* تفاوت ارزش حقوقی در شیوه تصویب قطعنامه علیه ایران چگونه است به عبارت بهتر اجماع، رایگیری و ارزش هر کدام چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
** در این میان دو موضوع مطرح است یکی بحث محتوای مربوط به قطعنامه و دیگری بحث شکلی قطعنامه آژانس انرژی اتمی. از لحاظ شکلی مصوبات آژانس به دو گونه و رایگیری تقسیم میشود که در عرف آژانس، رویه بر روش اجماعی استوار بوده و قطعنامهها به روش اجماعی تصویب میشده است. و نکته قابل توجه این بود که برای اولینبار این قطعنامه نه به صورت اجماع بلکه به صورت رایگیری به تصویب رسید و در این رایگیری مشخص شد که قطعنامه علیه ایران رای آورده است. از لحاظ شکلی اولینبار چنین رویهای اتخاذ شد و همین نشان دهنده این مطلب بود که اختلاف نظری در شورای حکام شکل گرفته است که مانع اجماع بر سر پیشنویس قطعنامه پیشنهادی سه کشور اروپایی و مشخصا انگلیس با پشتوانه آمریکا بوده است.
اما از لحاظ محتوای قطعنامهای که صادر شد قطعنامه تندی بود و مکانیسم ماشه را در قبال ایران استفاده کرد که از ایران خواسته شد تا یکسری فعالیتهای داوطلبانهای را که تا کنون داشته مثل تعلیق فعالیت UCF اصفهان را دوباره از سر بگیرد.
وپروتکل الحاقی 2+93 را در مجلس به تصویب برساند که تاکنون کمتر چنین رویهای در مجامع بینالمللی وجود داشته و موارد تند دیگری که در آن تصریح شده است که شورای امنیت سازمان ملل متحد میتواند در این فضا به ایفای نقش بپردازد. در این پیشنویس فقط قسمتی که بحث ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل متحد را دنبال میکند را تا حدی تعدیل کرده بودند و مکانیسم انتقال پرونده به شورای امنیت جای خود را به مکانیسم ماشه داد. به این معنا که اگر جمهوری اسلامی ایران با آژانس همکاری نکند ضمن تشکیل جلسهای فوقالعاده، پرونده ایران به شورای امنیت فرستاده شود.
این قطعنامه حاصل یک سیر است یعنی آمریکاییها تلاش میکنند تا پرونده ایران را با پرونده اوایل دهه90 عراق شبیهسازی نمایند. یعنی بردن پرونده ایران به شورای امنیت و گرفتن اختیار بازرسیهای ویژه در مورد ایران و زیرورو کردن نظام دفاعی، امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی ایران و واردشدن در مکانیسمهای تحریم و نهایتا رسیدن به هدفی که در قبال ایران به دنبال آن بودهاند.
متاسفانه تعدادی از بازیگران بینالمللی نیز در این میان به نفع آمریکا ایفای نقش کردند. من از البرادعی شروع میکنم: محمد البرادعی که طبق پادمان بین ایران و آژانس حق نداشت در بیانیهاش بخشهای سیاسی را اضافه کند بخش سیاسی را ذکر کرد مبنی بر اینکه آژانس از امکانات نظارتی کافی بیشتر از این برخوردار نیست و مفری را برای آمریکاییها فراهم کرد و گویا با البرادعی در این مورد هماهنگ شده بود و آمریکاییها، انگلیسیها و چند کشور آمریکایی از این مورد استفاده کردند تا اجماعی را در ارجاع پرونده به شورای امنیت عملی کنند. به عبارت بهتر دبیر کل آژانس انرژی اتمی از خود سلب اختیار کرده بود تا اختیارات به سازمان دیگری که از قدرت تنبیهی برخوردار است محول شود.
به هر حال کشورهای اروپایی با رویه تندشان و رایزنیهایی که انجام دادند تلاش کردند تا بین غیرمتعهدها شکاف ایجاد کنند و وحدت بیشتری را بین اروپاییها شکل دهند که این فعالیتها منتهی به صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران شد.
* لطفا در مورد مکانیسم ماشه توضیح بیشتری بفرمایید و آیا مکانیسم ماشه تنها به معنای به تاخیر انداختن ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل است؟
** قصد اروپاییها ارجاع پرونده به شورای امنیت است در عین حالی که همواره تلاش کردهاند شمشیر شورای امنیت را روی سر ایران حفظ کنند که این مطلب تحت عنوان مکانیسم ماشه مطرح میشود. البته مکانیسم ماشه نیز دو شکل دارد. یکی مکانیسم ماشه خودکار و دیگری مکانیسم ماشه، آنچه در مورد ایران به کار رفته مکانیسم ماشه خودکار نیست بلکه مکانیسم ماشه میباشد.
در مکانیسم ماشه اینگونه است که به ایران فرصت داده میشود تا یکسری از خواستههایی که در قطعنامه عملی نشده را به مرحله عمل برسانند. و اگر عمل نکند جلسهای گذاشته میشود و بحث ارجاع به شورای امنیت مطرح میگردد. اما نوع تندتر آن مکانیزم ماشه خودکار است که به موجب آن ضربالاجلی مشخص میشود که اگر مثلا ایران در فلان مدت زمانی فلان اقدامات را صورت ندهد و در جهت اجرای قطعنامه عمل نکند آن پرونده به صورت خودکار و بدون برگزاری اجلاس به شورای امنیت ارجاع میشود.
به عقیده من فعلا مکانیسم ماشه مدنظر است، چرا که شاید چون کشورهای اروپایی حس کردند تعیین ضربالاجل در شرایط فعلی که آنها مشکلات مختلفی در نقاط دیگر دنیا و از جمله عراق دارند برای آنها مشکلساز خواهد شد. چون عمل نکردن به ضربالاجل ممکن است موقعیت آنها را ضعیف کند و نیز در شرایط فعلی شورای حکام نیز همراهی لازم با قطعنامههایی که ممکن است بحران به دنبال داشته باشد را صورت نمیدهد.
* علت عدم خروج ایران از آژانس چیست، حضور در آژانسی که هیچ حقی را برای داشتن چرخه صلحآمیز به رسمیت نمیشناسد چه سودی دارد؟
** خروج از آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشکلی را حل نمیکند بلکه میتواند ما را از استدلالهای حقوقی و اساسنامهای مربوط به آژانس که تا کنون با آنها از حق خودمان دفاع کردیم محروم کند. به عنوان مثال در اجلاس اخیر تغییر اساسنامه آژانس با توجه به تلاش آمریکاییها برای تغییر اساسنامه، تلاشهای ایران و غیر متعهدها سبب شد که آمریکاییها موفق نشوند چرا که تغییر اساسنامه بایستی بر اساس اجماع صورت میگرفت و این مخالفت ایران و غیرمتعهدها تلاش آمریکاییها را ناکام گذاشت. گذشته از مورد فوق باید واقع بین بود که ما نمیتوانیم خودمان را با کشوری همچون پاکستان مقایسه کنیم. کشور پاکستان پیش از آن که بحث آژانس برای او مطرح شود به بمب هستهای دست یافت و اکنون نیز از موضع قدرت اعلام میکند که آژانس نمیتواند برای ما محدودیت ایجاد کند چرا که ما عضو آژانس نیستیم. اما چون ما به دنبال بمب نرفتیم اصولا در سیاست ما نیز جایی نداشته است و به این علت که در قالب اساسنامه و آژانس میخواهیم از این فنآوری استفاده کنیم طبیعی است که لاجرم وارد مکانیزم آژانس شدهایم. در ابتدای کار نیز آژانس تا این حد تحت فشار قدرتها قرار نداشت اعتقاد کلی بر این است که سازمانها و اساسنامههای بینالمللی ممکن است که بر اساس حقیقت نباشد اما واقعیاند و ما بسیاری از این واقعیتها را پذیرفتهایم هر چند که معتقدیم به صورت عادلانه شکل نگرفتهاند. آژانس نیز بر مبنای حقیقت عمل نمیکند اما فعالیت و قدرت آن یک واقعیت است. به ویژه آن که بر اساس بندهای 3 و 4 آمدیم و داعیههای حقوقی خودمان را دنبال کردیم و یکی از دلایلی که آمریکاییها فعال مایشاء نسبت به پرونده هستهای ما نیستند این است که ما هنوز از ادله حقوقی خودمان در قالب آژانس استفاده میکنیم. به اعتقاد من اگر در یک نگرش بلند مدت به موضوع بنگریم خواهیم دید ایران و آژانس هر دو تحت ظلم آمریکا و کشورهای اروپایی صاحب قدرت قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی ما نباید انتقام خود را از آژانس بگیریم کسان دیگری هستند که به ایران و آژانس ظلم میکنند. برخی کشورها که در آژانس از موضوع ایران حمایت میکنند در واقع تلاش دارند با حفظ قالب آژانس، رویه آن را به درستی حفظ کنند چرا که در آینده ممکن است چنین اتفاقی برای خودشان رخ دهد.
به هر حال نیازی به خروج از آژانس وجود ندارد و به اعتقاد من ما میتوانیم برنامههای خودمان را حتی غنیسازی در نطنز را تحت نظارت بازرسان آژانس از سر بگیریم و بدون خروج از آژانس وارد میدان بازی خواهیم شد که آمریکا و اروپا برای ما تدارک دیدهاند که این میدان قطعا میدانی سیاسی و مبتنی بر جنگ روانی خواهد بود که آمریکاییها و انگلیسیها آن را شکل میدهند. خوشبختانه آنها نتوانستهاند در قالب اساسنامه آژانس ایران را محکوم کنند. اما خروج ایران از آژانس به معنای پشت پازدن به مبنای حقوقی برنامه صلحآمیز هستهای است که حداقل در طول بیست و چند ماه اخیر انرژی و زمان ما را به هدر داده است.
* آیا عدم اجرا و پذیرش قطعنامه آژانس از سوی ایران نمیتواند عملا تخطی و نقض مقررات آژانس محسوب شود؟
** بر اساس رابطهای که طبق پادمان با آژانس بینالمللی انرژی اتمی داریم باید دقت کنیم که اگر طبق پادمان ما مرتکب تخلف شدیم میتوانند علیه ما قطعنامه صادر کنند و در قطعنامه صادره ارجاع به هیچ گزارش فنی و حقوقی گذشته ندارد و به عبارت بهتر در گزارشها ایران به تخلف محکوم نشده است و صرفا قطعنامهای سیاسی علیه ما صادر شده که چون از ابتدا در پروتکل میان ایران و آژانس قرار بر این نبوده است که آژانس با ایران رفتار سیاسی داشته باشد بنابراین کشور ما از این حقوق برخوردار است که قطعنامه سیاسی را رد کند.
* در صورتی که کشور ما همچنان بر موضع خود پافشاری کند چه تحولاتی ممکن است رخ دهد؟
**برخی از اعضای آژانس مشخصا آمریکا و چند کشور اروپایی درخواست جلسه فوقالعاده دیگری میکنند و در این جلسه ممکن است باز هم از دبیرکل بخواهند که گزارشی را در مورد پرونده هستهای ایران و یا در مورد کیفیت اجرای قطعنامه صادر شده علیه ایران ارایه کند و یا حتی قبل از جلسه فوقالعاده از دبیرکل بخواهند که گزارشی را در مورد عدم توجه ایران به قطعنامه صادر کند و تصمیماتی را در قالب پیشنویسهای قطعنامههای تازه مطرح نماید.
* آیا این قطعنامه سیاسی میتواند زمینهای برای شکلگیری یک روند حقوقی علیه ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد؟
** آژانس تنها میتواند با تکیه بر یافتههای بازرسان و دبیرکل آژانس موارد حقوقی را علیه ایران مطرح کند. اما این قطعنامه، سیاسی است و نمیتواند دلیلی برای محکوم شدن ایران از بعد حقوقی باشد.
* اگر برداشت اروپاییها،آمریکاییها و نهایتا آژانس انرژی اتمی این قطعنامه را حقوقی قلمداد کرد آیا صرف ادعای ما بر سیاسی بودن این قطعنامه راه به جایی میبرد؟
** در شرایط فعلی عملا تحریفی از آژانس از سوی آمریکاییها در حال ارایه میباشد و طبیعی است که آنها موضوع را حقوقی قلمداد خواهند کرد. اما موضع ما این است که برخوردهای حقوقی را پذیرفته و برخوردهای سیاسی را نمیپذیریم. ما در مقامی هستیم که بر اساس درک پروتکل و پادمانی که با آژانس داریم قطعنامه را تفسیر کرده و اتخاذ موضع داشته باشیم.
* شما ادامه فعالیتهای پروژه نطنز و آب سنگین اراک را در شرایط فعلی معقول میدانید؟
** ایران بایستی از این منظر وارد مذاکره با آژانس شود که با تنظیم نامه برای آژانس خواستار ادامه روند غنیسازی در نطنز باشد.
* به نظر شما در شورای امنیت تهدید و تحریمی که علیه ایران صورت بگیرد چه خواهد بود؟
** البته باید توجه داشت که ما نباید هنوز پرونده خودمان را در شورای امنیت ببینیم و آمریکاییها و اروپاییها از ادله لازم برای ارجاع پرونده ما به شورای امنیتی برخوردار نیستند کما اینکه برخی از کشورهای اروپایی نیز که حس میکنند دنیا نیازمند آرامش است در چنین مواردی اعلام کردهاند که همراهی لازم را با آمریکاییها ندارند و مخصوصا اینکه در ترکیب جدید اعضای غیر دایم حکام، کشورهایی آمدهاند که میتوانند مقاومت بیشتری را مقابل آمریکا و کشورهای اروپایی داشته باشند و اگر روزی احیانا پرونده ایران به شورای امنیت برود بازی بر اساس قدرت، تعامل و رابطه میان چند قدرت دایم شورای امنیت است. مضاف بر این که اگر پرونده به شورای امنیت ارجاع شود ممکن است رفتارهای ایران نیز متفاوت شود.
* با تشکر از اینکه در این گفتگو شرکت کردید.
** بنده نیز از شما تشکر میکنم.