرامرزی این دو قدرت جهانی بسیار زیانبار است.
به نظر میرسد آنها تا زمانی که مطمئن نشوند در شورای امنیت بر ایران پیروز خواهند شد در ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت تعجیل نخواهند کرد و در مقابل برای وادار کردن ایران به تن دادن به خواست آنها از سیاست «ماشه» که خط و نشان کشیدن و ترساندن است، استفاده خواهند کرد. براساس مکانیسم ماشه از ایران خواسته میشود به بازرسیهای گستردهتر و نیز توقف فرآوری در اصفهان و غنیسازی اورانیوم در سایت نظنز تن در دهد و در صورت امتناع از این خواستهها، سرانجام با رایزنی و اقناع کشورهای مخالف در اجلاس بعدی زمینه را برای ارجاع پرونده هستهای کشورمان به شورای امنیت آماده کنند. به نظر میرسد کشمکش بین ایران و غرب تا زمان مساعد شدن شرایط برای اروپا و آمریکا در شورای حکام و شورای امنیت ادامه داشته باشد.
روسیه، متحد استراتژیک ایران که از میلیاردها دلار برای راهاندازی نیروگاه بوشهر بهره جسته است با وجود این که با ارجاع زودهنگام پرونده مخالف است اما تحت فشار غربیها آخرین موضعگیریاش پذیرش تعلیق غنیسازی از سوی ایران است که همان حرف آمریکا و اروپا است! بنابراین همان گونه که بارها مقامات ایرانی نخست به قول و قرارهای روسها دلخوش کرده و از حمایت آن کشور دم زدهاند، اما بعدا به چشم دیدهاند که پای هر قطعنامه شورای حکام که علیه ایران صادر شده است امضای روسیه نیز به چشم میخورد! مقامان هر بار به امید وعدههای روسیه از کنار موضعگیریهای ضد و نقیض روسیه عبور میکنند و دل به حمایتهای بعدی این کشور میبندند. آنها میپندارند این بار روسیه برخلاف گذشته به یاری دیپلماسی ایران میآید. روسیه، چین، هند و غیر متعهدها هم مخالف ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت هستند، هم از ایران میخواهند با پذیرش توقف غنیسازی با اروپا و آمریکا مذاکره و مصالحه کند که این خواست مغایر با خواست ایران است.
از آن جا که ایران بارها اعلام کرده است حاضر به کنار گذاردن فرآوری اورانیوم و غنیسازی آن نیست، این امکان وجود داشت که در آخرین ساعات شب گذشته با تعیین ضربالاجل دوباره برای ایران با تاکید بر بند 3 قطعنامه قبلی که در پیشنویس قطعنامه فعلی هم آمده است بار دیگر از ایران خواسته شود فرآوری اورانیوم در اصفهان را متوقف کند، اما از آنجا که ایران استفاده فرآوری هستهای صلحآمیز را حق مسلم خود میداند و از آن دست برنمیدارد، بنابراین رویارویی ایران و آمریکا در ماههای آینده جدیتر خواهد شد.
در دوران خاتمی موقعیت ایران در عرصه جهانی بهبود قابل ملاحظهای پیدا کرد و ایران توانست نه تنها از تهدیدات قبل از سالهای 76 که تا حدودی مشابه شرایط فعلی اما با شدت کمتر بود، عبور کند بلکه یک قدم به جلو گذاشت و با پشتسر گذاشتن دوران تهدید، دوره اعتمادسازی آغاز شد. چنانچه این مرحله با موفقیت سپری میشد دوران گفتوگو و عادیسازی رابطه ایران با غرب حتی با ایالات متحده آمریکا نیز میتوانست آغاز شود و کشور در بحران کنونی قرار نمیگرفت.
پس از روی کار آمدن احمدینژاد، دوباره دوران تهدید علیه ایران مشابه سال 75 با شدت بیسابقهای آغاز شد. به نظر میرسدبه نقطه اول بازگشتهایم. اگر شرایط فعلی تداوم یابد، مدتها طول میکشد تا دوباره به دوره اعتمادسازی، گفتوگو و بهبود روابط در عرصه جهانی بازگردیم.
نگارنده همانگونه که در سرمقاله هفته قبل پیشنهاد کرد، بار دیگر تاکید میکند پذیرش تعلیق برای مدتی محدود حداقل تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری بوش، آمریکا و متحدان آن کشور را در عرصه بینالمللی خلع سلاح میکند و بهانه را برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و مجازاتهای احتمالی از آنها سلب میکند. اگر چنین شود، رونق فعالیتهای اقتصادی که برای مردم حیاتی و سرنوشتساز است و در حال حاضر مردم نسبت به وضعیت موجود دغدغه دارند، جایگزین رکود توام با تورم میشود.