من در زمان جنگ عراق هیچ گونه مدرکی مبنی بر دخالت رژیم صدام حسین در حادثه 11 سپتامبر و یا دسترسی بغداد به سالهای کشتار جمعی نیافتم شاید در نگاه اول به نظر برسد که این سخن را یک دموکرات مخالف جمهوریخواهان و یا یک فعال ضد جنگ در جهان بر زبان رانده باشد ولی اگر بشنوید که این اظهارات را کالین پاول ژنرال جنگ و وزیر امور خارجه به کابینه بوش در دور اول ریاست جمهوری نومحافظهکاران در هزاره سوم بیان کرده است مسلماًَ تعجب خواهیم کرد
بالاخره کالین پاول هم اقرار کرد که جنگ عراق هیچ گونه انگیزهای مبنی بر وجود سلاحهای کشتار جمعی یا ... را در پشت پرده خود نداشته است تمایل به دخالت امور جهان و حرکت بر اساس نظریات افرادی مانند هانتینگتن و فوکویاما که از سوی افرادی مانند ریچارد پرل، پل ولفویتس، دیک چنی و دونالد رامسفلد طراحی شده بودند باعث شدند تا اولین موشک بالگردهای آمریکایی در خاک عراق شلیک شود.
پاول اقرار کرد او نیز همانند افراد بلندپایه دیگر در کابینه بوش پس از خروج از صحنه قدرت از آن چه در زوایای پنهان کاخ سفید میگذرد پرده برداشت تا مهر دیگری بر سند رسوایی بوش و نومحافظهکاران نواخته میشود اما سوال اصلی این جاست که آیا این قرارها و امثال سخنان اخیر ژنرال جنگ از شدت تقصیر او در جنگ افغانستان و عراق میکاهد؟ مسلماً پاسخ این سوال منفی است. اگر کمی به گذشته بازگردیم با چهره مغرور و پر از اعتماد به نفس (کاذب) وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا روبهرو میشویم که در مقابل دوربین خبرنگاران و با ژستی همیشگی سربازها و نیروهای نظامی وابسته به جمهوریخواهان را به سوی عراق بدرقه میکرد.
پاول برای بسیاری از کودکان زنان آمریکایی حکم دریای نفرت را دارد. آنها از دست رفتن جان بسیاری از عزیزان و ویران شدن منازل خود را مرهون سخنان و اظهارات پاول و افرادی مثل او در جریان جنگ و کشتار در افغانستان و عراق میدانند.
هم اکنون پاول پس از استعفا (یا برکناری!) از سمت قبلی خود به راحتی در مقاب ل افکار عمومی ایالات متحده آمریکا میایستد و اظهار میکند که جنگ عراق هیچ گونه پایه و اساسی نداشته است پاول و آرمیتاژ دو تن از مقامات قبلی کاخ سفید بودند که نسبت به مسائلی مانند گسترش تروریسم، کشورهای شرور بالقوه شرور، وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق، ایران و کره شمالی و ... بیشترین سخنان را بر زبان میراندند و اکنون...
پاول در شرایطی این سخنان را بر زبان راند و شخصیت بوش را مورد سوال قرار داده است که بواسطه سیاستهای غلط و نیز مردمپسند وی در جهت دفع بحران بیکاری و مالیات و نیز عدم کفایت دولت جدید در مقابل حوادثی مانند طوفان کاترینا محبوبیت عمومی بوش در نزد شهروندان آمریکایی به شدت پایین آمده است شکی نیست که پاول پس از این اظهارات از سوی افراد وابسته به حزب جمهوریخواه مورد سرزنشی سخت قرار گرفته است.
در اواخر دوران اول ریاست جمهوری بوش سپر اختلافات میان پاول و افرادی مانند رامسفلد و رایس بسیار پررنگ شده و همین امر در استعفای وزیر امور خارجه قبلی آمریکا نمود پیدا کرد پس از استعفا نیز وزیر امور خارجه آمریکا تا حدود هشت ماه سیاست سکوت را در پیش گرفت و بالاخره لب به اعتراف ناگفتهها گشود...
فارغ از تبعات و عواقب آن چه کالین پاول بر زبان رانده است در حال حاضر میخواهیم به نکتهای دیگر اشاره کنیم: پس از ورود به قرن بیست و یکم جامعه بینالملل از این موارد زیاد مشاهده کرده است به عنوان نمونه میتوان به محاکمه اخیر یکی از مقامات بلندپایه دفتر دیک چنی مشاور اصلی بوش در حزب جمهوریخواه اشاره کرد وی نیز همانند پاول در محاکمه خود از دروغ بودن بسیاری از اظهارات بوش پرده برداشت.
اظهارات پاول نیز در چنین شرایطی ایراد شد مطابق آخرین نظرسنجیها اظهارات پاول و یکی از مقامات اصلی دفتر چنی باعث شد تا محبوبیت بوش بسیار تنزل پیدا کند حتی بسیاری از محافل تحلیلی آمریکا اذعان کردهاند که در صورت مشخص شدند این اظهارات در زمان انتخابات سال 2004 دیگر بوش و جمهوریخواهان در مسند قدرت قرار نمیگرفتند.
در مورد دیوید کی بازرس هستهای ایالات متحده آمریکا نیز شرایط به همین گونه است. دیوید کی نیز پس از برکناری از قدرت اعتراف کرد که بسیاری از گزارشها به صورت کاذب و برای جلب توجه و نظر افکار عمومی آمریکا و جهان علیه افرادی مانند صدام حسین و اسامه بنلادن تهیه شدهاند که بانی و مجری اصلی تهیه آنها اعضای پشت پرده حزب جمهوریخواه و در سطوح دیگر رایس و رامسفلد بودهاند.
هانس بلیکس بازرس تسلیحاتی سازمان ملل متحد نیز علیرغم ارائه گزارشهای مبهم و دو پهلو در زمان آغاز جنگ عراق پس از پایان مأموریت خود پرده از حقیقتی برداش که همگان نسبت به آن اذعان دارند: عدم وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق...
گویا اقرار دیرهنگام در نظام بینالملل امروز نهادینه شده است افرادی مانند کالین پاول، هانس بلیکس، دیوید کی و ... با وجود این که هر یک به نوبه خود در جنگ افغانستان و عراق سهیم بودهاند و از محرکان و مشوقان اصلی جنگ در خاورمیانه به شمار میآیند امروزه از قالب دیگری با افکار عمومی جهان سخن میگویند این اقرارهای دیرهنگام دو اثر وصفی دارند: یکی این که اعتبار جمهوریخواهان را به طور کامل زیر سوال میبرند دیگر آنکه بر بشریت ثابت میکنند که جنگ در عراق و افغانستان در عین این که باعث از بین رفتن جان هزاران انسان بیگناه شد در پشت پرده معادلات کاخ سفید امری دروغین و واهی برای دستیابی نومحافظهکاران به شهوت قدرت و دخالت در امور سایر کشورهای جهان بوده است.
هم اکنون افرادی مانند پاول پس از گذشت زمان لب به سخن گشودهاند تا دوباره رسوایی یونیورسالیسم برای افکار عمومی جهان افشاگری کنند اگر این افشاگریها را با سخنان این افراد در زمان قدرت خود جمع نماییم (که فاصله زمانی آن به یکسال نیز نمیرسد) با دو قالب متفاوت و کاملاً متضاد روبرو میشویم که تجزیه و تحلیل آن در نگاه اول سخت به نظر میرسد بدون شک باید در انتظار ماند تا افراد دیگری مانند دیوید کی، پاول وبلیکس، پس از پایان مأموریت خود!
اعترافات خود علیه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در عراق و افغانستان و دیگر نقاط جهان ر ا مطرح سازند بدون شک اعتراف دیرهنگام علیرغم رسوایی که برای جمهوریخواهان کاخ سفید به همراه دارد در سطح دیگری باعث برآمدن آه حسرت از سوی انسانهای آسیب دیده در جنگ خواهد بود.