تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۸۶۶۳۹

اهمیت سیاسی فرهنگ غیررسمی


امیر محبیان
بسیاری بر این باورند که انقلاب اسلامی پیش از آن‌که انقلابی سیاسی باشد؛ انقلابی فرهنگی بود که توانست با ایجاد یا حداقل احیای فرهنگ خاصی؛ ارزش‌ها و هنجارهایی نوین را به جهان معرفی کند.
این فرهنگی بودن بدون تردید نقطه قوت انقلاب اسلامی است همچنان که در همین راستا؛ فرهنگ‌آفرینی که بیگمان نشانه عمق؛ قدرت و زنده بودن این جامعه است؛ در صورت عدم توجه به واقعیت‌هایی که در لایه‌های زیرین جامعه می‌گذرد؛ می‌تواند به نقطه ضعف جامعه مبدل گردد.
آنچه که می‌تواند این نقطه ضعف را به واقعیتی عینی تبدیل کند؛ بروز شکاف عمیق در جامع میان فرهنگ رسمی مورد حمایت حکومت و فرهنگ غیررسمی توده‌های مردم است.
می‌دانیم که برای فرهنگ تعاریف متعددی ذکر شده است؛ کمیته فرهنگی یونسکو تاکید می‌کند "فرهنگ مجموعه‌ای پیچیده از خصوصیات احساسی، فکری و غیرمادی است که به عنوان شاخص جامعه و یا گروهی اجتماعی مطرح می‌شود" از سوی دیگر گروهی معتقدند که "فرهنگ مجموعه‌ای است از عقاید، آداب و رسوم و سایر جنبه‌هایی که بیشتر بر ابعاد جنبه‌های معنوی و معرفتی وجود انسان توجه دارد." ولی در نهایت می‌توان این تعریف را پذیرفت که فرهنگ ساز و کاری است کم و بیش منسجم، مشتمل بر دو بخش مادی و غیرمادی که در هر یک از دو بخش، دو نظام شناختی و هنجاری قرار گرفته‌اند و با درجات آزادی مختلف بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند، تا در نهایت تعادل فرد، جامعه و محیط برقرار شود.
پس عنصری تعادل‌بخش درون نظامی متشکل از هنجارها اگر وجود داشته باشد، تعادل اجتماعی می‌تواند نتیجه آن باشد در غیر این صورت احتمال دارد که با شکاف میان نظام هنجاری و ارزشی مورد تایید و تقویت حکومت و آن چه که در میان توده‌ها تحت عنوان فرهنگ غیررسمی جریان دارد؛ تعادل اجتماعی بر هم خورده و حکومت از میان توده‌ها بیرون رانده شده و در غربتی ناشی از ناهماهنگی با فرهنگ مردم و ارزش‌های مورد قبول آنان قرار گرفته و در آستانه عزلت اجتماعی و نهایتا سقوط قرار گیرد. نحوه تقابل میان فرهنگ رسمی با فرهنگ غیررسمی بسیار ظریف، پیچیده و اثرگذار است چنانچه به درستی گفته‌اند: "فرهنگ غیررسمی در لایه‌های زیرین اجتماع راه مقابله را می‌یابد. فرهنگ پنهان با درونی کردن هر مولفه غیر خودی با شکل و شمایل جدید و سمت و سویی تیز، عناصر فرهنگی رسمی را به سخره می‌گیرد." نکته‌ای که در فرهنگ خاص ایرانی ممکن است به صورت به سخره گرفتن و بی‌اعتبار کردن از طریق ساختن هجوهای مردمی تجلی یابد. نگارنده قصد دارد در این سطور اهمیت نقش فرهنگ غیررسمی را به متولیان سیاسی جامعه مجددا گوشزد نماید و تاکید کند که رصد دایم شکاف میان فرهنگ رسمی و غیررسمی قادر است ضمن عمق‌یابی این شکاف در زمان مناسب با به دست درآوردن زنگ‌های خطر توجه مسئولان را به واقعیت‌ها جلب نماید.
فراموش نکنیم در عرصه عمل سیاسی نیز عدم توجه به فرهنگ غیررسمی باعث سقوط دولت‌ها یا شکست چهره‌های مهم سیاسی در انتخابات شده و آنان را در این حیرت فرو برده است که چرا علی‌رغم محاسبات به ظاهر منطقی، توده‌های مردم رفتاری دیگر نشان داده‌اند؟ و یا در مقابل فهم فرهنگ توده‌ای باعث رشد ناگهانی بعضی جریانات و پیروزی غیرمنتظره کاندیداهایی در عرصه انتخابات شده است.
در هر حال این شکست‌ها و پیروزی‌ها وقایعی غیرقابل فهم نیست به شرطی که با چشمان باز و بصیرتی ریزبین به فرهنگ توده‌ها بنگریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات