حبیبالله عسگراولادی هنگامی که 49سال داشت، در دولت شهید رجایی وزیر بازرگانی بود. وی از بنیانگذاران حزب مؤتلفه اسلامی به شمار میرود که پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور دستگیر، به حبس ابد محکوم و در سال 1356 از زندان آزاد شد. پس از انقلاب به مجلس شورای اسلامی راه یافت و با تاسیس کمیته امداد امام خمینی (ره) در این نهاد فعالیت کرد. او سابقه عضویت در حزب جمهوری و نایب رییسی دوره اول مجلس را هم در کارنامه خود دارد. او اکنون عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و دبیر کل جبهه پیروان امام و رهبری است. عسگراولادی مسوولیت نمایندگی ولی فقیه در کمیته امداد امام خمینی (ره) را نیز عهدهدار است. وی همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
عسگراولادی 73 ساله از خاطرات خوش دوران همراهی با رجایی و باهنر میگوید، روزهایی که به زعم وی همگرایی جدی بین نیروهای نظام در مبارزه با نفاق و لیبرالیسم به وجود آمده بود.
عسگراولادی در ابتدای گفت و گویش با ایسنا، میگوید:" هفته دولت را به دولتمردان جدید و تمامی دولتمردان از دولت شهید رجایی تا دولت دکتر احمدینژاد تبریک میگویم و یاد و خاطره شهدای گرانقدر شهریور ماه، رجایی، باهنر، عراقی، لاجوردی و اندرزگو را گرامی میدارم. همچنین هفته دولت را به امت عزیزمان و محضر امامت امت نیز تبریک میگویم."
وی سپس ادامه میدهد:" دولتهای پس از انقلاب به سمت اسلامی شدن در حرکت بوده و هستند و در مسیر دولت کریمه مطلوب شیعه و طرفداران اسلام ناب، سلوک قابل قبول دارند."
وی قدمت آشناییاش با شهید رجایی را به دوران قبل از انقلاب و در زندان مربوط میداند و در این خصوص یادآور میشود که:" آشنایی اینجانب با شهید رجایی از زندان شروع شد و توفیق ارتباط با شهید باهنر را هم در آغاز نهضت اسلامی داشتم. با این دو بزرگوار در زندان آشنایی و همفکری داشتم و در کوران مبارزات علیه رژیم شاه نیز از نزدیک همکاری داشتیم. بعد از انقلاب، در مجلس اول توفیق ادامه همکاری و همفکری دست داد و به فاصله کوتاهی در دولت شهید رجایی و شهید باهنر این همکاری استمرار یافت."
حبیبالله عسگراولادی ادامه میدهد:" مبارزه با کفر و نفاق و الحاد پس از انقلاب که در فتنه بنیصدر ظهور یافت، باعث شد همه نیروهای معتقد به اسلام، نظام و امام (ره) و قانون اساسی در یک همگرایی جدی در برابر موج لیبرالیسم و نفاق بایستند و از تدبیر و خرد جمعی در این مبارزه بهره جویند. پس از انتخاب بنیصدر و شکلگیری اولین مجلس شورای اسلامی، این صفبندی شفاف شد و با انتخاب شهید رجایی به عنوان نخستوزیر، یک چالش جدی در درون حاکمیت آغاز شد."
وزیر بازرگانی دولت شهید رجایی در خصوص چگونگی انتخابش به عنوان وزیر بازرگانی میگوید:" بنده در آن دوره نایب رییس مجلس بودم که به تقاضای شهید رجایی به دولت رفتم و خدمت در وزارت بازرگانی را پذیرفتم. خاطرهای که از آن دوران دارم این بود که شهید رجایی به من فرمود ما میخواهیم خرمشهر را آزاد کنیم، اما نه ارز داریم نه ریال کافی. انبارها هم نیمه خالی هستند. تو باید همین مسئولیت را بپذیری. بنده اول استنکاف داشتم و به اصرار ایشان پذیرفتم."
این عضو کابینه رجایی در ادامه گفتو گفتگویش، اضافه میکند:" شهید رجایی اصرار زیادی روی کاهش هزینهها و صرفهجویی در هزینهها داشت و در تمام جلسات این معنا را با مراقبت تعقیب میکرد."
وی اضافه کرد:" شهید رجایی خود را بنده خدا، فرزند مجلس، مقلد امام (ره) و خادم مردم میدانست؛ بدین وسیله فرهنگی را در مسئولان اجرایی کشور پدید آورد که به پست و مقام خود به دیده "خدمت" نگاه کنند. انصافا او در بندگی خدا صادق بود و با همین ویژگیها زیست تا به مقام و افتخار شهادت نائل شد."
نایب رییس مجلس اول در خصوص چگونگی تعامل شهید رجایی و مجلس میگوید:" شهید رجایی با مجلس تعامل مثبت داشت در انتخاب مدیران و مسولان این رویکرد را حفظ کرد. رفتار او با مجلس نمونهای از یک رفتار مومنانه و احترام به جایگاه مجلس بود.دولتمردان بعدی همین الگو را پیگیری کردند و بیشتر توفیقات آنها محصول همین تعامل مثبت بوده است."
وی در بخش دیگری از گفتوگو به زندگی و سوابق شهیدان رجایی و باهنر اشاره کرد و گفت:" شهید رجایی و شهید باهنر هر دو در سال 1312 متولد شدند، یکی در کرمان یکی در قزوین. هر دو از دهه چهل وارد مبارزات سیاسی شدند. مرحوم شهید رجای با ورود به گروههای مسلح دهه چهل، در متن مبارزات جدی علیه رژیم شاه قرار داشت و سالها در زندان رژیم منحط پهلوی زیر شدیدترین شکنجههای قرون وسطایی قرار داشت که در سال 1357 در اثر مبارزات مردم از زندان آزاد شد و به دامن پر مهر ملت بازگشت. در سال 1358 موفق شد به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یابد و در سال 1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی انتخاب شد و پس از عزل بنیصدر، از جانب مردم به مقام ریاست جمهوری رسید.
شهید باهنر هم در سال 1335 وارد دانشگاه شد و در سال 1337 دکترای الهیات خود را اخذ کرد و از سال 1341 در متن مبارزات اسلامی قرار گرفت و بارها طعم تلخ زندان و شکنجه راچشید. روشنگریهای او در مساجد تهران به ویژه مسجد جلیلی، مسجد هدایت و مسجد جامع تهران زبانزد خاص و عام بود. در سال 1350 از سوی رژیم ممنوعالمنبر شد و تا پیروزی انقلاب نقش مهمی در سازماندهی نیروهای مسلمان ایفا کرد و از جانب شورای روحانیت مؤتلفه مسئول آموزش معارف اسلامی بود."
دبیر کل سابق حزب موتلفه اسلامی سپس به این نکته اشاره میکند که "شهید باهنر و شهید رجایی هر دو در ارتباط با جمعیت مؤتلفه اسلامی در دورهای سهم مهمی را در مبارزات علیه طاغوت زمان بازی کردند."
این عضو حزب جمهوری اسلامی در خصوص نقش شهید باهنر در تاسیس این حزب اظهار میدارد:" شهید باهنر به همراه شهید بهشتی و حضرات آیات خامنهای، موسوی اردبیلی و هاشمی رفسنجانی حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کردند و در جمعآوری و بسیج نیروهای اسلامی علیه منافقین، لبیرالیسم و خط الحاد حرف اول را در دهه اول انقلاب زدند. او در سال 1360 به دنبال برکناری بنیصدر خائن و ریاست جمهوری شهید رجایی، به عنوان نخستوزیر معرفی شد."
دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری در ادامه سخنانش رییس جمهور و نخست وزیر شهید را نماد مدیریت اسلامی در کشور توصیف کرد و گفت:" رجایی و باهنر دو نمونه از مدیران ارشد جمهوری اسلامی هستند که مناسبات انسانی و قرآنی را در مدیریت کشور وارد کردند و اکنون به عنوان" نماد مدیریت اسلامی" در کشور شناخته میشوند. علم، درایت، شجاعت، عدالت و ساده زیستی از مهمترین خصیصههای آنان است. اگر بخواهیم راه انقلاب را درست طی کنیم، باید مطابق مشی این دو بزرگوار در مدیریت کشور ظاهر شویم. خوشبختانه دولت کنونی افتخارش این است و میبینیم که میخواهد راه شهید رجایی را ادامه دهد."
وی میگوید: دشمن شناسی و ولایتپذیری و مشاوره و تعامل لازم، مشخصههای اصلی مشی باهنر و رجایی است. امیدواریم دولت کنونی این صفتها را به عنوان اصلیترین مشخصه خود پاسداری کند و هیچگاه از آن غفلت ننماید."
دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری با توصیه احزاب به اتخاذ مشی شهیدان رجایی و باهنر، تصریح کرد:" توصیهای که میتوانم به احزاب و گروهها و حتی حزب خودمان - مؤتلفه اسلامی- در سراسر کشور داشته باشم این است که باید شرایطی به وجود بیاوریم که در احزاب ما شخصیتهایی مثل رجایی و باهنر به عنوان کادر ترتیب شوند تا بتوانند مسئولیتهای کلیدی را در آینده به عهده بگیرند. اگر احزاب ما چنین توفیقی پیدا کنند، ما هیچ نگرانی از این نخواهیم داشت که چه کسی در انتخابات پیروز شود. چون هر حزبی پیروز شود دولت در دست انسانهای پاک و مذهبی چون شهید باهنر و شهید رجایی خواهد بود. انشاءالله."