قاسم غفوری
پس از اجلاس شرمالشیخ، رژیم اشغالگر قدس در حالی که توان مقابله با مقاومت و انتفاضه را نداشت، به عنوان همسویی با طرح نقشه راه، احترام نهادن به خواست مجامع بینالمللی، از نوار غزه و چند شهرک کرانه باختری عقبنشینی کرد. در ادامه تحولات سرزمینهای اشغالی و در حالی که دولت شارون به دلیل مشکلات داخلی و افزایش مخالفتهای سایر احزاب و افکار عمومی با سیاستها و عملکردهای دولت، مجبور به استعفاء و پذیرش برگزاری انتخابات زودهنگام در 28 مارس 2006 گردید، شارون برای خروج از مزارع شبعا و واگذاری آن طی سه ماه به لبنان اعلام آمادگی کرد. این اقدام در حالی صورت میگیرد که اولا این رژیم خواستار خلع سلاح کامل حزبالله و گروههای مقاومت و استقرار ارتش لبنان در مرزها شده است. ثانیا آنها بارها تاکید کردهاند که این مناطق متعلق به سوریه است که در سال 1967 اشغال شدهاند. ثالثا شارون در آستانه انتخابات تلاش گستردهای را برای جلب حمایتهای منطقهای و بینالمللی که میتواند آراء اعراب ساکن سرزمینهای اشغالی را برای وی به همراه داشته باشد، آغاز نموده است.
هر چند برخی ناظران سیاسی این رویکرد را استمرار تضعیف رژیم صهیونیستی در مقابله با مقاومت و خواستههای بینالمللی برای پایان دادن به جنایات این رژیم میدانند، اما با توجه به تحولات منطقه و عرصه جهانی چند نکته در این زمینه قابل تامل است.
1- این طرح در حالی مطرح شد که سازمان ملل شش قطعنامه دیگر در محکومیت رژیم صهیونیستی صادر نمود. بر این اساس شارون با این طرح اولا حزبالله و مقاومت را عامل عملکردها و جنایات خود معرفی و خواستار اقدام مجامع بینالمللی علیه حزبالله میشود. ثانیا افکار عمومی را از قطعنامه و اعتراضات وارده بر عملکرد خود به لبنان منحرف مینماید.
2- از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی، اجرای بندهای قطعنامه 1559 است که براساس آن حزبالله خلع سلاح و ارتش در مرزها مستقر میشود. با توجه به موقعیت حزبالله تاکنون این توطئه عملی نشده است. در شرایط کنونی، شارون با ارائه پیش شرط خلع سلاح حزبالله برای خروج از شبعا اولا بار دیگر توجه جامعه جهانی را به بندهای اجرا نشده قطعنامه 1559 معطوف میکند ثانیا با ایجاد اختلاف میان حزبالله با دولت و سایر گروههای حاضر در صحنه سیاسی لبنان برای پذیرش یکی از دو اصل، حفظ سلاح مقاومت و یا به دست آوردن مزارع شبعا، بیروت را درگیر جنگ داخلی نماید.
3- وحدت و انسجام سوریه و لبنان، تاکنون مانع از تحقق بسیاری از سیاستهای منطقهای و جهانی صهیونیستها شده است. پس از ترور حریری و با حمایت آمریکا و غرب، روندی برای خدشهدار کردن این روابط ایجاد شد که کمیته تحقیق و شخص دتلف مهلیس بخش اصلی این توطئه را بر عهده گرفت. با عنایت به عملکرد دوگانه صهیونیستها در ارتباط با مالکیت مزارع شبعا از یک سو تلآویو سیاست تفرقهافکنی و درگیری را در قبال این دو کشور در پیش گرفته است و از سوی دیگر سعی دارد از توجه و رویکرد آنها به تحولات سرزمینهای اشغالی به عنوان حامیان اصلی مقاومت ممانعت بعمل آورد.
4- از جمله سیاستهای شارون اجرای طرح و یا به عبارتی صحیحتر، توطئه روابط با کشورهای اسلامی است با توجه به روندی که پس از تخلیه غزه ایجاد شده، آنها در تلاشند تا از طرح عقبنشینی از مناطق مرزی لبنان از یک سو به عنوان ابزاری برای کسب رضایت این کشورها و از سوی دیگر اعمال فشارهای بینالمللی برای وادار نمودن آنها به گسترش مناسبات با تلآویو بهرهبرداری نمایند (چنانکه با خروج از غزه چنین سناریویی را اجرا نمودند)
5- یکی از شاخههای اصلی مقاومت، آوارگان مستقر در سایر کشورها بویژه اردوگاههای لبنان هستند. اهمیت این موضوع تا حدی است که از اولویتهای سیاست شارون، خلع سلاح و اعمال فشار بیشتر از سوی دولتهای میزبان و مجامع جهانی، بر این گروهها میباشد. بر این اساس به دلیل حضور فعال این گروهها در لبنان که در جوی صمیمانه و مسالمتآمیز با ملت لبنان، زندگی میکنند، تلآویو سعی دارد با توسل به حربههای گوناگون آنها را خلع سلاح نماید لذا طرح تخلیه شبعا را باید ادامه سیاست آنها برای تحریک بیروت جهت سرکوب مقاومت مستقر در کشورش به عنوان عاملان اخلال در اجرای طرح دانست.
6- شارون درحالی طرح مزارع شبعا را بیان میکند که در عرصه سرزمین اشغالی اولا جنگ گستردهای علیه فلسطینیان آغاز کرده ثانیا در کرانه باختری و بیتالمقدس همچنان به ساخت شهرکهای جدید و تکمیل دیوار حائل مبادرت میورزد ثالثا شارون با تشکیل حزب «کادیما» برای انتخابات زود هنگام برنامهریزی میکند. با عنایت به بازتاب تحولات مزارع شبعا این مساله سبب میشود تا:
الف- افکار عمومی از جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی منحرف گردد.
ب- به بهانه آغاز مذاکرات با لبنان، روند گفتگوها با فلسطینیها برای واگذاری اختیارات بیشتر و اجرای بندهای توافقنامههای گذشته به حالت تعلیق درآید.
ج- تلآویو به بهانه اجرای طرح، فضای امنیتی گستردهای را در مرزها و حتی حریم هوایی لبنان مستقر میسازد، که نتیجه آن کشتار صدها تن به بهانه مداخله در اجرای عقبنشینی است. (در هنگام خروج از غزه صدها فلسطینی بدین بهانه بازداشت و حتی به شهادت رسیدند)
د- در آستانه برگزاری انتخابات زود هنگام، شارون با معرفی خود به عنوان ناجی صلح در منطقه حمایت غرب و بعضا کشورهای اسلامی جهت حضور دوباره در قدرت را خواستار خواهد شد.
7- پس از ترور حریری غرب و آمریکا، تلاش کردند تا بار دیگر جایگاه خود را در لبنان احیاء نمایند، چنانکه با ارائه قطعنامههای پی در پی به سازمان ملل، راه را برای این مداخلات هموار ساختند. لذا مزارع شبعا میتواند، بهانهای برای استمرار و دوام دخالتهای آنها در امور داخلی لبنان برای تسهیل در اجرای بندهای این توافقنامه باشد.
در نهایت با توجه به آنچه ذکر شد باید گفت که هر چند در باب مساله خروج از شبعا، سناریوی تضعیف رژیم اشغالگر قدس در اداره امور داخلی و بینالمللی شکست آن در برابر مقاومت، تا حدودی قابل پذیرش است، اما باید در نظر داشت که در شرایط کنونی آنها سعی دارند تا بار دیگر جوی از ناامنی و تزلزل را در منطقه ایجاد نمایند که نتیجه آن سرپوش نهادن بر جنایات این رژیم، تفرقه افکنی میان جوامع اسلامی بویژه سوریه و لبنان و در نهایت خلع سلاح حزبالله است. لذا جا دارد تا بازیگران عرصه تحولات منطقه، با تاکید بر حفظ وحدت و یکپارچگی و تسلیم نشدن در برابر خواستهای مغرضانه رژیم صهیونیستی (خروج از شبعا با پیش شرط خلع سلاح حزبالله) بار دیگر توطئه این رژیم را خنثی سازند. چرا که خلع سلاح حزبالله به معنی جدا ساختن یکی از ارکان حامیان مقاومت فلسطین و مبارزان با اشغالگری است که مسلما بازتاب و پیامدهای ناخوشایندی برای منطقه و جهان اسلام در پی خواهد داشت که کمترین پیامد آن استمرار جنایات و زیادهخواهیهای رژیم اشغالگر قدس و شکست آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف خواهد بود.