به رغم مطرح بودن پیشنهاد غنیسازی مشترک اورانیوم بین ایران و روسیه و حتی تاکید روسای جمهور روسیه و آمریکا بر این ایده پیشنهاد مذکور با توافق طرفین روی میز مذاکره قرار نمیگیرد. به واقع این طرح یا پیشنهاد نه با مهر رد و مردودی مواجه است و نه مورد تاکید و توافق قرار میگیرد، اما علت این وضعیت چیست؟
از نگاه ناظران پوشیده نیست که ایده غنیسازی مشترک از پتانسیل رفع و حل اصیلترین دغدغه طرفهای درگیر در ماجرای پرونده هستهای ایران برخوردار است یعنی هم ایران در چنین ساز و کاریا عمال حق خویش در غنیسازی توام با اعتمادآفرینی را محقق میبیند و هم سایر کشورها از این طریق میتوانند به نظارت مستقیم و کسب تضمین عینی برای عدم انحراف چرخه سوخت ایران به سمت مقاصد تسلیحاتی اطمینان پیدا کنند از همین روست که هم در کلام و سخن مقامات و رئیس جمهوری ایران و هم در کلام سخن رقبای ایران در مناقشه هستهای دعوت به فرآیند غنیسازی مشترک وجود دارد. از سوی دیگر نفس مطرح شدن این پیشنهاد ولو به صورت تلویحی برای ایران یک توفیق در کنار سایر توفیقاتی است که علیرغم دشواریها در طول دو سال گذشته از طریق گفتوگو و مذاکره (و نه از راه قهر یا جنگ و دعوا) به دست آمده است ایران تا چندی پیش از نظر غربیها کشوری بود که حتی نمیباید نیروگاه هستهای میداشت و با انواع تحریمها از جمله تحریمهای هستهای مواجه بود پس از پیشنهاد برخورداری ایران از نیروگاه و سوخت اتمی اعطایی از غرب به هر حال روند مذاکرات به آنجا رسیده که به این کشور پیشنهاد انجام غنیسازی اورانیوم به طور مشترک نیز میشود آنچه باقی است بستر و محل این عمل است. که البته موضوعی بسیار مهم است و باعث شده غنیسازی اشتراکی به مثابه یک رویا در در دو بستر تجلی یابد.
طبیعی است که با رد پیشنهاد مذکور اصل بحث از دست میرود این در حالی است که پیشنهاد یاد شده قابلیت روی میز مذاکره قرار گرفتن را هم ندارد چرا که طرح علنی آن با این وضع خطر از دست رفتن کل بحث را در پی خواهد داشت چون برخورداری از چرخه ناقص سوخت در ایران محصولی نیست که ایران به خاطر آن بیش از دو سال تن به تحمل دشواریهای مذکره با کشورهای اروپایی و همکاری فنی با آژانس اتمی داده باشد.
لذا ایران ترجیح میدهد چشکش کارهای طرح مذکور و چانهزنیها بر سران قبل از قرار گرفتن طرح مدون روی میز مذاکره صورت پذیرد. از نظر ایران مهمترین تبصرهای که باید تغییر پیدا کند همان محل انجام غنیسازی مشترک است به فرض حل این مساله و ایجاد امکان غنیسازی اشتراکی با روسیه در خاک ایران دیگر نیازی نیست پیشنهاد به نام روسیه شناخته شود، چرا که این همان طرح بیشتر پیشنهاد شده ایران است که حالا معروف به طرح رئیس جمهوری ایران است که در سازمان ملل متحد ارایه شد لذا میتوان گفت از پیشنهاد ایران تا پیشنهاد روسیه راهی به جز چند مسایل (یا به واقع چند صد مایل) نیست که این همان فاصله ایران تا روسیه است که اگر این فاصله برداشته شود تفاهم کامل است یعنی دستیابی به همان تفاهم در مناقشه هستهای به همین نزدیکی و به همان دوری است افزودن بر این نزدیکی و کاستن از آن دوری البته کاری بس دشوار مینماید حتی طرح و توضیح این موقعیت خیلی دور و خیلی نزدیک در مرحله کنونی شاید شباهت به طنز یا فانتزی و عدول از تحلیل جدی قضایا داشته باشد، اما واقع آن است که گروه فروبسته مناقشه هستهای حالا به تعیین تکلیف یک فاصله جغرافیایی در دو کشور تقریبا همسایه بستگی پیدا کرده است اگر این مساله برای همیشه غیرقابل حل باقی بماند احتمال همراهی بیشتر روسیه با جناح غرب در مقابل ایران افزایش پیدا میکند. نباید از یاد برد که اختلاف روسیه با اروپا و آمریکا در مورد پرونده هستهای ایران تنها در زمینه محل و نهاد ادامه کار رسیدگی به پرونده ایران است که روسیه آن را در چارچوب آژانس اتمی و نه در نهاد بالاتر و شورای امنیت میخواهد و گرنه در سایر موارد مثل عدم برخورداری ایران از چرخه سوخت هستهای شرکی هستهای ایران (روسیه) نیز با اروپا و آمریکا هم نظر است.
اروپا و آمریکا در طراحی مدل برخورد شورای امنیتی با ایران به هر حال به رای و نظر و همراهی روسیه نیاز دارند چرا که روسیه خود یکی از حاضرین در شورای امنیت سازمان ملل است قطعا اروپا و آمریکا در موافقت با طرح غنیسازی مشترک ایران و روسیه البته در خاک روسیه به ترتیب دو هدف را دنبال میکنند اول خارج ساختن غنیسازی از قلمرو ایران و اگر چنین مقصودی حاصل نشد همراه ساختن بیشتر روسیه با خود در جهت مقابله با ایران. از این روست که توجه و مداقه هر چه بیشتر بر ایده غنیسازی اشتراکی با روسیه با دیگران ضروری مینماید دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرات باید بتواند در مرحله کنونی انواع و اقسام پیشنهادها ایدهها و روشها برای فعلیت یافتن غنیسازی مشترک را با طرف روس یا دیگر کشورهای دارای وزن سیاسی در عرصه جهانی مطرح سازد اعمال حق ایران در زمینه غنیسازی با اعتمادآفرینی در عرصه بینالمللی حالا فقط به یک فاصله جغرافیایی رسیده است این فاصله البته بسیار دور است اما آنچه با مرارت به دست آمده باید تکمیل شود نه این که از دست برود این کار البته بسیار دشوار است و شاید هم نشدنی اما امتحان راهها و روشها حتما به زحمت آن خواهد ارزید یا حداقل بیضرر است در این مسیر علاوه بر بهره از انواع و اقسام استدلالها.
مراودات و رایزنیهای سیاسی حتی میتوان از فانتزی و تخیل نیز استفاده کرد چه اشکال دارد حالا که موقعیتهای بوجود آمده به غایت فشرده حساس و دراماتیک هستند، به عنصر تخیل پروبال بیشتری داد غنیسازی مشترک به صورت دورهای چطور است شاید بتوان کار را به تناوب یک مدت در ایران و مدتی در کشور دیگر پی گرفت اگر بیم از تکفیر و انگ و برچسب در میان نباشد دهها طرح و ایده دیگر که شاید رگههایی از فانتزی و تخیل را بدون خدشه بر اصول و محکمات بحث از جانب ایران در خود داشته باشد را میتوان به میان گود فرستاد، بعد هر کدام که مقبول واقع شدن روی میز مذاکره با طرفهای خارجی قرار دارد. غنیسازی مشترک به تصریح مقامات ایران یک فرصت برای اعمال حقوق کشور در عین اعتمادسازی نزد جامعه بینالملل است نباید گذاشت که این فرصت از دست برود هر چند که این کار آسان نیست مخصوصا حالا که غنیسازی یایده در بسترهایی بسیار دور از هم است و بسترسازی هم هنری است که تا به منصفه ظهور نرسد به اثبات نخواهد رسید. هرکس این هنر را در خود سراغ دارد از هر گروه و دستهای که باشد باید به میدان بیاید راههای گفتوگو در باب بحث هستهای در داخل باید باز باشد چرا که فرصتها توقف ندارند و در عرصه سیاست بینالملل هم خیلی زود دیر میشود.