امیر محبیان
پنجم مرداد ماه روزنامه شرق، به نقل از سعید حجاریان نظریهپرداز جبهه مشارکت اعلام کرد:
_ دبیر کل حزب مشارکت تغییر میکند
_ اداره مشارکت هیات مدیرهای میشود
_ میخواهیم جبهه اصلاحطلبی جدیدی را از موتلفه تا نهضت آزادی گسترش دهیم. در همان روز خبرگزاری ایسنا به نقل از محسن صفایی فراهانی خبر دبیرکلی وی را شایعه دانست در حالی که محمدرضا خاتمی در برابر سوال خبرنگار خبرگزاری مذکور، پیرامون این خبر اظهارنظر (نه مثبت و نه منفی) نکرد.
هفتم مرداد ماه معاون دبیر کل مشارکت اعلام کرد:
_ تغییر دبیر کل جبهه خواست خود اوست، موضوع باید در کنگره مطرح شود. یازدهم مرداد ماه حجاریان خبر پیشنهاد خودش مبنی بر دبیر کلی عبدالله نوری را تکذیب کرد. هادی قابل هم اعلام نمود در جلسه شب گذشته شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی تصویب شد دبیر کل تغییر نکند، وی تاکید کرد:
عبدالله نوری هم جز ارتباط عاطفی هیچ ارتباط تشکیلاتی با جبهه مشارکت ندارد بنابراین دبیرکلی او بیمعناست.
اما قضیه چیست؟
1_ شکست سنگین جبهه مشارکت در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری بار روانی بسیاری را برای حزب به ارمغان آورده است و لازم بود که به نحوی فردی در این میان "قربانی" شود تا از ریزش نیروها در جبهه مشارکت جلوگیری گردد. محمدرضا خاتمی خواسته است با عنوان کردن ضرورت "پوستاندازی" در حزب به صورت ظریفی ضمن تغییر جایگاه خود از موضع بالا، عملا فشارها را بر کادر رهبری جبهه کاهش دهد. فشارهای ناشی از شکست بر حسب اخبار رسیده درون جبهه مشارکت به حدی است که افراد معترض نه فقط خواهان استعفای دبیر کل بلکه خواستار استعفای کلیه اعضای شورای مرکزی جبهه مذکور میباشند (با استناد به خبرنامه داخلی جبهه مشارکت و نقل قول خبرگزاری ایسنا در مورخ 9/5/81) مخالفان استعفای محمدرضا خاتمی معتقدند مسوولیت شکست نه فقط بر دوش دبیر کل بلکه بر دوش همه اعضا و ارکان حزب است و حساسیت شرایط به نحوی است که استعفای محمدرضا خاتمی و عدم مقبولیت (یا عدم توافق بر روی) دبیر کل بعدی ممکن است تیر خلاصی برای جبهه مشارکت باشد.
موافقان استعفای وی نیز برآنند که شکاف جدی میان راس و بدنه جبهه مشارکت پدید آمده و بویژه نیروهای استانی جبهه مشارکت معتقدند برای "مرکزنشینان" شکست در انتخابات صرفا یک حرکت سیاسی است در حالی که در استانها این شکست، آبرو و حیثیت و حتی زندگی شخصی نیروها را در معرض بحران قرار داده است.
جریان پشت پرده جیست؟
براساس اساسنامه جبهه مشارکت دبیر کل سال گذشته به مدت دو سال از سوی اعضای کنگره برگزیده شده است و در صورت استعفا کنگره سال جاری باید آن را بپذیرد. "مرکزنشینان" جبهه مشارکت که سنگینی فشار "نیروهای استانی و معترضان" را جدی یافتهاند طی یک سناریوی محاسبه شده کوشیدهاند با طرح بحث استعفای دبیر کل:
الف: شخص محمدرضا خاتمی را موافق استعفا نشان داده و بدنه را مخالف استعفا وانمود کنند.
ب: محمدرضا خاتمی را دارای "وجهه بیاعتنا به قدرت" نمایش دهند.
ج: از فشارها بکاهند و بالاتر از همه جلوی شعار پرطرفدار استعفای "شورای مرکزی به همراه دبیرکل" را سد نماید.
چه باید کرد؟
1_ ظاهرا شورای مرکزی مشارکت چندان معتقد به پذیرش فشارها از پایین و تن دادن به تغییرات دموکراتیک توسط لایههای زیرین نیست، از این رو، شاید این اولین امتحان دموکراتیک جبهه مشارکت باشد که شورای مرکزی با پیشنهاد استعفای دسته جمعی شورا بکوشد خود را در معرض "رای اعتماد مجدد" اعضای جبهه قرار دهد.
2_ دبیرکل و اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت باید طی بیاینهای تحلیلی ضمن پذیرش علل شکست و از دست دادن رای اعتماد بیش از بیست میلیون نفر از مردم که در دوم خرداد 76 به آنها اعطا شده بود، مسوولیت رسمی شکست را بپذیرند و در یک فرآیند انتقاد از خود نقاط ضعف را به صورت جدی مورد بررسی قرار دهند. نباید فراموش کرد یک حزب که سرمایه اساسی خود یعنی اعتماد ملی را از دست میدهد و آن را از 22 میلیون به 5/3 میلیون کاهش میدهد در صورت ناتوانی در تحلیل و توجیه اوضاع باید "ورشکسته به تقصیر" تلقی شود و طبعا برای بقای حزب، دبیر کل و اعضای شورای مرکزی به صورت دموکراتیک هزینه این اشتباهات را بپذیرند.
اکنون باید منتظر شد و میزان مسوولیتپذیری رهبران جبهه مشارکت را مشاهده کرد.