مهرداد بهمنی
آینده اکران فیلمهای فرهنگی چه خواهد شد؟ این پرسشی است که در هفتههای اخیر ذهن هنرمندان و جامعه هنری، فرهنگی ایران را به شدت به خود مشغول داشته است. از روزی که سیدرضا میرکریمی در واکنش به نحوه نامناسب اکران فیلمش، عنوان کرد که چنانچه میتوانست از پخش فیلم خود در سینماهای ایران جلوگیری میکرد تاکنون، تعداد کثیری از کارگردانان و تهیهکنندگان سرشناس سینمای ایران در اعتراض به عملکرد غیر منطقی و گاه توهینآمیزی که با فیلمهایشان صورت گرفته زبان به اعتراض گشودهاند.
اعتراضات این عزیزان تا آنجا ادامه یافت که به دستور مسئولان محترم ارشاد، تشکیل کمیتهای جهت پیگیری این موضوع در معاونت سینمایی کشور با حضور اشخاص سرشناس عرصه سینمای کشور ایجاد شد که به نوبه خود نقطه امیدی را در دل اصحاب فرهنگ و هنر کشور ایجاد کند.
نحوه پخش و اکران فیلم در سینماهای ایران چه آن زمان که کاملا تحت کنترل و نظارت دولت بوده و چه هنگامیکه تحت نظارت ارگانها و نهادهایی چون شورای صنفی نمایش قرار داشت و حتی در این زمان که طرح آزادسازی اکران سینماها اجرا میشود، همواره محل مناقشه بوده است، لذا به نظر میرسد که با بررسی تجربیات گرانقدر گذشته باید به نتیجه مطلوب رسید.
در این موضوع جای هیچگونه شکی نیست که به همان اندازه که یک تهیهکننده و کارگردان خواستار فروش فیلم و بازگشت سرمایهاش میباشد، رونق سینما و درآمدزایی خود است. انسان منصف نمیتواند با نادیده گرفتن حق سینماداران به آنها بقبولاند که برای ارتقا سطح فرهنگی کشور از درآمد خود چشمپوشی کند به همین جهت سینمای ما برای به بار نشستن پیش از هر چیز نیاز به یک برنامهریزی دقیق و سرمایهگذاری دارد.
به طور مثال دولت میتواند با دادن سوبسید نسبت به آثار فرهنگی، شرایطی را برای اکران آثار ایجاد کند که هم سینمادار از حقوق اولیهاش محروم نشود و هم اینکه دغدغههای فرهنگی سینماگران و مسئولان فرهنگی نظام زیر بار فشارهای مادی در درازمدت رنگ نبازد. البته در این میان برخی به ساخت و گسترش تعداد سینماهای کشور با سرمایهگذاری دولت نیز اشاره کردهاند. این موضوع اگر چه در ذات خود، بسیار مثبت و معقولانه است اما ضربالمثل معروف «بزک نمیر بهار میاد» را در ذهن انسان متبادر میکند.
امروزه ما بسیار بیش از آنکه به طرحهای درازمدت نیاز داشته باشیم که البته در جای خود بسیار قابل تقدیر است، به مسکنهایی نیاز داریم که هنر کشور را در از دست دادن سرمایهها جلوگیری کند.
محمدحسین صفار هرندی وزیر محترم وزارت ارشاد روز گذشته در پاسخ به این پرسش که وزارت فرهنگ و ارشاد چه برنامهای برای حمایت از سینمای فرهنگی و سینمای ملی در کنار سایر آثار سینمای ایران دارد گفت: اگر این نوع فیلمها با مشکل اکران و کمبود سالن برای ارتباط با مخاطب روبهرو هستند، وظیفه حل آن با کسانی است که در مقام اداره سینمای ایران و اکران سینماها فعالیت دارند. پاسخ وزیر محترم ارشاد را اگر فرافکنی تصور نکنیم، باید متذکر شویم که مهمترین وظیفه وزارتخانهای چون ارشاد اسلامی، مجلس شورای اسلامی، سازمانهای تبلیغات اسلامی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی و اساسا تمامی اجزا و نهادهای فرهنگی در کشور ارتقا سطح فرهنگی کشور به هر نحو ممکن است.
معاونت سینمایی کشور در این میان به عنوان یکی از مؤثرترین نهادهای موجود باید در تعامل با مجلس شورای اسلامی، شرایطی را ایجاد کند که با اختصاص ردیف بودجهای در حمایت از این امر خطیر هر چه سریعتر جنبههای ایجابی سینمای کشور را نیز فعال کنند. بیشک تدابیر خردمندانه وزیر و معاونت محترم سینمایی کشور اینبار نیز مشکلات را حل خواهد کرد.