اسدالله بادامچیان
این روزها بحث حزب، جبهه و بنیاد و ائتلاف و... بالا گرفته است. علت چیست؟ و چه میخواهند؟
تشکیل حزب و گروه و بنیاد حق افراد است و نمیتوان کسی را از آن منع کرد.
حزبها و گروهها میتوانند و حق آنهاست که با هم جبهه و شورای هماهنگی و ائتلاف تشکیل دهند.
اما اهداف و نیتها و نتایج هر حزب و گروه و جریان و جبهه و بنیاد قابل بررسی و دقت است تا سره از ناسره و مفید از مضر بازشناخته شوند.
رویگردانی مردم از حزب مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب و گروههای لیبرال و ملی مذهبی و به اصطلاح جبهه اصلاحات و اصلاحطلبان در انتخاباتهای اخیر عناصر این گروهها را در تکاپو انداخته که چارهای بیاندیشند و راه نجاتی بجویند.
چهرهها و گروههایی هم که متوجه شدهاند حزب و کار جمعی و تشکیلاتی تا چه اندازه اهمیت دارد. در پی آن برآمدهاند که از این ابزار مهم، استفاده مطلوب نمایند.
کاری منسجم که در تشکلهای ارزشگرا و اصولگرا و جبهه پیروان خط امام و رهبری و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در سه انتخابات گذشته انجام گرفت هم خوبان و اصولگرایان را به تشکیل احزاب جدید و تقویت احزاب موجود وتداوم جبهه و شورای هماهنگی و ایجاد تغییرات متناسب با شرایط فعلی و آینده تشویق کرده و هم رقبای آنها را به همین طرح و کار ترغیب نموده است.
اگر این رویکرد اجتماعی با تدبیر و اخلاق و سیاستهای اصولی و رقابت سالم انجام گیرد برکات خوبی در جامعه ما خواهد داشت و اگر بد عمل شود و یا کار به تنازع و درگیریهای احزاب و گروههای جمعی برسد و یا برخی تشکلهای حزبی و یا حتی تشکلهای غیر دولتی (NGOها) دانسته یا ندانسته، ابزار سیاستها و ترفندهای استکبار جهانی به ویژه آمریکا بشوند، نتایج منفی و تلخی به همراه میآورد.
این تشکلها و جبههها و شوراها همگی نامها و شعارهای قشنگی را انتخاب میکنند.
آن یکی در پی اعتماد ملی است، یکی دیگر در پی اعتدال است، دیگری در پی توسعه متوازن است و جمعی در پی آبادگری و عدهای در پی اصولگرایی و تعدادی در خط امام بدون تصریح بر خط رهبری و مجموعههایی در خط امام و رهبری و جمعهایی در محور ارزشگرایی و افرادی در پی اصلاحات و یا در محور ملی و مذهبی بودن و یا برای آزادی، نهضت داشتن و یا اسامی دیگر که همه اینها واژههای ارزشی و کلمات هدفدارند.
آنچه وظیفه مردمی است که اینان برای آنها تبلیغ میکنند و یا از آنها میخواهند عضو و طرفدار آنان شوند و یا به افراد معرفی شده آنان رای بدهند. این است که با حوصله و دقت و بدور از تاثیرپذیری از شعارها و تبلیغات اینان، بررسی کنند که کدام در دعاوی خویش صادق و راستین هستند و کدام سوابق و شعارها و عملکردشان، مشخص میدارد که در ورای این واژههای قشنگ، خواستهای زشت خودخواهانه، یا مقام دوستانه، یا شهرتطلبانه و یا مقاصد غیر صحیح دیگری را قصد دارند.
اگر چنین شود و هدایتهای دلسوزان و اندیشمندان و صاحبنظران متعهد و خالص مورد دقت مردم قرار گیرند و مردم با آگاهی و هوشیاری هر چهره یا جمعی را بنگرند و قضاوت صحیح نمایند ضرری به نظام و ملت نخواهد رسید و بلکه سرهها از ناسرهها باز شناخته میشوند و ملت انتخاب شایسته خواهد داشت.
در چارچوب نظام تحزب در کشور نیز هر اندازه به اینان میدان داده شود که با رعایت ضوابط و قانون و اخلاق اسلامی و ادب ایرانی خود را و دیدگاههای خویش را مطرح نمایند به نفع نظام و ملت و انتخابات پرشور و آگاهانه است. همانطور که در طول ربع قرن گذشته، عمل شده است.
آنچه قابل دقت جدی و مراقبت دستگاههای ذیربط و توده مردم است. تشکلها و چهرههایی هستند که دانسته یا ندانسته، آب به آسیاب دشمنان ایران و اسلام و بیگانگان به ویژه آمریکا میریزند.
متاسفانه آمریکا و غرب استعماری، به این تشکلها و چهرهها امید بسته است.
در سیاست فریبکاری دموکراسی و حقوق بشر آمریکایی، سیاستگزاران آمریکایی و نومحافظهکاران دولت بوش روی این گروهها و شعارهای آنان سرمایهگذاری کرده و میکنند آنها به صراحت در حمایت از این نوع گروهها سخن میگویند، در طرحهای علیه ایران آنها را به حساب میآورند.
این تشکلها و چهرهها، در جنگ روانی و در رسانههای آمریکایی و انگلیسی و سایر رسانههای در اختیار استکبار جهانی، جایگاه خاصی دارند.
برخی از این افراد که متاسفانه وابسته به تشکلهای پروانهدار هم هستند طوری مصاحبه میکنند و سخن میگویند که گویی پادوهای این رسانههای بیگانه و سران استکبار میباشند بویژه در شرایط ماههای اخیر، و بخصوص در مسایل هستهای که کاملا آشکار است که سخنان و مواضع آنها در امتداد مواضع بوش و بلر میباشد.
این نوع افراد و تشکلها، در سایتها در مصاحبهها، در نوشتههای خود در بیانیههای که دیگر امضاکنندگان آنها، شناخته شدهاند، طوری موضع میگیرند، که مردم را دلسرد و مایوس کنند و به مسئولان و برگزیدگان ملت، تهاجم نمایند و گاه آنچنان بد حرف میزنند که حتی آمریکاییها هم اینطور موضعگیری نمینمایند.
به آنهات تذکر میدهم از این راه بد عاقبت، که راه سامریهاست و منجر به نفرت مردم از آنان میشود برگردند.
انتخابات ریاست جمهوری اخیر در دو روز رایگیری در ظرف یک هفته باید آنها را آگاه کرده باشد که ملت اینان را شناخته و هر چه از مردم فاصله بگیرند و شعار دموکراسیخواهی آمریکایی را تکرار کنند زودتر سقوط میکنند. به مردم هم به عنوان یک خدمتگزار آنها عرض میکنم که اینان را بهتر بشناسند و با بیاعتنایی و دوری از آنها، نقشههای استکبار آمریکا را بیاثر نمایند.
به معدودی هم که در اطراف آنان ماندهاند برادرانه میگویم که دنیا و آخرت خویش را نجات دهند. که این ره که میروند در جهت قبله نیست در جهت شیطان بزرگ است.
و شیطان آنچنان که قرآن میفرماید خود در نهایت یا در طول مسیر، از فریبخوردگانش بیزاری اعلام میکند؛ همانطور که آمریکاییها درباره صدام و دار و دستهاش و طالبان کردهاند.
والسلام علی من اتبع الهدی