هزاران نفر از نیروهای ترکیه پس از اینکه گفتوگوها در آتن، پایتخت یونان در نیل به راهحلی نهایی با شکست مواجه شد، به شمال قبرس یورش بردهاند.
این خبری بود که در 20 ژوئیه 1974 از سوی بی.بی.سی و به تبع آن دیگر رسانههای جهان مخابره شد. حادثهای که آغازگر دورانی جدید در تاریخ جزیره قبرس گردید.
بی.بی.سی در ادامه خبر خود آورده بود که تنش موجود در قبرس از کودتای پنج روز پیش که منجر به خلع اسقف ماکاریوس، رییسجمهور قانونی قبرس از سال 1959 به این سو از قدرت شد، شدت گرفته است. ماکاریوس از قبرسیهای یونانی تبار و مخالف enosis یا الحاق به یونان بود.
این کودتا باعث ایجاد رعب و ترس در میان جامعه ترک تبار قبرس شده بود، چرا که آنها نگران این بودند که حاکمان نظامی مورد حمایت یونان حقوق آنها را نادیده بگیرند و آنها را برای اتحاد با جامعه یونانی قبرس تحت فشار قرار دهند.
نام جمهوری قبرس به لحاظ بینالمللی به عنوان نام حکومت رسمی این جزیره شناخته شده است، حکومتی که دو سوم جنوب جزیره را تحت کنترل دارد.
تقریبا تمامی دول خارجی و سازمان ملل متحد حاکمیت جمهوری قبرس را بر کل جزیره به رسمیت شناختهاند.
ترکتباران قبرس، با حمایت ترکیه از پذیرش حاکمیت جمهوری قبرس بر کل جزیره امتناع کردهاند و آن را حکومت یونانی قبرس جنوبی مینامند. ترکتباران قبرس در شمال جزیره و در پی یورش نظامی 20 ژوئیه 1974 ترکیه، دولتی مستقل تشکیل دادند. ترکتباران قبرس در سال 1975 اعلام استقلال کردند و جمهوری قبرس شمالی را بر اساس مدل حکومتی ترکیه در سال 1983 بنیان نهادند. این دولت فقط به وسیله آنکارا مورد شناسایی دیپلماتیک قرار گرفت. سازمان کنفرانس اسلامی نیز کرسی عضویت ناظر به این دولت داده است. جالب است بدانیم که بر اساس موافقتنامه استقلال، در حال حاضر انگلستان جزایر اکروتیرکی و شکلیا در ساحل جنوبی قبرس را برای خود حفظ کرده و از آنها به عنوان پایگاه نظامی استفاده میکند.
اگرچه سالهاست گفتوگوهای اتحاد ادامه دارد اما تاکنون موفقیت چشمگیری در این راستا حاصل نشده است. مناقشه قبرس به تعارض میان ترکتباران قبرس و یونانیتباران این جزیره مربوط میشود. مناقشهای که ترکیه، یونان، انگلیس، سازمان ملل و اخیرا اتحادیه اروپا را وارد عرصه کرده است. از سال 1974 به این سو در پی حمله نظامی نیروهای ترکیه رسما جزیره بین دو حکومت ترکتباران و یونانیتباران قبرس تقسیم شده است.
مناقشه قبرس مربوط به پس از استقلال نمیشود بلکه به سالهای بسیار دور باز میگردد چرا که همواره میان ترکتباران و یونانیتباران قبرس تعارض وجود داشت است، اما نمود بارز این تعارضها پس از استقلال این کشور بوده است.
اولین تعارض پس از استقلال اندک زمانی بعد آغاز شد. موضوعات تعارض مالیاتبندی و ایجاد شهرداریهای مجزا بودند. به دلیل وجود نظام وتوی قانونگذارانه، در بسیاری از موارد سیاستهای مشترک ترکتباران و یونانیتباران و همچنین سیاستهای دولت با بنبست مواجه میشدند. تلاشهایی برای حل تعارض صورت گرفت اما با شکست مواجه شدند. نهایتا در 30 نوامبر 1963 ماکاریوس در مقام رییسجمهور قبرس طرحی 13 مادهای برای حل تعارض ارایه داد که یکی از مبناهای آن تجدیدنظر در قانون اساسی بود. دولت ترکیه قبل از اظهارنظر ترکتباران قبرس مخالفت خود را با این طرح اعلام نمود و بدین ترتیب ترکتباران از دولت قبرس خارج شدند. در دسامبر 1963 جنگ دو جامعه در نیکوزیا آغاز شد که با دخالت نیروهای انگلیسی و سازمان ملل بین دو طرف خط حایل معروف به خط سبز ایجاد گردید. با ایجاد این خط قبرس عملا به دو بخش یونانی و ترکنشین تقسیم گردید و نیروهای سازمان ملل در خط مذکور مستقر شدند و متعاقب آن جابهجایی یونانیتبارها و ترکتبارها از یک طرف به طرف دیگر آغاز شد. در مه 1968، گفتوگوهای نمایندگان دو جامعه با وساطت دبیرکل سازمان ملل آغاز شد، اما به جای اینکه رییسجمهور ماکاریوس یونانیتبار و کوتچوک ترکتبار به عنوان معاون رییسجمهور به نمایندگی از جوامع خود به گفتوگو با یکدیگر بپردازند، روسای اتاقهای اشتراکی (Communal Chambers) یعنی گلفکوس کلریدز و رئوف دنکتاش به انجام گفتوگو با یکدیگر پرداختند. در این گفتوگوها پیشرفت اندکی حاصل شد. در طول دور اول گفتوگوها که تا اوت 1967 طول کشید، ترکتباران قبرس پذیرفتند که توافقهایی درخصوص بعضی موضوعات قانون اساسی بنمایند، اما ماکاریوس با اعطای استقلال بیشتر به ترکتباران در قبال این توافقها مخالف کرد. دور دوم گفتوگوها که درباره موضوع حکومت محلی بود نیز با شکست مواجه شد. در دسامبر 1969 دور سوم گفتوگوها آغاز شد. این دور از گفتوگوها به موضوع قانون اساسی اختصاص یافت. در این روز نیز که در سپتامبر 1970 پایان یافت پیشرفتی حاصل نشد و دبیرکل سازمان ملل هر دو طرف را متهم به عدم تحرک در راستای حل تعارضها کرد. دور چهارم گفتوگوها نیز بر موضوعات قانون اساسی متمرکز بود و بدون نتیجه در 1974 خاتمه یافت.
پس از 1967 تنش میان دو جامعه قبرس فروکش کرد. اما تنشها میان گروههای جامعه یونانیتبار اوج گرفت. ماکاریوس با Enosis یا فرایند الحاق به یونان مخالف بود، اما گروههای دیگری چون اتحادیه رادیکال ملی حامی شدید اتحاد یونان بودند و این امر را حلال مشکلات میدانستند. در اوایل ژوییه 1974 ماکاریوس در نامهای سرگشاده به دیکتاتوری نظامی یونان خواستار خروج افسران یونانی از جزیره شد. اما در عوض در 15 ژوییه دیمیتریوس اینیدز، رهبر خونتای حاکم بر یونان ترتیب انجام کودتایی را علیه ماکاریوس داد. ترکیه سریعا در صدد واکنش برآمد. پس از شکست تضمین حمایت انگلیس برای مداخلهای مشترک براساس پیمان تضمین، بولنت اجویت، نخست وزیر ترکیه تصمیم گرفت یکجانبه وارد عمل شود.
در 20 ژوییه ترکیه دستور حمله نظامی به قبرس را صادر کرد. طی دو روز نیروهای ترکیه دالان باریکی ایجاد کردند که شمال قبرس را به نیکوزیا متصل میکرد. این یورش منجر به آشوب و اغتشاش در یونان شد. در 23 ژوییه خونتای حاکم بر آتن مضمحل شد. دو روز بعد گفتوگوهای صلح در ژنو رسما بین یونان، ترکیه و انگلیس آغاز گردید. پس از 5 روز مذاکره ترکیه موافقت کرد که در قبال باقی ماندن نیروهایش در قبرس تا زمانی که دو جامعه ترک و یونانیتبار به سازش سیاسی با هم دست یابند، به پیشروی نیروهایش خاتمه دهد. دور دوم گفتوگوها، منتها این دفعه بین ترکها و یونانیتباران قبرس در ژنو در 8 اوت آغاز شد. در طی این مباحثات ترکتباران قبرس که مورد حمایت ترکیه بودند بر جدایی جغرافیایی دو جامعه تاکید داشتند. ماکاریو که مجددا به قدرت بازگشته بود از پذیرش این تقاضا امتناع و تاکید بر وجود قبرسی متحد داشت. در 14 اوت ترکیه خواستار ایجاد دولتی فدرال شد که در آن دولت جامعه ترکتبار که فقط 18 درصد جمعیت قبرس را داشت 34 درصد سرزمین را در اختیار داشته باشد. یونانیتباران 36 تا 48 ساعت فرصت برای تصمیمگیری و مشاوره با دولت یونان خواستند اما ترکیه این خواسته را رد کرد و به حملات تهاجمی خود ادامه داد.
ترکیه توانست 36 درصد جزیره را به اشغال خود درآورد. تاثیر مستقیم جغرافیایی قبرس در پی حمله ترکیه از همه لحاظ فاجعهآمیز بود. هزاران یونانی و ترکتبار قبرس کشته و زخمی و تعداد زیادی مفقود شدند و حدود 200 هزار نفر بیخانمان گشتند.
آثار حمله ترکیه تمام معیارهای سازش در جزیره را بهم ریخت Enosis. یا طرح الحاق بین یونان به کلی به فراموشی سپرده شد. دیگر ترکهای قبرس دلیلی نمیدیدند پذیرای حقوق اقلیت بودن باشند و تن به اتحاد با اکثریت یونانیتبار دهند و نهایتا در فوریه 1975 ترکهای قبرس ایجاد دولت فدرال ترکی قبرس شمالی را اعلام کردند.
در سال 1977 ماکاریوس درگذشت. پس از وی کیپریانو روی کار آمد. وی در سال 1983 مجددا به عنوان رییسجمهور انتخاب گردید. بعد از وی جرج وایسلیو که یک اقتصاددان برجسته بود در سال 1988 به ریاست جمهوری قبرس دست یافت. تفاوت روش کاری این دو در این بود که کیپریانو برای آغاز مذاکرات، خروج نیروهای مسلح ترکیه را از شمال قبرس ضروری میدانست ولیکن وایسلیو این شرط را کنار گذاشت و در آن زمان امیدهای فراوانی جهت حل مساله قبرس و به نتیجه رسیدن تلاشهای سازمان ملل متحد پدیدار گشت. در 14 فوریه 1993 گلافکوس کلریدیس توانست وایسلیو را شکست داده و به مقام ریاست جمهوری قبرس برسد. وی از طرفداران حل مساله قبرس از طریق سازمان ملل بود.
آخرین طرحی که از جانب سازمان ملل برای حل مناقشه قبرس ارایه شد، طرح کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل برای اتحاد قبرس بود، طرحی که هدف از آن تشکیل یک دولت فدرال در قبرس بود. در 24 آوریل 2004 این طرح به همهپرسی گذاشته شد که با شکست مواجه شد. 9/64 درصد ترکتباران قبرس موافق این طرح و 09/35 درصد مخالف طرح بودند، یعنی ترکتباران در مجموع طرح را تصویب کردند اما 83/75 درصد یونانیتباران مخالف و 1/24 درصد موافق طرح بودند، این به معنی شکست طرح بود.
در پی شکست طرح عنان، تلاشها برای مذاکرات میان رهبران دو جامعه قبرس از سر گرفته شد. در حالی که رهبران دو جامعه هدفشان برای نیل به توافق را بیان کردهاند، اما کوفی عنان گفته است تا زمانی که مطمئن نشود ادامه مذاکرات به حل نهایی مناقشه میانجامد، پا پیش خواهد گذاشت. در همین راستا او از یونانیتباران قبرس خواسته است که موارد اصلاحیای را که باید از نظر آنها در طرح مدنظر قرار گیرند را بنویسند. اما این امر از سوی تاسوس پاپادوپولوس، رییسجمهور جمهوری قبرس رد شده است.
سازمان ملل از این ترس دارد که این امر منجر به فرآیندی بیانتها شود و عدم قطعیت را افزایش دهد. اما به نظر میرسد که سازمان ملل در حال بازبینی و بررسی مجدد شرایط و وضعیت موجود در قبرس است و نشانههایی وجود دارد که حاکی از آغاز دور جدید گفتوگوها در آیندهای نزدیک میباشد.