رضا جامهای
دولت کانادا با یک رسوایی مالی سقوط کرد. یک سال پس از انقلاب نارنجی در اوکراین، آقای یوشاچینکو رییس اوکراین که با دوپینگ انقلاب نارنجی تحتالحمایه آمریکا بر سر کار آمد با چالش عظیم مفاسد مالی در دولت روبهرو است. در اروپا هم حزب دمکرات مسیحی آلمان با اتهام سوء جریانات مالی در حزب اکثریت پارلمان را از دست داد.
در این رابطه به طور قطع میتوان گفت که فساد مالی دولت اروپایی - آمریکایی و آسیایی نمیشناسد و مفسدین مالی در همه جا با نفوذ در ساختار اداری کشور و تصدی پستهای کلیدی ائتلاف قدرت و ثروت را شکل میدهند، و مسندنشین امور میشوند. دولت اسلامی ما نیز هیچ استثنایی بر این قاعده نمیباشد. تنها فرق اساسی دولت ما با دول خارجی در عزم و اراده و پاکی بالاترین مقام معظم رهبری در مبارزه جدی با این معضل عظیم است.
به نظر میرسد برخی اهمیت مبارزه با فساد را به دلایل زیر درک نکردهاند:
اول- آلودگیهای حزبی - گروهی.
دوم- وابستگیهای نسبی و سببی.
تفکر حزبی و گروهی از نوع انحرافی آن موجب گرد آمدن عدهای مدیر به گرد مسئولین دلسوز کشور شده است. به همین دلیل وقتی یقه فلان مدیر گرفته میشود که آلوده فساد شده، مقاومتهایی از مصادر امور برای نجات وی ظهور و بروز میکند.
تعلقات سببی و نسبی باعث شده است که در کنار وابستگیهای حزبی و گروهی، فرد متخلف در حلقه امن بزرگان پناه بگیرد و از برخورد قانونی بگریزد.
این جنگ و گریز تا به کی ادامه دارد؟ حقیقتاً این موش و گربه بازی تا کی تداوم دارد. آیا نباید یک بار برای همیشه به این وضع خاتمه داده شود و نظام مقدس ما فدای آبروی نداشته یک متخلف نشود؟
مبارزه با فساد را باید مبارزه با بیقانونی شروع کرد. با دخالتهای ناروای غیر مسئولانه شروع کرد. اکنون پیش مجلس و قوه قضاییه بحث در مورد معرفی مفسدان برای عبرت جامعه و دیگر کسانی که در اندیشه تخلف و فساد هستند، مطرح است.
قوه قضاییه به مجلس میگوید شما دارای نهاد نظارتی دیوان محاسبات هستید شما متخلفان را معرفی کنید. مجلس هم به قوه قضاییه میگوید شما به پروندههایی که به قطعیت رسیدید در معرفی مفسدان تردید نکنید. این هر دو موضع درست است احوط جمع بین این دو نظر است. اگر متخلفین دانه درشت با یک تدبیر صادقانه معرفی شوند به گونهای که از آن بوی تصفیه حساب سیاسی به مشام نرسد گامی نو به جلو برای حل مشکل فساد در جامعه برداشتهایم.