محمد مقصود علی
جناب آقای سعید حجاریان(1)، در مقام تبیین منظورشان مبنی بر فرصت سوزی اصلاحطلبان، مطالبی را بیان کردهاند که خالی از اشکال نیست و شایسته است بدانها اشاره گردد. ایشان بیان میکنند: "من یکبار گفتم که اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات. هنوز هم معتقدم که اصلاحات به معنای سابقش مرده و رویکرد جدیدی لازم داریم و باید اصلاحات نوینی را خلق کرد... رویکرد جدید را من تعیین نمیکنم باید خرد جمعی اصلاحطلبان این رویکرد جدید را تعیین کند... اصلاحات به تئوری نیاز دارد و تئوریپردازی در اتاق فکر و بین خواص انجام میشود... اشخاص دیگر نمیتوانند محور اجماع قرار بگیردند، زیرا عصر، عصر سازمانها است".
پیرامون صحبتهای ایشان چند سوال اساسی وجود دارد که اگر به این سوالات، پاسخ علمی و متقن داده نشود، کاشف از آن است که اصلاحاتیان بر این باورند که باید همچنان در بر همان پاشنه فضای ابهامآمیز که در این 8 سال ایجاد کردند بچرخد. آن سوالات از این قرارند:
1- از لحاظ مفهومی اصلاحات "قدیم" و اصلاحات "جدید" به چه معنایی است؟
2- از آنجا که در تعریف اصلاحات، یکسری اختلافات وجود دارد که مانع اتحاد اصلاحطلبان است، اجماع بر اساس رویکردی نوین چگونه حاصل میشود؟ جناب آقای حجاریان باید مکانیسم مدنظر خویش برای حل اختلافات اساسی مدعیان اصلاحات را بیان نمایند. در حالی که برخی مدعیان اصلاحات، تفکری کاملا سکولار را ارائه میدهند همچون اکبر گنجی، برخی دیگر، در جهتی برعکس، از حکومت ولایی طرفداری میکنند. چگونه میتوان حد جامعی میان این دو متضاد یافت؟
3- رابطه میان تئوریپردازی با خرد جمعی مورد نظر آقای حجاریان چیست؟ با توجه به این مهم آیا الیگارشی حزبی حاکم میشود، یا نخبهگرایی حاصل میشود؟ اگر الیگارشی حزبی حاکم شود، فلسفه وجودی تحزب نقض میشود، اگر نخبهگرایی که بنا بر نظر جمع کثیری یکی از خللهای اصلی اصلاحات است، چنانچه جناب آقای شمسالواعظین میگویند: "خطای اصلی اصلاحطلبان، نخبهگرایی صرف بود"(2) این نخبهگرایی منجر به تصمیمگیری در محفلی بسته و به دور از بدنه اجتماعی میشود. در واقع به نظر میرسد راهکارهای ارائه شده توسط آقای حجاریان تاکید بر استمرار همان خطاهای گذشته است.
4- ایشان منظورشان را از مفهوم عقل جمعی به طور صریح و منطقی بیان نکردهاند. به عبارت دیگر، منظور از "جمع" چه کسانی هستند؟ آیا همان خواص هستند که همگی با مختصات مشابه و پیشفرضهای مشترکی فکر میکنند و موید یکدیگرند؟ به علاوه، آیا وثاقت و اعتبار عقل جمعی در خود همان رای اکثریت بما هو اکثریت است یا خیر؟ آیا وثاقت عقل جمعی، بر یکسری از مبانی و اصول عقلیه بنا نهاده شده است؟ این جمع بما هو جمع یا عاقل بما هو عاقل هستند، یعنی از جهت عقلشان نظر میدهند یا رای صادره از آنها بر اساس منافع و سلایق مشترک است. اگر شق اخیر موردنظر باشد، دیگر تشکیلات مورد نظر از وثاقت و اعتبار مطلق و عام برخوردار نیست و فقط برای اعضای درون سازمانی توجیهپذیر است، نه افراد برون سازمانی. اگر شق اول مورد نظر باشد و جمع عقلا بما هم عقلا را لحاظ نماییم، باید بر اساس معیارهای منطقی ثابت شود که رای صادره از آنها از روی عقلانیت منطقی بوده است.
جناب آقای حجاریان، باید درباره مفهوم عقل جمعی، ملاک بازشناسی مصادیق عقل جمعی و مناط اعتبار آن بحث کنند، البته بگذریم که زندانی که از رای و نظر اکثریت ساخته شده، عقلای عقلانیت مدرن را گرفتار خود نموده و مجالی برای بحث و تردید در اصل حجیت عقل جمعی باقی نمیگذارد.