تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۸۶۵۶۷

هنجارهای ناهنجار


اسماعیل همدانلو
رفتاری که همه روزه انسان‌ها در یک جامعه به صورت عادت انجام می‌دهند برگرفته از نرم‌ها و هنجارها و قواعدی هستند که به صورت خودجوش و یا تقلیدی در جامعه به وجود آمده است. وقتی همدیگر را می‌بینیم اول سلام و سپس دست می‌دهیم.
وقتی از دری به محلی وارد می‌شویم به همراه خود تعارف جلوتر وارد شدن می‌کنیم، وقتی در خیابان رانندگی می‌کنیم و به دیگران مجال عبور از روی خط‌کشی عابرین را نمی‌دهیم و یا به حد و حریم دیگران تجاوز می‌کنیم، وقتی در موضوعی که کم‌ترین آگاهی داریم به سادگی و با قاطعیت اظهار نظر می‌کنیم و یا در عصر آخرین سه‌شنبه هر سال جشن چهارشنبه‌سوری می‌گیریم و آتش و دود و انفجار تولید می‌کنیم و یا به سادگی تهمت و بهتان می‌زنیم و دروغ می‌گوییم و نمونه‌های فراوان و مشابه این‌ها برگرفته از نرم‌ها و هنجارهای رایج اجتماعی هستند که ریشه در فرهنگ دارند.
بعضی از هنجارها مطلوب و برخی نامطلوب هستند. برای رسیدن به جامعه‌ای سالم باید هنجارهای ناهنجار را با مشارکت مردم و با استفاده از اهرم‌های مناسب تغییر داد و به هنجارها و نرم‌های مطلوب تبدیل کرد.
حال ببینیم هنجارها چگونه ایجاد می‌شوند و چگونه در فرهنگ جای می‌گیرند و چگونه تغییر می‌یابند و چگونه می‌شود آن‌ها را اصلاح کرد.
هنجارها و نرم‌ها یا قاعده‌مندی‌های اجتماعی جایی نوشته نشده و عدم رعایت آن‌ها جریمه و توبیخ به همراه ندارد ولی عدم رعایت آن‌ها مقبولیت عمومی هم ندارد اگرچه بعضی از نرم‌ها با عقلانیت هم فاصله داشته باشند. نرم‌ها و هنجارها در یک جامعه سینه به سینه از نسل قبل به نسل بعد خود به خود منتقل می‌شوند و بعضا در مسیر انتقال ناخودآگاه تغییراتی نیز به خود می‌گیرند. ماچ و بوسه دیدارها، سابق دو مرحله‌ای بود ولی در سه دهه اخیر سه مرحله‌ای شده است.
و گاهی بخشی از هنجارها تغییر شکل می‌دهند. مجالس ترحیم در مساجد دهها سال است که به همان صورت انجام می‌پذیرد ولی از دهه 50 به بعد به تدریج مساجد با صندلی و نیمکت‌ پذیرایی نشست‌ها شده است ولی انفجارهای چهارشنبه‌سوری و آتش روشن کردن و از روی آتش پریدن تقریبا به همان صورت باقی مانده است. و هر چه پلیس سخت‌گیری می‌کند نه تنها از شدت نرم و هنجار کاسته نمی‌شود بلکه در مقابل فشار مقاومت نیز می‌کند.
بقای این قبیل نرم‌ها به خاطر غیر دستوری بودن و مشارکت‌پذیری و خودجوش بودن آن‌ها توسط توده مردم بوده است. به نظر می‌رسد هر کدام از هنجارها را دستوری کنیم به خاطر حذف روحیه مشارکتی و مردمی آن از شدت آن کاسته شود.
بنابراین نرم و قاعده‌مندی‌های اجتماعی بدون آن که کسی از ایجادکننده آن و زمان ایجاد شدن آن آگاهی داشته باشد رفتار روزانه ما را تشکیل می‌دهد و بدون کم‌ترین الزام و اجبار، رعایت می‌گردند.
برخی از نرم‌ها و قاعده‌ها به شرح پیش گفته ساخته نمی‌شوند بلکه عامل یا عواملی اجباری چند در شکل‌گیری آن‌ها دخالت می‌کند و مردم در شکل‌گیری آن دخالت ندارند.
دوام این قبیل قاعده‌مندی‌ها هم بستگی به زمینه‌ای دارد که در رفتار و کردار مردم ایجاد می‌کند مثل قوانین و مقررات که در مجلس تصویب و توسط دولت اجرا می‌شود این قبیل نرم‌ها تا بخواهند نهادینه شوند زمان‌بر هستند ولی می‌شود با شیوه‌هایی زمان را کاهش داد و بالاجبار به صورت قاعده درآورد اما با سستی اجبار، سستی قاعده نیز فرا می‌رسد مثل کمربند بستن در هنگام رانندگی در اتوبان‌ها که با آموزش‌های سمعی و بصری و الزام‌های پلیس در تهران و جاده‌ها تقریبا به یک هنجار تبدیل شده اما در سایر شهرها نمودی ندارد.
در صورتی که داخل خطوط راندن در اتوبان‌ها به رغم الزام و اجبار پلیس به خاطر عدم پیگیری و الزام هرگز به هنجار تبدیل نشد و اکنون به فراموشی سپرده شده است و پلیس خود ناظر و تماشاگر این عدم رعایت‌ها است.
بنابراین برای جایگزینی یک قاعده مطلوب بجای یک قاعده نامطلوب باید قاعده مطلوب را بصورت مردمی و با مشارکت خود مردم و به صور مختلف تکریم و تعریف و تعزیز و قاعده نامطلوب را به هر طریق ممکن از مدارس و مساجد گرفته تا رادیو و تلویزیون تحقیر و تقبیح کرد و همزمان از اهرم‌های الزام و قانون و با پیگیری‌های ممتد به هنجار مطلوب تبدیل کرد.
زمانی می‌رسد و شرایطی در جامعه ایجاد می‌شود که نه تقبیح و تحقیر یک هنجار زشت و نه تکریم و تعزیز هنجار مقابل و نه اجبار و الزام و سخت‌گیری و نظارت‌های شدید، توان برخورد با هنجار نامطلوب را پیدا نمی‌کنند بلکه نرخ و شیوه رفتار نامطلوب را تغییر می‌دهند. مثال معمولی برای مردم رشوه‌گیری و رشوه‌دهی، پارتی‌بازی و سفارشی بودن امور در دستگاه‌هاست که متاسفانه سطح شفافیت جامعه را با شاخص‌های جهانی بسیار ناپسند کرده است. لایحه تصویب شده برای سلامت اداری و مبارزه با رشوه آیین‌نامه آن حداقل به دو علت زیر کم‌ترین تاثیر را در افزایش شفافیت و کاهش روابط ناسالم خواهد داشت.
علت اول: وقتی انتخاب‌ها و انتصاب‌ها براساس شایستگی و توانمندی و دانایی در امور مربوطه نباشد ناآگاهی و ناتوانی مسئولان انتخاب شده راه را برای هرگونه دور زدن قانون و مسئول از طرف مرئوسان باز می‌سازد. هنوز کم‌ترین اعتقاد به مدیریت و علمی بودن آن پیدا نکرده‌ایم اغلب مدیر را مسلوب‌الاختیار کرده و واحدهای نظارتی متعدد بر مدیر و دستگاه، حاکم می‌کنیم و حاصل آن نابسامانی‌های امروز است که به صور گوناگون سلامت جامعه را تهدید می‌نماید.
علت دوم: عدم تناسب منطقی بین هزینه‌ها و درآمدهای خانوار است. اکثر رشوه و پارتی‌بازی‌ها به ادارات نسبت داده می‌شود و اکثریت کارکنان دستگاه‌ها به ویژه در سطوح کارشناسی به پایین که چرخش امور مردم را در دست دارند با فقر دست به گریبانند و برای جبران کسری درآمد در مقابل هزینه‌های روزافزون، گزیده‌ترین و مصطلح‌ترین راه رشوه‌گیری است.
تا معیشت مناسب برای مردم و کارکنان تامین نشود دروازه خلاف بسته نخواهد شد و با افزایش نظارت‌ها و کنترل‌ها بر این که ناظرین و کنترل‌چی‌ها نیز خود گاهی به خاطر مصونیتی که دارند ممکن است به خلاف کشیده شوند، نرخ تخلف هم افزون‌تر خواهد شد. بعضی از هنجارها و قاعده‌ها نیز توسط دیگران ساخته شده و به طرق مختلف وارد فرهنگ و رفتار می‌گردد.
خوردن پیتزا و همبرگر و سوسیس و کالباس، نگهداری سگ‌های پاکوتاه و پشمالو تا تشریفات و اقدامات تقلیدی اخیر در مجالس و عروسی‌های طبقات مرفه که به برکت انجماد در برنامه‌های تلویزیون خودی و به تقلید از برنامه‌های کشورهای همسایه به تدریج گسترش می‌یابد محصول این هنجارهای وارداتی است.
هنجارهای تقلیدی و وارداتی زمانی شکل می‌گیرند که هنجارهای موجود پاسخگوی نیاز جامعه نبوده و یا اصرار و الزام دولتی بر حفظ هنجارهای مزبور احساس شود یا این که مردم از هنجارهای موجود به خاطر آگاهی و افزایش شعور اجتماعی زده شده باشند در این صورت هنجار بیرونی جایگزین هنجار درونی می‌گردد. استفاده از تصاویر و برنامه‌های ماهواره‌ای که به رغم سخت‌گیری‌های دستگاه‌های نظارتی و ممنوعیت آن بصورت گسترده افزایش یافته، نمونه بارز این مدعاست.
برخی از این هنجارها نیز تحت تاثیر القائاتی، انحرافاتی را هم ایجاد می‌کنند. صحبت‌های آقای قرائتی در جمع مسئولان 313 هیات و تشکل‌ مذهبی استان قم که در روزنامه همبستگی مورخ سی‌ام شهریور سال جاری درج شده بود بسیار قابل تامل است. ایشان گفته‌اند: «متاسفانه برخی عزاداری‌ها تنفرانگیز شده است. باید بازنگری جدی در جشن‌ها و محتوای آن‌ها داشته باشیم. از دیگر سو کاروان‌های عروس را مشاهده می‌فرمایید با چه وضعی بوق‌زنان چه ترافیکی که ایجاد نمی‌کنند و چه هزینه‌هایی که بی‌جهت به بار نمی‌آورند.»
سوال این است که با این همه دستگاه‌های گوناگون فرهنگی، تربیتی، ارشادی و اسلامی تاکنون چند هنجار و قاعده ناهنجار را به قاعده مطلوب تبدیل کرده‌ایم و یا برعکس چند هنجار و قاعده مطلوب را از مطلوبیت انداخته‌ایم؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات