فاطمه موثقنژاد
آخرین سربازان هم رفتند. فلسطین غرق شعف است. غزه آمد ما غزه را آزاد کردیم، غزه با خون به ما برگشت.
اینها ترانههایی بودند که شلیکهای هوایی ضربههای طبل و صدای ویولون را در جشن پایان اشغال 38 ساله غزه و بخشی از کرانههای شمالغربی همراهی میکردند. پلیس فلسطین نظارهگر شهروندان خود بود که حادثهای تاریخی آنها را از شادی به مرز جنون رسانده بود، حادثهای که به سالها اشغال وحشیانه و پر از آتش و خون پایان بخشیده بود. به نظر میرسید امتناع بیچون و چرای فلسطینیها از تسلیم در مقابل ستم سرانجام حاصل خود را به بار آورده بود. این عقیدهای است که مسلمانان تندرو نیز به آن معتقدند و بر این باورند که مبارزات خشونتآمیز حماس شارون را وادار به اجرای طرح عقبنشینی خود کرده است.
به نظر میرسد روزنه امیدوارکننده صلح به سوی لحظهای پر شور از یک تسلیم کم نظیر و نقطه اوج ماجرای پایانناپذیر کشتار در هر دو سو باز میشود. گرچه تخلیه غزه از سوی اسرائیلیها انجام گرفت و بیش از 8500 سکنه یهودی نوار غزه را تخلیه کردند، اما هیچ اشارهای به 200 هزار سکنه غیر قانونی کرانه باختری و غزه یا به همان تعداد در بیتالمقدس شرقی نمیشود. بدون پیشبینیهای لازم برای حضور نیروهای ناظر بر اجرای طرح صلح دست اسرائیل برای انجام کارهای دلخواه خود در دیگر مناطق اشغالی کاملا باز است.
واکنش چامسکی
من چندی پیش به نوام چامسکی، درباره یکی از مصاحبههایش نوشتم که بخش حاصلخیز غزه حدود یک سوم نوار غزه را تشکیل میدهد. این همان بخشی است که اسرائیل همواره خواستار حفظ آن و مالکیت بهرهوری اقتصادی و فروش محصولات آن به اروپا بوده است. بنابراین واکنش وی نسبت به طرح اخیر اسرائیل برای عقبنشینی از غزه چیست؟ آیا این به خاطر آن است که هزینه نگهداری و حمایت از ساکنان اسرائیلی برای دولت اسرائیل بیشتر است یا به این دلیل که ایالات متحده شارون را به این سمت کشانده است و آیا این طرح از خود شارون است؟ چامسکی بیدرنگ پاسخ داد که: به نظر نمیرسد انگیزهها مبهم باشد.
غزه پس از 38 سال اشغال از سوی اسرائیل به منطقهای مصیبتزده تبدیل شده است. چند هزار سکنه اسرائیلی بخش کوچکی از زمین و منابع آنجا را در اختیار داشتند و بخش بزرگی از نیروهای مسلح اسرائیل باید حفاظت از آنها را بر عهده میگرفتند رهبران اسرائیلی این نکته را درک کردند که ادامه چنین وضعیتی بیمعنی است. ساکنانی که برای زندگی از یارانه بهره میگرفتند اکنون از یارانه برای سکونت در هر جای دیگر میتوانند استفاده کنند و مردم غزه را به حال خود رها کنند تا در یک زندان حقیقی به سر ببرند. چندپست دیدهبانی پراکنده در کرانه باختری که متروکه شدهاند نیز جز درد سر چیز دیگری برای اسرائیل نیستند.
طرح تخلیه همانگونه که بلافاصله معلوم شد، در حقیقت طرح توسعه است. برای اجرای طرح اسکان در کرانه باختری دهها میلیون دلار پول و علاوه بر آن توسعه تاسیسات زیربنایی در نظر گرفته شد و ادامه برنامه به گونهای طراحی شده که زمینهای با ارزش و منابع در داخل خاک اسرائیل قرار گیرد و فلسطینیان در مناطق بیارزش به حال خود رها شوند. دیوار شرمآور حائل یکی دیگر از ویژگیهای زشت این طرحهاست.
این اعمال پایمال کردن قوانین بینالمللی و حقوق اولیه بشر است اما تا زمانی که از سوی ابرقدرت موجود مورد حمایت قرار میگیرند ادامه پیدا خواهد کرد. شهروندان آمریکایی تنها کسانی هستند که میتوانند نقطه پایانی بر چنین جرایم ادامهدار و جدی باشند.
عملیات کاملا یک حقه بود و تکرار عملیات ضربه ملی 82 به شمار میرفت و آنگونه که همواره رسانهها اعلام کردند، به دقت سازماندهی شده و قصد ابلاغ این پیامد را داشته است که یهودیان هرگز دوباره چنین رنجی را متحمل نخواهند شد کرانه باختری مال ماست. من با چامسکی موافق هستم که دیوار هشت متری با ارتفاع دو متر که درست در مرز ساخته شده که به قول بیشتر اسرائیلیها، به آنها احساس امنیت و حفاظت شخصی در مقابل نفوذ تروریستها اهدا میکند در حقیقت، نماد ظلم است. این دیوار در هیچ یک از دو طرف امنیتی به وجود نیاورد.
شاید از نظر نظامی به درد بخور باشد، اما از نقطه نظر سیاسی کاربردی ندارد. بدتر از همه، دیوار بخش اعظمی از سرزمین متعلق به فلسطینیان را بلعیده است و در بسیاری مناطق کشاورزان فقیر در یک طرف دیوار و زمینهای آنان در طرف دیگر دیوار قرار گرفتهاند. از آن گذشته عقبنشینی از غزه به معنی تقویت تسلط اسرائیل در کرانه باختری است که جمعیت فشرده فلسطینی در آن به سر میبرند. یکی از دلایل موفقیت شارون در به دست آوردن تایید اعضای دولت برای تخلیه غزه حرکت بعدی او در گسترش اسکان در شرق بیتالمقدس و کرانه باختری است. پس نباید خروج انبوه ساکنین اسرائیل را گامی به سوی صلح تلقی کرد.
عقبنشینی، بوی صلح نمیدهد
جالب اینجاست که آریل شارون نخست وزیر اسرائیل در مورد انگیزه عقبنشینی با گروه حماس موافق نیست و ضرورت افزایش امنیت ساکنان اسرائیل کاهش بر فشار بر نیروهای نظامی اسرائیل و کاهش خصومت میان اسرائیلیها و فلسطینیان را دلیل این امر نمیداند. بسیاری از تحلیلگران عقیده دارند که از دل این عقبنشینی هیچ صلحی بیرون نخواهد آمد. با وجود این نیروهای دفاعی اسرائیل موفق شدهاند ساکنان را علیرغم مقاومت شدید جناح راست اسرائیل و احزاب مذهبی خارج کنند. ساکنان یهودی غزه مایل به ترک خانههای خود نبودند زیر معتقد هستند که این سرزمین بخشی از اسرائیل بزرگ یا به قول آنان «ارتز ایسرائیل» است.
بنابراین مطابق تورات این اشغال قانونی است. اهالی ممکن است احساس کرده باشند که امنیت و رفاه خود را به عنوان ساکنین نوار غزه از دست دادهاند اما آنها حتی لحظهای نیز به وجود دولت بدبخت فلسطین در آنجا نمیاندیشند. در حالی که این 8000 سکنه در خانههای راحت و زیبا با تسهیلات رفاهی مدرن زندگی میکردند در نوار کوچک به مساحت فقط پنج مایل در 25 مایل که 40 درصد آن اشغال شده بود 3/1 میلیون فلسطینی باید در منطقهای با تراکم جمعیتی باور نکردنی و در بدترین شرایط زندگی کنند.
این تعداد معدود از اسرائیلیها نمیتوانستند بفهمند که حفط امنیت آنها به قیمت مرگ (شهادت) فلسطینیهای بیگناه به دست نیروهای اسرائیلی تمام میشود و این در حالی است که از سال 2002 نظامیان فلسطینی، تنها 400 اسرائیلی را کشتهاند. یک موضوع کاملا، روشن است و آن، این که عقبنشنی به طور قاطع برای فلسطینیان که در غزه زندگی میکنند اندکی آرامش به ارمغان خواهد آورد، اما این به قیمت جابهجایی برادران آنها در نقاط دیگر بیتالمقدس و کرانه باختری خواهد بود.