با تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مورد فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی، پرونده ایران وارد مرحله جدیدی شده است. از مهمترین ویژگیهای این مقطع، شکاف در نظرات اعضای شورای حکام و مقابله نسبی با فشارهای آمریکا و اروپا است که در تصویب بدون اجماع قطعنامه اخیر تجلی پیدا کرد. در کنار این مهم، گذشتن برخی کشورها از منافع خود در ایران و موضعگیری علیه جمهوری اسلامی - به ویژه هند - قابل بررسی است.
نکاتی چند در ارتباط با تحولات اخیر این پرونده قابل توجه است:
1- مهمترین دستاورد سفر آقای احمدینژاد به سازمان ملل را میتوان اطمینان موافقین و مخالفین موضع جمهوری اسلامی ایران در عزم ایران به مقاومت در حفاظت از داشتههای هستهای خود دانست.
2- نپذیرفتن پیشنهاد آقای احمدینژاد (با وجود منافع فراوان آن برای غرب) نشان داد که مساله هستهای، بهانهای بیش نیست و غرب به مقابله با اصل جمهوری اسلامی برخاسته است. غرب در این مسیر و و با هدف دست کشیدن کامل ایران از هر نوع فعالیت هستهای، در پی وارد آوردن فشارهای مرحلهای به ایران و در نهایت ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و ترسیم چهره متهم از ایران در عرصه جهانی است به گونهای که جمهوری اسلامی همواره در موضع دفاع و توضیح باشد.
3- غرب، انتخاب رئیسجمهور جدید ایران را حاکمیت رادیکالیسم در ایران وانمود میکند.
4- غرب نگاه آرمانی افکار عمومی ایران به مساله برخورداری از تکنولوژی هستهای واهمه دارد.
5- با فرض ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت؛ تحریم اولین اقدام نیست و مراحل مختلفی تا رسیدن به این تصمیم طی خواهد شد.
6- غرب به مشکلات و اختلافات داخلی چشم دوخته است.
7- غرب در پی پرمخاطره نشان دادن ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت است. اما امروز شرایط کشور به گونهای است که گرچه از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت استقبال نمیکند ولی واهمهای هم ندارد.
با توجه به موئارد فوق اقدامات زیر ضروری به نظر میرسد:
1- گرفتن تضمین از جامعه جهانی برای انجام فعالیتهای تحقیقاتی و عملیاتی به منظور دستیابی به چرخه غنیسازی و تامین سوخت نیروگاههای هستهای در مذاکراتی بدون پیششرط و با غنیتر کردن فعالیتهای دیپلماتیک.
2- توجیه افکار عمومی برای رویارویی با فشارهای غرب. در این راستا تاکید بر بهانهجویی غرب در پرونده هستهای و هدف بودن اصل نظام جمهوری اسلامی در این جریان، شبیهسازی قطعنامه آژانس با قرارداد ترکمنچای و ملی شدن صنعت نفت، دستاورد ملی بودن تکنولوژی هستهای و دفاع از اسلامیت و ملیت میتواند مورد توجه باشد.
3- بسیج افکار عمومی علاوه بر تقویت مواضع و روحیه دولتمردان میتواند عامل کاهش قدرت ابتکار عمل غرب باشد.
4- برای همراه و توجیه کردن کشورها برنامهریزی شود. بدین منظور ارتباط با NGOها و بدنه اجتماعی و افکار عمومی کشورهای جهان به ویژه ملل مسلمان و توجیه صلحآمیز بودن برنامههای هستهای ایران، اهداف غرب از فشار بر جمهوری اسلامی و عواقب بدعتگذاری غرب در درخواست خارج از تعهدات بینالمللی از کشورها میتواند مورد توجه قرار گیرد.
5- ادامه فعالیت دستیابی به فناوری صلحآمیز توسط دانشمندان هستهای
6- اتخاذ تدابیری برای همپیوستگی بیشتر با کشورها و تعریف منافع مشترک با جامعه جهانی.
7- اصلاح نگاه جامعه بینالمللی به نظام جمهوری اسلامی به ویژه دولت جدید
8- با فرض ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت؛ تحریمها مرحله اول برخورد با این پرونده نیست و مراحل مختلفی تا رسیدن به این تصمیم طی خواهد شد. با این وجود ضروری است تدابیر لازم برای اداره و حفاظت از کشور در شرایط تحریم اندیشیده شود.
9- طراحی مدل توزیع هزینههای تحریم میان ایران و غرب
10- مردمی کردن جبهه دفاع از حق هستهای کشور در ارتباط با افکار عمومی جهانی.
11- بهرهوری از امکانات شبکه جهانی اینترنت برای فضاسازی به منظور تامین منافع جمهوری اسلامی (مانند آنچه که چندی پیش در جریان جعل نام خلیج به جای خلیج فارس روی داد).
12- تلاش نظاممند برای ساماندهی وضعیت اجتماعی کشور و همچنین اقتصادی - معیشتی مردم.
13- اثبات کارآمدی دولت جدید، میتواند عامل مهمی در همبستگی ملی و پشتیبانی افکار عمومی از تصمیم هستهای ایران باشد.
14- استفاده حداکثری از ترکیب جدید شورای حکام.